این احتمالا اولین(؟) و به احتمال بیشتر آخرین حرف من با شخص شما خواهد بود. قبل از پرسیدن هم بهتون بگم محتوای حرفم مربوط به مجموعه فعالیتهای شما از ۳-۴ هفته پیش هست و نه این توییت کوت شده خاص
چند سال پیش آقایی به اسم راب هندرسون یه عبارتی رو اختراع کردن به اسم «باورهای لاکژری»:
«ایدهای که برای دارندگانش پرستیژ اجتماعی به ارمغان میآورد، اما پیامدهای عملی آن به دیگران آسیب میرساند.»
این باورهای لاکژری که معمولا کاربردشون در صحنه سیاسی/اجتماعی و دعواهای انتخاباتی هست، برای توصیف حال این روزهای ما و اظهار نظر و موضع برخی افراد هم بسیار کارآمده.
مثلا شما که در کالیفرنیا زندگی میکنی، و از تمام مواهب و آزادیها و ثباتی که کشور و ایالت محل زندگیتون بهتون داده بهرهمند هستید،
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که قیمت گوشت یا شونه تخم مرغ در ایران چقدره،
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که ایران دچار ورشکستگی آبیه،
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که هوا لیترالی برای نفس کشیدن نیست
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که اینترنت ملی بشه و ارتباط ایران با دنیا از این که هست کمتر بشه
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که ارزش پول ملی چقدره
شاید «خیلی» براتون مهم نباشه که ارزش «جان» مردم ایران چقدره
شاید هم همه اینا براتون مهم باشه،
ولی احتمالا براتون «خیلی خیلی» مهمتر باشه که نظام بعدی حاکم در ایران یک نظام ۱۰۰ درصد مطابق با اون چیزی باشه که شما انتظار دارید، با گزارههای مبهم و کلیگویی مثل این که «حقوق اقلیت تضمین بشه» (دقیقا از چه حقوقی حرف میزنین که اقلیت باید داشته باشن و بقیه عین همون حقوق رو ندارن یا نمیخوان؟)
در واقع شما این آپشن رو دارید که در ساحل امن در کالیفرنیا اونقدر صبر کنین ت�� نظام مطلوب شما یک روزی در ایران ایجاد بشه (که شاید هم هیچوقت نشه) ولی مردم داخل ایران این آپشن رو ندارند. مردم دارن با تمام توانشون به تنها گزینهای که الان (نه ۵ سال، نه ۱۰ سال دیگه) موجوده چنگ میزنن برای گذر از جمهوری اسلامی.
حالا این وسط این توهم پیش میاد که «همه» مردم چون از جمهوری اسلامی خسته شدن و فقط میخوان ازش رد شن به اسم پهلوی متوسل میشن، ولی بخش زیادی از همین مردم هم دقیقا نگران آینده بعد از جمهوری اسلامی (که جمهوری واقعی نیست!!!) هستن، مردم نمیخوان بعد از گذر از این چاه بیفتن توی یه چاه بی انتهای دیگه با آزمون و خطا که آیا جمهوری بعدی واقعی خواهی بود یا نه!
میخوان برگردن به همون چیزی که ایران قبل از این کابوس بوده، به نظامی که مترقی بود، آزاد بود (حداقل در بعد اجتماعی)، دوست غرب بود، علم و هنر و فرهنگ و جان انسان در اون ارزش داشت، و شاید از همه مهمتر هویتی که قابل افتخار بود. بعد از اون نقطه شروع کنن به تغییر دادن چیزهایی که نیاز به تغییر داشت یا الان داره.
این گروه هستن که دارن از الان خواسته خودشون رو میگن، و حتی با خون و جون خودشون بهاش رو هم دادن!
در مقابل افرادی مثل شما رو داریم که انتظار دارید رهبر این جنبش مثل مبصرهای کلاس هر روز و هر دقیقه بیاد برای طرفدارانش پست بذاره -که قبلا بارها در مواردی اینکار رو کرده - که این حرف رو بزنید و این حرف رو نزنید. در واقع از یک طرف طرفدارانش رو به رعیت تشبیه میکنید/میکنند که از خودشون خواست و ارادهای ندارن و چکمهلیس اعلیحضرت هستن، از طرف دیگه شکایت میکنید که چرا اراده و خواست «شخصی» دارن و خواستهشون رو واضح فریاد میزنن.
نکته دیگه اینکه بسیاری از همفکران و لایککننده های شما اصلا و ابدا در موقعیتی نیستند که دست بالای اخلاقی رو داشته باشند! هر آنچه که جریان پادشاهیخواه رو بهش محکوم میکنند، از بهم زدن اتحاد، از حذف صدای مخالف، از فحاشی، و هر چیز دیگه خودشون یا در گذشته نه چندان دور انجامش دادن یا همین الان در حال انجام دادنش هستن.
یادمون نرفته تا همین چند ماه پیش آوردن پرچم شیر و خورشید به تجمعات مصداق حاشیه و تفرقه بود ولی ۳۳ تا پرچم دیگه از پرچم کوردستان(!)، گینه بیسائو، کیوآرکد ززآ، الجیبیتی، فلسطین، حزب کمونیست کارگری و ... موردی نداشتن!
استیج برلین رو یادمون نرفته که هیچ صدای پادشاهیخواهی روی صحنه نبود و بعد گفتن «خوب برن تجمعات خودشون رو برگزار کنن!»
یا چند روز پیش اشاره کردم که مثلا خانم مسیح علینژاد نه تنها هیچ موضعگیری نسبت به فحاشی و توهین مداوم افراد شناختهشده ای (در حد همین X) که هر روز به پهلوی و پادشاهیخواهان توهین میکنن - امثال توکا نیستانی و علی ابراهیمزاده -نداشته و ندارند
با دیدن همه اینها چطور از مقابله به مثل شکایت میکنند؟
شما جای دیگه ای گفتین که (نقل به مضمون) تن به این دوگانههای کاذب مثل «پهلوی-جمهوری اسلامی» نمیدین، و خوب حتما معتقدین که گزینههای بهتری یا وجود دارند یا در آینده خواهند آمد، یعنی شما:
۱- معتقدین که الان گزینه یا گزینههای بهتری وجود داره که بشه حول اونها تجمع کرد. سوال من این خواهد بود که این گزینهها کجان؟ اسمشون چیه؟
اگر اسمشون رو نمیگید که خوب احتمالا خودتون دلیلش رو بهتر میدونید، یا اگر میخواید با زرنگ بازی حرف از ��ورا بزنید که خودتون هم میدونید افرادی که تو اون شورا/ائتلاف قراره باشن خیلی خیلی مهمتر از نفس خود اون شورا هستن. قانون اساسی آمریکا به این خاطر که امثال مدیسون و هملیتون و فرانکلین توی اون شورا بودند این نتیجه رو داد، وگرنه اگر آتقی رحمانی و مهدیه گلرو و شادی امین در اون شورا بودن همچین نتیجهای نمیداد :)
۲- معتقدین که گزینه بهتر در آینده خواهد آمد،که در این صورت رجوع شود به بخش باورهای لاکژری!
در کل برداشت من از مجموعه حرفهای شما اینه که پیش فرضی دارید که نظام پادشاهی و بازگشت پهلوی نظامی لیبرال-دموکراتیک نخواهد بود و برای همین شما باید به باورهای خودتون پایب��د باشید و از این جریان حمایت نکنید، تا زمانی که جنبشی لایق حمایت شما به وجود بیاد. از اونجایی که انسان باسوادی هستید هم دیگه بحث ایندکس دموکراسی و پادشاهی های سوئد و نروژ و دانمارک رو نمیکنم ( و بله! ما بسیار شبیه تر به پادشاهیهای مشروطه اسکاندیناوی خواهیم بود تا سلطنتهای مطلقه اعراب مسلمان اطراف، اگر ��ا الان این رو حس نکردید من کار دیگه ای نمیتونم بکنم)
نکته خندهدارتر در مورد دوگانه های کاذب این که این براندازنماهای عزیز حرف از لزوم اتحاد میزنن، ولی در هر موقعیتی که به دست میارن، ولو به قیمت همراستا شدن با بلندگوهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و اصلاح طلبانش، با جریان تخریب پهلوی همراه میشن. در واقع اون ایدهالگراییشون در رابطه با نوع حکومت بعد از براندازی که بهشون بهانه اخلاقی لازم رو میده که از پهلوی حمایت نکنن، برای مبارزه با پهلوی جاش رو به عملگرایی ناب محمدی میده، حتی اگر به استمرار جمهوری اسلامی کمک کنن! :) مثال؟ از دموکراسی بگو! (کاری نداریم این خودش دوگانه کاذبه که پهلوی رو در مقابل دموکراسی میذاره)
به این فکر کنم میگن ایدهالگرایی دوگانهسوز!
میدونم الان باز میاید میگید من عقایدم برام مهمه و هیچکس نمیتونه منو سانسور کنه وفلان، کاملا هم درسته، من فقط برای شما و یه سری آدم دیگه که شاید مثل شما فکر کنن توضیح دادم این باورهای لاکژری شما هر چقدر برای خودتون عزیز و مهم، ممکنه همونقدر برای بقیه دور از واقعیت و هزینهتراش باشه. یکی مثل شما ترجیح میده عقایدشون خالص و ناب بمونه و برای هیچ چیزی کمتر از «پرفکت» خرجشون نکنه، یکی مثل من ترجیح میده عقایدش رو بذاره کنار و عملگرا باشه و کاری رو بکنه که خردجمعی میخواد، حتی اگه دقیقا اون چیزی که دوست داره از آب در نیاد.
موفق باشید و پیروز!
این روزها مالهکشهای حکومت، به ما حمله میکنند که ما گفته بودیم اگر مردم میلیونی بیایند، دستگاه سرکوب، تسلیم میشوند.
اجازه میخواهم که این بار شرط ادب را به جا نیاورم.
پاسخ من به این حامیان خستگیناپذیر ج.ا. این است:
ببخشید که شما و حکومت مطلوبتان، جاکشتر از آنی بودید که ما تصور میکردیم.
پس از نقض آتشبس از سوی جمهوری اسلامی با شلیک موشک به سمت اسرائیل، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل گفت که در پاسخ به نقض کامل آتشبس «دستور پاسخ کوبنده به قلب تهران را صادر کردم.»
بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، نیز در واکنش به نقض آتشبس از سوی جمهوری اسلامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تهران خواهد لرزید.»
توافق آتشبس از سوی دونالد ترامپ پیشنهاد شد که دولت اسرائیل نیز با آن موافقت کرده بود.
https://t.co/fIxoeL6jz1