باران میآمد میرقصیدیم، باد میوزید به دشت میرفتیم و میرقصیدیم، تابستان و زمستان جشن میگرفتیم. زندگی بود و خنده و شادی و تیرگان و مهرگان اما شما عرب پرستان باد که میآید وحشت میکنید و یاد قیامت میافتید با آمدن باران نماز وحشت میخوانید و کل سال را با مرگ و عزا گریه میکنید؛ شما حرام زادگان مردهی کوثر هستید و ما زندهی می
شما را چه به ایران؟