عشق مارکسیستها به دموکراسی، نیرنگی بیش نیست؛ فریبی مقدسمآبانه که برای فریب دادن تودهها طراحی شده است. در درون یک نظام سوسیالیستی، هیچ جایی برای آزادی وجود ندارد.
— لودویگ فون میزس
بخشی از فلاکت مملکت دقیقاً از همین حرفای پوپولیستی و قشنگ قشنگ شروع شد.
یه عده هرجا کم آوردن گفتن «به نفع مردمه»، «حمایت از مستضعفینه»، «عدالته»، «حق مردمه». ولی هیچوقت نگفتن پولش از کجا قراره بیاد.
نمونه واضحش صندوقهای بازنشستگیه.
بازنشستگی زودهنگام، سنوات ارفاقی، امتیازهای خاص، تعهدات بدون منبع؛ اولش برای مردم قشنگ فروخته شد. طرف کمتر حقبیمه داد، زودتر بازنشسته شد، سالهای بیشتری مستمری گرفت. خب آخرش صندوق از کجا باید پول بیاره؟
وقتی صندوق کم آورد، افتاد گردن دولت. دولت هم که خودش کسری بودجه داشت، رفت سمت بدهی، اوراق، فشار به بانکها و در نهایت خلق نقدینگی. خروجیاش هم شد تورم؛ یعنی دوباره همان بازنشسته و همان کارگر و همان مردم عادی فقیرتر شدند.
این فقط صندوق بازنشستگی نیست؛ یارانه پنهان انرژی، قیمتگذاری دستوری، سرکوب قیمت بنزین و برق و گاز، وام ارزان بیمنبع، همه همین داستانه.
اولش شعا�� قشنگه، آخرش میشه ناترازی، کسری، چاپ پول، #تورم و فقیرتر شدن مردم.
عدالت بدون حسابوکتاب، اسم شیک فاجعهست.
��وانان این مملکت از سختی کار و روزی ۱۲ ساعت کار کردن ترسی ندارن،
جوانان این مملکت از:
کم بودن حقوق
بالاکشیدن پولشون توسط صاحب کار
کرایهی زیاد رفت و برگشت
و سر و کله زدن با انواع و اقسام آدمای حر...مزاده ترس دارن.
اگر انقلاب آمریکا شکست میخورد...
اگر بیرقهای سرخ بریتانیا قیام سال ۱۷۷۶ را در خون خفه میکردند، تاریخ با قلمی تاریکتر و بیرحمتر نوشته میشد.
جورج واشنگتن، توماس جفرسون و دیگر معماران این عصیان، نه به عنوان پدران بنیانگذار یک ملت، بلکه به عنوان خائنانی شکستخورده بر چوبههای دار لندن تاب میخوردند.
مستعمرات سیزدهگانه زیر چکمههای سنگین ارتش شاهنشاهی و مالیاتهای تنبیهی کمر خم میکردند و هرگونه رویای آزادی در نطفه خفه میشد؛ بومیان آمریکا و بردگان نیز در این دنیای موازی خیری نمیدیدند، چرا که قدرت مطلق بریتانیا برای حفظ ثبات، هر جنبش و هویتی را با خشونت مضاعف سرکوب میکرد.
امپراتوری بریتانیا با بلعیدن کامل آمریکای شمالی، به هیولایی بیرقیب و جهانی تبدیل میشد که خورشید هرگز در قلمرو خونین آن غروب نمیکرد.
بدون تولد ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت سرمایهداری و صنعتی، موازنه قدرت ��ر قرنهای نوزدهم و بیستم کاملاً دگرگون میشد.
پادشاهیهای کهن اروپا با دیدن سرنوشت شوم شورشیان آمریکایی، پایههای قدرت خود را مستحکمتر میکردند و بریتانیا با اتکا به منابع نامحدود قاره جدید، هرگونه رقیب نوظهوری مثل فرانسه یا آلمان را پیش از برخاستن، در هم میشکست و جهان را در یک استعمار ابدی و تاریک منجمد میکرد.
بزرگترین قربانی این شکست، روح امید و مفهوم دموکراسی مدرن بود.
انقلاب فرانسه که شعلههایش را از خاکستر قیام آمریکا وام گرفته بود، احتمالاً هرگز رخ نمیداد و جهان برای قرنها در چنگال استبداد مطلق پادشاهان باقی میماند.
ایدههایی چون حق تعیین سرنوشت، آزادی بیان و حکومت مردم بر مردم، تنها به عنوان فرضیههایی شاعرانه و سادهلوحانه در کتابهای فلسفی خاک میخوردند؛ چرا که تاریخ ثابت کرده بود هرکس علیه نظم کهن برخیزد، سهمش از جهان تنها طناب دار خواهد بود.
@ahmadreza219 وضعیت ایران اینجوریه که هر کس اینکاره نباشه خائن هست
یا باید علکی تلاش کنی خر بشی
یا باید همه باهم بشینیم یه بار یا سقوط کنه این چرخه معیوب فرهنگی سیاسی اقتصادی یا علکی هر حمالی کنیم برای روس و چین و این و اون
یه موج گرما اومده حضرات جهان اول ریختن تو فروشگاه سر کولر کیون هم میذارن، بیمارستانها پر شده و سیستم تهویه نداره
هر حوضی میبینن میپرن توش، سر کرونا هم سر دستمال توالت همدیگه رو میزدن
بعد جی دی گوز به ملت ایران میگه گشنه!
جاکشا یه هفته مثل ملت ایران تو تورم و گرونی و بیبرقی و بی دارویی زندگی کنید ببینیم شما هم میتونید مثل مردم ایران دوام بیارید؟
ببینیم شما متمدن هستید یا ما!
ببینیم شما گشنه هستید یا ما!
ببینیم شما هم مثل ملت ایران تو مملکتتون میمونید یا رو به مرز فرار میکنید
چطور واسه @base اپ بسازیم؟
بدون دانش برنامه نویسی🎲
یکی از کارایی که 99 درصد کاربرای بیس انجام نمیدن بالا اوردن dapp روی بیسه
اموزشش رو از کانال ببینید
https://t.co/qi059h4Owk
اپ هایی ک ساختم
https://t.co/wHEBMHkEO4
https://t.co/rysIkFkPLJ
https://t.co/5Zwjk6sGnj
https://t.co/H4CzrzDgbM