Do not underestimate the role of Shia Islamic clerics, in collaboration with communists and leftists, in the 1979 catastrophe in Iran. This is a calamity that can strike any country and any democracy.
#KingRezaPahlaviForIran
UPDATE: Just a few decades earlier, parts of Tehran looked very different!! 🇺🇸🇮🇷
Western fashion was common in many cities, American and European companies operated in Iran,
and the country was one of Washington's closest allies in the Middle East.
So what changed?🤔
Before 1979, Iran was ruled by Shah Mohammad Reza Pahlavi. Rising oil revenues helped fund new roads, universities, industries, and one of the region's strongest militaries.
The Shah also introduced reforms that expanded education and increased rights for women in several areas. In major cities like Tehran, many people embraced Western fashion, music, and culture.
But not everyone supported these changes. Many Iranians believed the reforms happened too quickly
or mainly benefited the wealthy and urban population. Others opposed the Shah's close ties with the United States.😐
In 1979, months of protests and strikes
forced the Shah to leave Iran. Soon after, Ayatollah Ruhollah Khomeini returned from exile.
The revolution transformed nearly every part of Iranian society.
Islamic law became the foundation of the country's legal system, mandatory dress codes for women were introduced, and many social and cultural rules changed.
History can change a nation in a single year. For Iran, that year was 1979.
🤔🤔
رضا شاه پهلوی: با سه گروه نمیتوان کار کرد!
۱- هواداران جمهوری اسلامی
۲- مجاهدین خلق
۳- تجزیه طلبان
در واقع هر سه فرزندان مادری هستند که بهمن ۵۷ وضع حمل کرد. #ننگ_بر_فتنه۵۷
این خط و این نشون
بماند به یادگار در تاریخ
اگر قبل از 60 روز این حکومت ازبین نره و امریکا و دنیا همین سیاست را پیش بگیرن بیش از 20 درصد مردم ایران ازبین خواهند رفت
یکبار برید توی خیابان تا به حرفم برسید
#جاویدشاه#فوری
@rezabehjat احمق شمایید که فکر کردید با محکوم نکردن شورش ۵۷ میتونید یک حکومت فاشیستی دیگه توی سرزمینی که ۲۵۰۰سال قدمت پادشاهی داره علم کنید و به یک سبک دیگه مردم رو غارت کنید!
جاویدنامان قیام مهسا فکر نمیکردند که قرار یه عده این جنبش رو ضد پهلوی مصادره کنند که مردم در دیماه جوابتونو دادند.
@farnevesht@vatan_777 کسی نگفت تنها شعار بود هم شعار رضاشاه روحت شاد بود هم مرد میهن آبادی و هم مرگ بر خامنهاي و ج ا و...
اما هیچکس فکر نمیکرد که قراره شعار زن زندگی آزادی ضد پهلوی مصادره بشه!
@farnevesht راست میگی؟
مجیدرضا و محمدحسینی اعدام شدن طرفدار مهساامینی بودن؟دنباله رو چه تفکراتی بودن؟
حمیدرضا روحی که به شاهدخت نور پیام داده بود چی؟ مهساامینی سیاستمدار بود؟پیج جاویدنامان ۴۰۱ رو دیدی تاحالا؟یا حدیث نجفی؟
انحصارطلب شماهایید!
@alan_tofighi یعنی منکر شعار رضا شاه روحت شاد در کنار شعار زن زندگی آزادی در قیام مهسا هستی!
ما بودیم و شنیدیم
اما مردم در قیام دیماه با شعار #جاویدشاه دیگه اجازه ندادند تا امثال شما بتونند اون رو به نام خودشون بزنند.
@skhrzn النکاح سنتی و... نکاح یعنی فرو کردن، گای*ن
فرو کردن سنت من است!
افتخار عرزشی به همین دو جمله ست که خوش رو حلال زاده میدونه و به بقیه میگه حرومزاده!
وقتی به جنبش انقلابی شیروخورشید دقیقا توجه میکنیم ، نقش موثر ، شجاعانه و پایداری زنان را برعلیه رژیم تروریستی اسلامی را بخوبی میبینیم ، در واقع اولین حرکت ضدارتجاعی و مترقیانه زنان شجاع ایران بعد از اجباری شدن حجاب در ۵۸ با خروش نیم میلیونی در خیابانهای تهران کلید
مسدود شدن داراییها به معنای انتقال مالکیت آنها نیست و دسترسی به این منابع تابع قوانین کشورها، تحریمها، تصمیمات قضایی و توافقهای سیاسی است. بنابراین تشکیل یک دولت در تبعید بهصورت خودکار موجب آزاد شدن منابع مالی ایران نخواهد شد.
تجربه پیشنهاد ایجاد صندوق اعتصاب که برای اولین بار سالها قبل رضاشاه دوم مطرح کرده بود، نیز نشان میدهد مسئله اصلی لزوماً در اختیار گرفتن منابع دولتی نیست، بلکه ایجاد سازوکاری برای افزایش توان جامعه ایران در راه مبارزه است. هدف چنین ایدهای حمایت از شهروندانی بود که در شرایط اعتصاب ممکن است فشار اقتصادی سنگینی تحمل کنند. اما همانطور که دیدیم این موضوع توسط امریکاییها به دلایل مختلف مسکوت باقی مانده و ترجیح آنها همواره به استفاده از این اموال بعنوان اهرم فشاری علیه جمهوری اسلامی برای منافع خود بوده است.
به هر روی این تفاوت مهم است که منابع مالی اگر روزی آزاد شوند، بیش از آنکه تبدیل به ابزار قدرت یک ساختار سیاسی خارج از کشور شوند، باید در خدمت تقویت جامعه ایران و کاهش هزینه مبارزه قرار گیرند.
خطر خلأ قدرت پس از سقوط
بحث اصلی درباره آینده ایران نباید فقط به لحظه سقوط جمهوری اسلامی محدود شود؛ زیرا سقوط یک نظام سیاسی الزاماً به معنای آغاز ثبات نیست.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که دوره پس از فروپاشی حکومتها میتواند خطرناکترین مرحله باشد. خلأ قدرت ممکن است زمینهساز درگیری داخلی، ظهور گروههای افراطی، دخالت خارجی، فروپاشی اقتصادی یا تهدید تمامیت ارضی شود.
ایران با موقعیت جغرافیایی و اهمیت منطقهای خود، بیش از بسیاری از کشورها نیازمند یک برنامه دقیق برای روز پس از تغییر سیاسی است.
به همین دلیل، مسئله مهمتر از اعلام یک دولت در تبعید، ایجاد یک ساختار آماده برای دوران گذار است؛ ساختاری که بتواند کشور را اداره کند، امنیت را حفظ کند و مانع از آن شود که آینده ایران در میان رقابت گروههای مختلف یا فشارهای خارجی از مسیر خود خارج شود.
نقش رضاشاه دوم در دوران گذار در این چارچوب، نقش رضاشاه دوم را نمیتوان صرفاً در حد یک چهره سیاسی خارج از کشور یا یک نماد تعریف کرد.
سرمایه اصلی او در شرایط کنونی، ترکیبی از سابقه تاریخی،ارتباط با بخشهایی ازجامعه مخالف جمهوری اسلامی و طرحهایی است که برای دوران گذار سیاسی مطرح کرده است.
مهمترین مسئله درلحظه فروپاشی یک نظام سیاسی، وجود یک محور ملی است که بتواند از فرو رفتن کشور در بیثباتی جلوگیری کند.
نقش رضاشاه دوم میتواند درچنین شرایطی، مدیریت یک گذار منظم باشد؛ گذاری که هدف آن حفظ امنیت، تمامیت ارضی،جلوگیری از فروپاشی نهادهای حیاتی، بازسازی ساختارهای اداری و رساندن کشور به مرحله حاکمیت قانون باشد.
این نقش نباید به معنای یک مأموریت کوتاهمدت و پایانیافته پس از سقوط جمهوری اسلامی تلقی شود.اگر قرار است او محور چنین فرآیندی باشد، طبیعی است که آینده سیاسی او نیز باید در ادامه همین مسیر و درچارچوب قانون مشخص شود.
پس از تشکیل نهادهای قانونی و ایجاد شرایط انتخاب آزاد، مردم ایران خواهند بود که درباره شکل نهایی نظام سیاسی تصمیم خواهند گرفت.
درچنین مدلی، پادشاهی نه یک امتیاز شخصی،بلکه یک نهاد قانونی خواهد بود؛ نهادی که در چارچوب قانون اساسی و اراده مردم فعالیت میکند.
دولت در تبعید یا دولت آماده برای ایران؟
مسئله اصلی این نیست که دولت در تبعید در همه شرایط نادرست است.نمونههای تاریخی نشان میدهند که این مدل در برخی دورهها نقش مهمی داشته است.
اما هر تجربه تاریخی باید در شرایط خودش بررسی شود.
ایران امروز بیش از هر چیز نیازمند ساختاری است که بتواند در لحظه تغییر قدرت، کشور را از خطرات عبور دهد، نظم را حفظ کند و اجازه ندهد خلأ قدرت آینده ایران را تهدید کند.
به همین دلیل شاید راهبرد مؤثرتر، به جای اعلام زودهنگام یک دولت در تبعید، ایجاد یک ساختار ملی و آماده برای دوران گذار باشد؛ ساختاری که هم توان مدیریت کشور را داشته باشد و هم مشروعیت نهایی خود را از مردم ایران دریافت کند.
در این مسیر، نقش رضاشاه دوم میتواند فراتر از یک عنوان سیاسی باشد: نقشی تاریخی برای مدیریت گذار، حفظ ایران از خطرات پس از سقوط جمهوری اسلامی و فراهم کردن شرایطی که در نهایت ملت ایران بتواند در یک فضای آزاد و قانونی، آینده سیاسی خود را تعیین کند.
اگر این مسیر با موفقیت طی شود، نتیجه نه یک قدرت تحمیلشده از خارج و نه یک ساختار سیاسی از پیش تعیینشده، بلکه بازگشت ایران به حاکمیت قانون خواهد بود؛ مسیری که در آن جایگاه هر فرد و هر نهاد، از جمله رضاشاه دوم، با اراده ملت ایران مشخص خواهد شد و آن چیزی نخواهد بود جز آنچه در دی ماه به قیمت جان خود فریاد زدیم و تا رسیدن به آن از پای نخواهیم نشست.
#جاویدشاه #شاهرضاپهلوی
2/3
دولت در تبعید یا ساختار آماده برای گذار؛ بررسی یک انتخاب راهبردی برای آینده ایران
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی، بحث درباره چگونگی مدیریت آینده ایران پس از این نظام بیش از گذشته مطرح شده است. یکی از پیشنهادهایی که در میان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی مطرح میشود، تشکیل «دولت در تبعید» با محوریت رضاشاه دوم است.
استدلال طرفداران این دیدگاه روشن است: کشوری مانند ایران پس از یک تغییر سیاسی بزرگ نباید با خلأ قدرت مواجه شود و وجود یک ساختار از پیش آماده میتواند مانع از آشفتگی و بیثباتی شود. از طرفی برای بدست آوردن حمایت خارجی باید چنین امری به وقوع بپیوندد.
اما پرسش اصلی این است که آیا تشکیل یک دولت در تبعید در شرایط فعلی، واقعاً ابزار مؤثری برای گذار سیاسی خواهد بود یا ممکن است پیش از فراهم شدن شرایط لازم، به ساختاری نمادین تبدیل شود که عنوان دولت را دارد اما از ابزارهای واقعی قدرت برخوردار نیست؟
تفاوت مهمی وجود دارد میان آمادگی برای اداره ایران پس از جمهوری اسلامی و اعلام یک دولت پیش از در اختیار داشتن ابزارهای حاکمیت.
مفهوم دولت در تبعید و محدودیتهای آن
در حقوق بینالملل، دولت در تبعید مفهومی مشخص دارد و صرف اعلام یک دولت توسط یک گروه سیاسی در خارج از کشور، به معنای ایجاد یک حکومت دارای جایگاه حقوقی بینالمللی نیست.
پژوهشهای حقوقی درباره شناسایی حکومتها، از جمله آثار استفان تالمون، نشان میدهد که جایگاه دولتهای در تبعید معمولاً به عواملی مانند سابقه قانونی حکومت، میزان شناسایی بینالمللی، ارتباط با سرزمین اصلی و شرایطی که باعث خروج آن حکومت از کشور شده است، وابسته است.
نمونههای تاریخی دولتهای اروپایی در دوران جنگ جهانی دوم مانند دولتهای لهستان، فرانسه، نروژ و هلند، در شرایطی شکل گرفتند که این کشورها دولتهای رسمی و شناختهشدهای بودند که در اثر اشغال نظامی سرزمین خود را از دست داده بودند. آنها همچنان از سوی بخش مهمی از جامعه جهانی بهعنوان دولت قانونی کشورهای خود شناخته میشدند و در مواردی با نیروهای مقاومت داخلی و متحدان خارجی همکاری داشتند.
شرایط ایران امروز متفاوت است. جمهوری اسلامی، فارغ از میزان مشروعیتی که در میان مردم دارد، همچنان کنترل سرزمین، ساختار اداری و ابزارهای امنیتی کشور را در اختیار دارد. بنابراین یک دولت در تبعید ایرانی، ادامه مستقیم یک دولت قانونی برکنارشده در اثر اشغال خارجی نخواهد بود، بلکه باید مشروعیت و جایگاه خود را در شرایطی متفاوت ایجاد کند.
مسئله اصلی: قدرت واقعی یا عنوان سیاسی؟
یک دولت فقط با اعلام کابینه و انتشار بیانیه شکل نمیگیرد. دولت نیازمند ابزارهایی مانند توان اجرایی، منابع مالی، ساختار اداری، امکان اجرای تصمیمات و در نهایت ارتباط واقعی با جامعه تحت حکومت است.
مشکل اصلی یک دولت در تبعید این است که ممکن است از نظر سیاسی و رسانهای مهم باشد، اما میان مشروعیت سیاسی و توان اعمال حاکمیت فاصله وجود دارد.
اگر ساختاری در خارج از کشور اعلام کند که نماینده دولت آینده ایران است، پرسشهای اساسی مطرح خواهد شد:
چه کشورهایی آن را به رسمیت میشناسند؟
چه منابعی در اختیار دارد؟
چگونه با جامعه داخل ایران ارتباط سازمانیافته خواهد داشت؟
چگونه تصمیمات خود را اجرا خواهد کرد؟
بدون پاسخ روشن به این پرسشها، خطر تبدیل شدن دولت در تبعید به یک ساختار نمادین وجود دارد؛ ساختاری که بیشتر نماینده یک امید سیاسی است تا یک نهاد دارای قدرت اجرایی.
چرا شناسایی خارجی راهحل قطعی نیست؟
برخی معتقدند که با شناسایی دولتهای خارجی، مشکلات یک دولت در تبعید حل خواهد شد. اما تجربه تاریخی نشان میدهد که شناسایی بینالمللی نه امری خودکار است و نه صرفاً نتیجه اعلام موجودیت.
دولتهای خارجی بر اساس منافع، شرایط حقوقی و محاسبات سیاسی خود تصمیم میگیرند. ممکن است کشوری مخالف جمهوری اسلامی باشد اما در عین حال یک دولت در تبعید مشخص را به رسمیت نشناسد.
افزون بر این، اتکای بیش از اندازه به حمایت خارجی میتواند یک مشکل سیاسی ایجاد کند. هر نیرویی که مدعی نمایندگی آینده ایران است، باید مشروعیت اصلی خود را از مردم ایران بگیرد، نه از دولتهای خارجی.
حمایت بینالمللی میتواند یک ابزار مهم باشد، اما جایگزین سرمایه اجتماعی داخل کشور نمیشود.
مسئله منابع مالی مسدودشده ایران
یکی از استدلالهایی که گاهی در دفاع از تشکیل دولت در تبعید مطرح میشود، این تصور است که چنین دولتی میتواند به منابع مالی مسدودشده ایران دسترسی پیدا کند و از آنها برای سازماندهی فعالیتهای سیاسی یا حمایتی استفاده کند. اما این تصور با واقعیت حقوقی داراییهای مسدودشده فاصله دارد.
1/3
@elyasi_ir کسخل نفهم، لازم نیست پدربزرگهای همه ی ماسفر کرده باشند همین که دولت ایتالیا به برداران خیامی وام میداد اما به رئیس جمهور عراق وام نمیداد، صدقه سر اعتبار اون پاسپورت شاه بود، برو دنبال لنگ حوثی یمنی! تا نزدند مثل برادران تروریست لبنانیت تو حزب لله کصپرشون کنند، جای این گه خوریها
از آبان ۹۵ تا امروز جامعه ایران مسیری را پیمود که شایستهترین نام برایش «رنسانس ایرانی» است؛ جایی که خرد جای خرافه را گرفت، امید به باور بدل شد و گفتمان به عمل رسید.
شعار «رضاشاه روحت شاد» از قدردانی صرف بابت خدمات پدر ایران نوین فراتر رفت و به صفآرایی تمامقد پشت رضاشاه دوم برای بازپسگیری ایران رسید.
خیزش مهسا در این میان نهای بزرگ بود؛ هم به اولیگارشهاب پوستانداز و هم به تجزیهطلبانی که بعدها رهبرشان در مراسم چال کردن لاشه تجزیه شدهٔ خامنهای ظاهر شد.
مهمترین گزارهای که پس از این رویدادها در ذهن یکایک ما تثبیت شد این است: راه شکوه دوباره ایران تنها از شاهراه پهلوی میگذرد. تنها یک چهره بی نقاب است. اوست که یک ایران صدایش میکند.
#جاويدشاه
#پهلوی_خواهم
به نام جاویدنام #مهسا_امینی
بسیاری از دشمنان ایران از نام دخترمون سو استفاده کردن اما ما اینجاییم تا نداریم دیگه این اتفاق بیوفته، مهسای عزیزمون رو چهار سال پیش به قتل رسوندن و حالا ما تا لحظه انتقام می ایستیم..
به نام شهریور خونین ۱۴۰۱
#جاویدشاه
جمهوری اسلامی در این لحظه نسبت به دی وحشیتر به نظر میاد چون به پایان نزدیکتره، اما در عین حال ضعیفتره چون دهها هزار کشته داده، چون رهبر نداره، چون پول نداره، چون اپوزوسیون متشکل تره و رهبر داره.
ما به هدفمون از همیشه نزدیکتریم.
پشت شاه باشید و نذارید بذر ناامیدی بپاشند