چیه این یوتیوب.
بخوای متخصص بشی توی هر رشتهای،
ورزش حرفهای کنی،
هر زبان زنده و مردهای رو یاد بگیری،
به همهجای دنیا سفر مجازی کنی،
آشپز، هنرمند، ورزشکار، متخصص هرچیزی بخوای بشی، فقط کافیه یه پلن مستمر بریزی و بقیهشو بسپاری به #یوتیوب.
افسوس که توی ایران فیلتره...
فرودگاه تازه نوسازی شده کویت رو اینجوری زدن.
فقط تصور کنید اگه اسرائیل میزد وسط فرودگاه بینالمللی تهران. لشکر «نه به جنگ» چنان به نجات آخوند میپرداخت که تا دو روز تایملاین پر میشد. الان همه ساکت، انگار نه انگار.
چهار نفراند.
سر کوچه ایستادهاند و نگاه میکنند.
نه در میان جمعیتاند.
��ه شعاری میدهند.
نه حتا سنگی پرتاب میکنند.
هیچ.
مطلقاً هیچ کاری نمیکنند جز تماشا.
زاویه دید ما در این فیلم، زاویهی دید یک دوربین مداربسته است؛ از پشت و کمی بالاتر، چهار مرد را میبینیم که کنار خیابان ایستادهاند.
ناگهان دو نفر از ��هار نفر، گلوله به سرشان اصابت میکند و نقش زمین میشوند.
همین.
نه هشداری.
نه درگیریای.
نه فرصتی برای فرار.
دو نفر دیگر عقب میروند. با دست بر سرشان میکوبند، میدانند اگر جلوتر بروند، کارشان تمام است چون میدانند این شلیک یعنی پای تکتیرانداز در میان است و شکار انسان.
اینترنت باز شده و فیلمها دارند یکییکی، با ترس فراوان، منتشر میشوند.
صحنهی تکاندهندهای که خواندید، صحنهی مرگ دو پدر است از لاکان رشت.
یکی ۴۱ ساله با دو فرزند.
دیگری ۳۳ ساله با یک فرزند.
نام یکی بهرام زاهدی است و
دیگری مجتبی قربانی.
دو مرد کاملا معمولی که نه فرمانده بودند.
نه سی��ستمدار.
نه چهره رسانهای.
فقط دو پدر بودند که ایستاده بودند سر کوچهشان و دیگر هرگز به خانه بازنگشتند.
جهان کر است. جهان کور است.
آنقدر کور و کر که با خودم فکر میکنم اگر روزی تمام ایرانیان جهان با هم فریاد بزنند هم، باز هم کسی سرش را به سوی ما نخواهد چرخاند.
جهان دارد وقیحانه
از کنار مرگ ایرانیان، آسان عبور میکند و نمیداند چه زخمی در حافظه جمعی ما به جای میگذارد .
بعضی مرگها هفتهها تیتر میشوند.
بعضی مرگها میلیونها بار بازنشر میشوند.
بعضی مرگها سیاستمداران را به صف محکومیت میکشانند.
و اما مرگ ما حتی در حد یک خبر کوتاه هم به جهان خبر پیدا نمیکنند.
تفو بر آنان که این تصاویر را میبینند و روی برمیگردانند.
تفو بر رسانههایی که برای رنج برخی انسانها ذرهبین دارند و برای رنج برخی دیگر چشم میبندند.
بگذار جهان کور و کر باشد برای ما.
اما ایرانی حافظه دارد.
تمام نامها حافظه دارند.
و از همه مهمتر؛ «خون» حافظه دارد.
ما از خون هموطنان بیگناهانمان نخواهیم گذشت.
وادارتان خواهیم کرد به پرسش سادهای در برابر وجدان جهان پاسخ دهید:
وقتی دو پدر بیدفاع با شلیک گلوله جنگی به مغزشان زمین افتادند، شما کجا ایستاده بودید؟
تا پاسخ ندهید، ��هایتان نمیکنیم.
ایران؛ سرزمین حافظه است.
باور ندارید به هزاران سال پیوستگی و پایداری این تمدن شریف و نجیب، بنگرید.
#انقلاب_شیروخورشید
#بهرام_زاهدی
#مجتبی_قربانی
📌فیلم مداربسته ضمیمه این پست شده اما پیشاپیش هشدار صحنهی آزاردهنده میدهم
من دقت کردم. همه اقتصاددانها، یه جوری مبهم حرف میزنن که در هر صورت حرفشون درست دربیاد. همیشه میگن یا فلان میشه یا بیسار. چشم بسته غیب میگن. تحلیل که نمیکنن. صرفا مثلفالگیرها یه چیزی میگن که همیشه توش دو تا نکته درست دربیاد که بگن دیدید درست گفتیم.
مادرجنده کلا دو سه هزار نفر گداگشنه اید که هر شب از باقیمانده بیت المال براتون غذای مجانی و چایی و شربت آماده میکنن و مثل سگ فقط برای سیر شدن شکمتون میاید تو خیابون، اون هم در حالیکه تمام نیروهای نظامی و انتظامی پشتیبانتون هستن!
هر وقت با احتمال گلوله خوردن و با وصیت نامه در جیب اومدید تو خیابونها بیا با هم حرف بزنیم!
سردمداران اروپایی برای بدر��تاری با اعضای ناوگان صمود، خشتک جر دادند و کل رسانهها رو قبضه کردند. ولی برای هزاران کشته شده در ایران که برای آزادی میجنگیدند، صدایی ازشون درنیومد. همینقدر مادرجنده، رذل، حقیر، پست و بیشرف.
خامنهای میگفت کلام خدا از دهان من جاری میشه. اعتقاد داشت مستقیم با خدا رابطه داره. خداش یک دقیقه اول جنگ هم بهش کمک نکرد. اولین کسی که به درک واصل شد خودش بود.