د ا.ا. مؤسس رحمه الله :
که امریکا حمله کوي نو په موږ
او تاسو څه شوي دي دوې امپراتورۍ
په تاريخ کې دا دى پر افغانستان
باندې ړنګې سوې دي دا به هم ړنګیږي .
مجازات فزیکی اطفال، راه درست تربیت نیست!
کودکان با محبت، توجه و رفتار مثبت رشد سالم میکنند، نه با خشونت، ترس و تحقیر.
مجازات فیزیکی نه تنها به وجود طفل آسیب میرساند، بلکه روان، احساسات و شخصیت او را نیز تخریب میکند.
بیایید از روشهای سالم انضباط مانند؛ گفتگو، گوش دادن، وقت دادن و راهنمایی کردن استفاده کنیم.
اطفال کوچک اند، اما شایستهی احترام، توجه و مهربانی هستند، پس بیایید به جای مجازات، تربیهی مهربانانه را رایج دهیم تا نسل سالم، بااعتم��د و آگاه را داشته باشیم.
سخن هفته؛ امریکا از پایگاه هوایی بگرام چه میخواهد؟!
نویسنده: ابراهیم منیب
ریس جمهور امریکا بتاریخ 27 سنبله در یک نشست خبری در بریتانیا گفت " آمریکا در تلاش است تا این پایگاه را به دلیل موقعیت استراتژیک آن که نزدیک به چین است، دوباره در اختیار بگیرد."، او گفت: "پایگاه هوایی بگرام فقط یک ساعت با جایی که چین تسلیحات هستهای خود را میسازد، فاصله دارد." پس از آن ترامپ در دو جای دیگر با لحن هشدارآمیز در مورد این پایگاه خبر داده و از مذاکره بر سر آن نیز یادآوری نموده است. دونالد ترامپ از زمان خروج امریکا از افغانستان تا به قدرت رسیدن آن نیز در مورد پایگاه بگرام و موقعیت استراتیژیک آن صحبتهای نموده و خواستار دسترسی به آن شده است. اکنون به ادامه صحبتهای قبلی در مورد آن اشاره نموده است.
با توجه به خروج امریکا از افغانستان در سال 2021 و تمرکز سیاست خارجی امریکا بر سر مهار چین و روسیه، یکبار دیگر موضوع بازگشت محدود امریکا در پایگاه بگرام بر زبانها آمده است. موقعیت استراتیژیک افغانستان از یک طرف و از طرف دیگر موقعیت این پایگاه که در بیست سال تحت اشغال امریکا قرار داشت و از آن منحیث مرکز مبارزه در مقابل مجاهدین افغانستان استفاده میگردید و در آن هزاران فرد ��سلمان به جرم جهاد فکری و نظامی در مقابل اشغال امریکایی زندانی میشدند، در شرایط بین المللی امروزی قابل تامل است.
از یک طرف جهان امروز که بسوی چند قطبی شدن میان امریکا، چین و روسیه جریان دارد و از طرف دیگر موقعیت جغرافیایی افغانستان که در همسایگی دو قدرت یعنی چین و روسیه قرار دارد، روز در روز به اهمیت آن میافزاید. در شرایط که امریکا سیاست مهار چین در منطقه اندو-پاسفیک را اتخاذ نموده و سیاست فشار بر روسیه و جدایی آن از چین را تعقیب میکند، از جهت دیگر خروج نظامی امریکا از افغانستان حیثیت قدرت امریکا را صدمه زده است، چند نکته نیاز به یادآوری دارد:
1. تصمیمگیرندگان در امریکا بر سر این موضوع اختلاف نظر عمیق دارند. بیشتر دموکراتان حضور فعال امریکا درین پایگاه را عاری از منفعت دیده و آنرا موضوع تحریک آمیز برای چین و روسیه میدانند. ولی تعدادی از جمهوری خواهان بشمول ترامپ تخلیه این پایگاه را ضعف استراتیژیک امریکا دیده و دسترسی به آنرا نوعی اعاده حیثیت امریکا در منطقه میبینند.
2. خروج ذلیلانه امریکا از افغانستان نه تنها ��ینکه رقبای بین المللی امریکا را تضعیف ننمود، بلکه آنان را برای قدرتگیری بیشتر جرات داده است. روسیه با حمله به اوکراین و ضمیمه نمودن 20 فیصد آن سرزمین به خود و مانورهای نظامی نزدیک مرزهای شرقی ناتو و برسمیت شناسی نظام حاکم در تلاش برای احیای قدرت خویش برآمده است. چین نیز با افزایش تواناییهای اقتصادی و نظامی در سطح جهانی و فعالیتهای نسبتا اقتصادی در افغانستان، سعی در ایجاد بازدارندگی قوی هم از لحاظ امنیتی و هم از لحاظ اقتصادی در سطح جهانی و منطقوی مینماید. به این لحاظ امریکا با توجه به نزدیکی جغرافیایی افغانستان به این دو قدرت، در تلاش بیشتر از قبل خود بوده ��ا نفوذ از دست رفته خویش را از طریق تعامل غیر رسمی با نظام حاکم در افغانستان اعاده نماید. طوری که گفته میشود امریکا مذاکره بر سر موضوع پایگاه بگرام با نظام حاکم را از ماه مارچ سال جاری میلادی آغاز نموده است.
3. با روی کار آمدن نظام حاکم در افغانستان و ترس از بیداری اسلامی و مبدل نشدن این سرزمین به مرکز احیای قدرت اسلامی در منطقه، امریکا از سال 2021 به این طرف تلاشهای مختلف نموده است تا نظام حاکم را در مسیر آنچه که بنام مبارزه با تروریسم یاد میکند، کشانیده و مشغول سازد. امکان آن میرود ترامپ تلاش نماید درین مسیر با اسلوب متفاوت از گذشته تحت عنوان دسترسی به پایگاه هوایی بگرام، نظام حاکم را در مبارزه مشترک علیه تروریزم در منطقه و مبارزه علیه گروههای مخلص جهادی که زمانی دوشادوش مجاهدین نظام حاکم میرزمیدند، بکشاند. اکنون که استراتیژی امریکا در قبال آنچه که بنام تروریسم یاد میگردد، از طریق کنترول از راه دور (Over the Horizon) و تبادل اطلاعات (Intelligence Data Sharing) با دولتهای هم پیمان آن صورت میگیرد، دسترسی به پایگاه هوایی بگرام در افغانستان میتواند امریکا را در زمینه آنچه بنام مبارزه با تروریسم یا�� میکند کمک مینماید.
آنچه که مهم است موقف عملی و صریح نظام حاکم در افغانستان است. نظام حاکم با توجه به موقفهای صریح و واضح خویش مبنی بر عدم موافقت بر سر موضوع بگرام، این را بخاطر داشته باشد که محاسبات امریکا درین زمینه مهم است. دولت امریکا این را بخوبی درک مینماید که حضور نظامی امریکا درین پایگاه خطوط سرخ و غیرقابل معامله برای نظام حاکم در افغانستان است. ولی یادآوری از مذاکره در مورد واپس گیری این پایگاه از سوی ترامپ نوعی ادعای بلندی است که از طریق تعامل سیاسی، اقتصادی و استخباراتی محدود تلاش مینمایند به خواسته مطلوب و مورد هدف خویش برسند. امریکا همیشه این را ثابت نموده است که در مذاکرات، خواستههای بلند پروازانه را از جانب مقابل تقاضا نموده تا طرف مقابل را به خواسته مطلوب تنازل دهد. اکنون که امریکا از مذاکره بر سر واپس گیری پایگاه هوایی بگرام با نظام حاکم صحبت مینماید در واقعیت امکان آن بعید نیست که شکل دیگری از حضور سیاسی، اقتصادی (منابع عناصر کمیاب)، استخباراتی و زیرساختهای نظامی خویش را تحت چتر تعامل دو طرف تقاضا نماید.
وحی الهی (قرآن و سنت رسول الله صلیالله علیه وسلم) و تاریخ این را ثابت نموده است، هرگونه تعامل با دولتهای محارب از جمله امریکا راس الکفر جهان که عملا در جنگ با مسلمانان در فلسطین، یمن، سرزمینهای اسلامی در افریقا قرار دارد، حرام بوده و تکیه بر تار عنکبوت است. این همان امریکایی است که 20 سال تحت عنوان مبارزه با تروریسم هزاران مسلمان را در افغانستان شهید مینمود و جایزه بالای سر رهبران مجاهدین تعیین میکرد. نظام حاکم در افغانستان بر اساس شریعت الهی و درسهای از تاریخ ضرورت است، نه از تهدیدهای ترامپ هراسان ب��شد و نه وارد تعامل بیشتر با این قاتلان تاریخ گردد. امریکای امروز خستهتر و درماندهتر از دیروز است. هرگونه نزدیکی با قدرتهای کفری همانند امریکا، چین و روسیه موجب تحریکات برای رقابت در میدان افغانستان میان آنان محسوب میگردد.
نظام حاکم در افغانستان تنها با تاسیس خلافت راشده ثانی و تطبیق همه جانبه اسلام در سیاست خارجی که همانا آن دعوت بسوی اسلام و اظهار دین میباشد، میتواند درین وضعیت بینالمللی از فرصت استفاده نموده و مبدل به قدرت بزرگ اسلامی در منطقه گردد. سیاست خارجی که روابط آن با دولتها بر اساس اسلام عیار و سنجیده شود نه بر اساس منافع کوتاه مدت ملی یا بر اساس تعامل با دولتهای محارب امروزی که جز خسران دنیا و آخرت نتیجهای ندارد.
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُم أَولِيَآءَ تُلقُونَ إِلَيهِم بِٱلمَوَدَّةِ وَقَد كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّ��َ ٱلحَقِّ يُخرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُم أَن تُؤمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُم إِن كُنتُم خَرَجتُم جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبتِغَآءَ مَرضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيهِم بِٱلمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعلَمُ بِمَآ أَخفَيتُم وَمَآ أَعلَنتُم وَمَن يَفعَلهُ مِنكُم فَقَد ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ
ترجمه معنا: "ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خویش را به دوستی نگیرید. شما نسبت بدیشان محبّت میکنید و مودّت میورزید، در حالی که آنان به حق و حقیقتی ایمان ندارند که برای شما آمده است. پیغمبر و شما را به خاطر ایمان آوردن به خدا که پروردگارتان است (از شهر و دیارتان) بیرون میرانند. اگر شما برای جهاد در راه من و طلب خوشنودیم (هجرت کردهاید و از زادگاه خویشتن) بیرون آمدهاید (با ایشان پیوند دوستی برقرار نسازید). در نهان با آنان دوستی میکنید، در حالی که من نسبت به هرچه پنهان میدارید یا آشکار ��یسازید (از همگان) مطّلعتر و آگاهتر هستم. هر کس از شما چنین کاری را بکند، از راستای راه منحرف گشته است. ممتحنه آیه 1
سخن هفته: کشمیر؛ زخم در حال فراموشی در میان سرزمینهای اسلامی
کشمیر سرزمینی میان کوههای بلند و دریاهای زلال با طبیعت خاص و شگفتانگیزاش زمانی بنام بهشت روی زمین شناخته میشد. در حالی که اکثریت اسکان آن��ا مسلمانان تشکیل میدهد اما بخش بیشتر آن پس از استعمار بریتانیا، تحت حاکمیت دولت هند است که با ظلم و فشار بالای مسلمانان آنجا حکومت میکند. این سرزمین همانند سرزمین فلسطین از سال ۱۹۴۷م تا کنون به میدان جنگ، منازعه و ظلم مبدل شده است.
بعد از تقسیم هند بریتانیایی به سرزمین هندوستان و پاکستان که بر اساس نقشه انگلیس و استعمار بود، قسمت بزرگ کشمیر مربوط هند گردید. اما از همان اوایل جهاد مردم مجاهد کشمیر علیه نظام هند ادامه داشت. دولت هند از سال ۱۹۴۷م تا کنون بیش از ۷۰۰ هزار سرباز هندی را در کشمیر مستقر ساخته که با ایجاد حاکمیت نظامی شدید، فضای زندگی را بالای مردم تنگ کرده است. در سال ۱۹۹۰م دولت هند با تصویب قانون AFSPA در مورد جامو و کشمیر حق تیراندازی مستقیم بالای مردم را به ارتش هند داد و اینکه ارتش میتواند مردم کشمیر را بدون حکم بازداشت کنند و سربازان هندی از انجام هر نوع جنایت مصوونیت قضایی داشته باشند. از آن زمان به بعد سربازان هندی از انجام هیچ نوع ظلم و وحشت و تجاوز دریغ نکردند و حتی بالای خواهران مسلمان کشمیری تجاوز کردند که بدترین واقعه آن در سال ۱۹۹۱م (کونان پاشپورا) دو بخشی در کشمیر بود که در آن دهها زن مسلمان توسط سربازان هندی مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند.
بعد از به قدرت رسیدن حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) به رهبری مودی در سال ۲۰۱۴م حزبی که اساساً بر پایه نژادپرستی، فرقهگرایی و نفرتپراکنی علیه اسلام و مسلمانان (چه در داخل هند و چه در سطح منطقه) بناء شده، فضای ظلم و شکنجه دیگر هم بالای مسلمانان کشمیر افزایش یافت. در سال ۲۰۱۹م دولت مودی ماده ۳۷۰ قانون اساسی را لغو کرد. قانون که اجازه خودمختاری را به کشمیر میداد، ایالات جامو و کشمیر تحت حا��میت مستقیم دولت مرکزی هند قرار گرفت و هزارن سرباز نیروی اضافی به منطقه ارسال شد و برای اینکه حقایق ظلم و شکنجه هندوها بالای مردم مسلمان کشمیر فاش نشود و افکار عامه جهان علیه هند نگردد، برای خاموش ساختن صدای مردم برای ماهها تلفن، انترنت و وسایل ارتباطی بالای مردم کشمیر قطع گردید. اکنون یکی دیگر از برنامههای دولت مودی کوچ دادن اجباری هندوها به ایال�� کشمیر به هدف فرهنگ سازی هندوئیزم و ازبین بردن کامل ارزشهای اسلامی است.
در سوی دیگر، دولت پاکستان که دارای ارتش و نیروی قوی در منطقه است در دو دهه اخیر در قضیه کشمیر خیانت میکند. با وجود داشتن قدرت نظامی کافی در منطقه و اینکه توانایی رویارویی تمامعیار با هند و شکست آن و توانایی آزاد سازی کشمیر را دارد، حکام خاین ملکی و نظامی آن اجازه حمله را برای ارتش نمیدهد. حتا در بسیاری موارد بعضی مقامات پاکستانی مقاومت و جهاد خود مردم کشمیر علیه هند را تقبیح نموده و آنرا عمل تروریستی میخواند. حکام در پاکستان اکثر مواقع از قضیه کشمیر استفاده سیاسی کرده و در بسیج افکا�� عامه و جهت دهی و انحراف احساسات مردم استفاده میکنند آن دقیقا در زمانی که این حکام خاین پاکستان در بحران داخلی قرار دارند. و در نهایت امریکا هم منحیث بادار برای رهبری ارتش در پاکستان اجازه نمیدهد تا بالای هند حمله کند.
امریکا منحیث بادار هر دو کشور سیاست توازن در منطقه را در پیش گرفته و خواستار صلح و عدم تقابل بین دو کشور است. تا هند از پاکستان خاطر جمع بوده و بتواند همراه با چین رقابت کند. و از سوی دیگر ارتش پاکستان نیز بجای مقابله با هند مصروف تقابل با مجاهدین داخلی در داخل پاکستان گردد و ازین طریق اسلامخواهی را در پاکستان ریشهکن بسازد. به همین دلیل در چندین منازعه و تقابل اخیر هند و پاکستان متوجه میشویم که امریکا یا با حضور مستقیم ویا هم توسط مزدوران خویش منحیث میانجی عمل کرده و مانع برخورد شدید بین دو طرف گردیده است.
آخرین تقابل بین هند و پاکستان ازین امر مستثنی نیست. زمانیکه تنشها بین دو کشور پس از واقعه ۲۲ آپریل در منطقه پهلگام کشمیر آغاز شد، با وجود که این اقدام به گروهی در کشمیر ارتباط داده میشد اما هند اصرار ورزید که دولت پاکستان در عقب این حمله دست دارد. در حالیکه در ه��د افکار عامه علیه پاکستان شدت گرفته بود، مودی مجبور به انجام چندین حملات تلافی جویانه علیه پاکستان شد، پاکستان هم برای مدیریت افکار عامه مردم پاکستان اقدام به بعضی حملات نوبتی بالای هند کرد. با وجود که پیشبینی میشد جنگ طولانی گردد، در همین صحنه حساس امریکا از موقف زور منحیث میانجی قوی عمل نموده و در همان روز بین دو کشور آتشبس اعلام گردید، به تعقیب آن ترامپ در صفحه خود در شبکه ایکس از آتشبس میان دو دولت خبر داد و به همین سادگی آتش جنگ میان ارتش پاکستان با هند خاموش شد.
این د�� حالیست که هر دو جناح، مودی رهبر حزب BJP و هم حکام خاین پاکستان ازین تقابل بهره برداری سیاسی نمودند. مودی برای کسب رای عام هند به نفع حزب BJP و پیشی گرفتن از دو حزب رقیب (حزب کنگره و حزب AAP) از این حادثه استفاده کرد. حکام خاین پاکستان نیز که مدتهاست در بحران داخلی بسر برده و از طرف دیگر نگران افکار عامه مردم پاکستان اند که در برابر خاموشی و سکوت ذلیلانه ارتش در قبال کشتار بیرحمانه دولت یهود در فلسطین خشمگین هستند، تلاش نمودند ازین فرصت برای تخلیه احساسات مردم پاکستان استفاده نمایند. اما این طرف کشمیر که سالهایسال است زیر ظلم و شکنجه قرار دارد و هربار قربانی سیاست کشورهای منطقه گردیده که آنرا به زخم ناسور دیگری بین سرزمینهای اسلامی تبدیل نموده است.
رهبران فعلی ارتش در پاکستان با وجود داشتن نیروی کافی نظامی، بخاطر راضی نگهداشتن بادارشان امریکا هیچگاه بخاطر آزادسازی کشمیر زیر اداره هند بالای دولت هندو حمله نمینمایند. و بجای قتال با هند ارتش را مصروف جنگ داخلی با خود مسلمانان و مجاهدین تحت نام مبارزه با تروریسم ساخته است. این سیاست منافقانه و مزدوری به امریکا سبب ضعف پاکستان از دید نظامی، اقتصادی و بحرانهای شدید داخلی گردیده است. اما در سمت مقابل هند با ثبات شده و از دید اقتصادی و تکنالوژی رشد چشمگیری یافته است. بدون شک پاکستان مصداق این فرموده رسولالله (ص) است که میفرماید: «مَا تَرَكَ قَوْمٌ الْجِهَادَ إِلَّا عَمَّهُمُ اللهُ بِالْعَذَابِ» «هیچ مردمی جهاد را ترک نکردند، مگر اینکه الله سبحانه و تعالی آنان را به عذاب گرفتار نمود.» (طبرانی، المعجم الأوسط)
ارتش پاکستان با وجود اینکه برخی عناصر متدین را نیز در خود دارد که آرزوی غزوه الهند را دارند، اما مفکوره پلیدی بنام دولت-ملت این ارتش بزرگ را به زنجیر کشیده و سبب شده است نتوانند به سوی آزادسازی کشمیر از زیر حاکمیت گاوپرستان بروند. قسمیکه این مفکوره دولت- ملت مانع حمله ارتشهای عربی بالای اسراییل برای آزاد سازی فلسطین شده است.
پس یگانه راه حل تاسیس دولت خلافت راشده است که با ازبین بردن مرزهای خیالی و ازمیان برداشتن مفکوره پلید دولت-ملت یا نشنلیزم بین سرزمینهای اسلامی، منابع و ارتشهای امت را منسجم ساخته و همه را در راه خیر و آزادسازی سرزمینهای اسلامی بکار گیرد. با انجام غزوه الهند دولت هندو را سرنگون کرده، ت��ریخ و فرهنگ اسلامی را دوباره در شبه قاره هند برگرداند. که بدون شک الله سبحانه و تعالی مژده تحقق آنرا برای ما داده است.
«عِصَابَتَانِ مِنْ أُمَّتِي أَحْرَزَهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ: عِصَابَةٌ تَغْزُو الْهِنْدَ، وَعِصَابَةٌ تَكُونُ مَعَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ» «دو گروه از امت من هستند که الله سبحانهوتعالی آنان را از آتش دوزخ حفظ میکند: گروهی که به هند لشکرکشی میکنند و گروهی که همراه عیسی بن مریم علیهالسلام خواهند بود». (روایت احمد)
عبدالله ذاکر
عباس غلامی، خلبان ۲۶ ساله افغان مقیم بریتانیا با ارسال تصاویری به افغانستان اینترنشنال تجربه خود را از مهاجرت به ایران و اروپا روایت میکند.
آقای غلامی هنگامی که کمتر از یک سال داشت، مجبور شد از جنگ در افغانستان به ایران فرار کند. او تا صنف نهم مکتب را در این کشور خواند.
او میگوید علاقهاش به خلبانی در حدی بود که هرازگاهی به فرودگاه مهرآباد در تهران میرفت و از دیدن هواپیما ذوق میکرد.
در چهارده سالگی او درک کرد که با محدودیتهای دستوپاگیری که قوانین جمهوری اسلامی در برابر مهاجرین دارد، نمیتواند به آرزوی دیرینهاش خلبانی دست یابد.
بنابراین سفر دشواری را در پیش گرفت و بعد از طی فاصلهای طولانی به اروپا رسید.
عباس غلامی در سرزمین جدید خود فرصت یافت تحصیل در زمینه خلبانی را ادامه دهد و در آسمان اروپ�� پرواز کند.
مسئولان ریاست احیاء و انکشاف دهات #کندز میگویند که کار یک شبکه آبرسانی به هزینه بیش از ۸ میلیون افغانی به کمک مالی اداره یونیسف در مربوطات ولسوالی علی آباد این ولایت آغاز شد.
به گفته منبع، با تکمیل کار این پروژه برای ۴۲۰ خانواده آب آشامیدنی فراهم خواهد شد.
عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان گفته که اشتراک شهروندان افغانستان در حملات هراسافگنی در پاکستان، برای صلح و ثبات در منطقه زیا��بار است.
بربنیاد گزارش رسانههای پاکستانی، عاصم منیر این اظهارات را روز گذشته در جریان بازدید از پیشاور مطرح کردهاست.