این مرد خواب بود یهو دیدم گوزباقالی یه حال بامزه ای رفته خودشو تو دست مردی جا کرده و با یه آرامش خاصی چشاشو بسته
داشت دلم براش قنج میرفت و قوربون صدقشون میرفتم که دیدم ریده تو دست این مرد از همه جا بیخبر😂🤣👩🏻🦽
رفتم پیرسینگ زدم و باید با شوخی های شوهر خاله ای با مضمون این که شبیه گاو شدی دست و پنجه نرم کنم ولی از دو بابت خوشحالم
یکی این که خیلی بهم میاد
و دو این که میتونم تمرین کنم چجوری مودبانه به ادمای بیشعور برینم😄✌️
این خدمه افغانی که باهام کار میکنه یه پسر ۱۷ ساله بامزه و بیشتر اوقات رومخه…هر سری که میخوام برم ویزیت در محل با خوشحالی میگه میشه منم بیام؟ 😄هر سری هم وقتی برمیگردیم کلی گاسیپ راجب خونه زندگی مردم میکنه باهام😂🤣خیلی بامزس واقعا😂
صبح باید میرفتم ویزیت در محل کوک کردم گوشیو بیدار شدم این پسرو بیدار کردم بره سرکار و خودم خوابیدم و با زنگ این صاحب کیسه بیدار شدم
مغزم کصخله واقعا 👩🏻🦽