قبل رفتن به دوستاش گفته:
«من کسی رو ندارم خبرِ پر کشیدنمون رو به گوش همه برسونه، کاری کنید همه اسممو بدونن.»
فرزند ایران و جانفدای میهن
جاویدنام #محمدرضا_کیانیمنش
۱۹ دیماه ۱۴۰۴- کرمانشاهِ عزیز
دیروز داماد شد و امروز اعدام.
دیروز عروس شد و امروز بیوه زن.
نه شیکسپیری هست که شبیه داستان رومیو و ژولیت رو براشون بنویسه، نه تولستویی هست که مثل داستان انا کاترینا رو براشون به قلم بیاره.
تنها صدایی که هست صدای اندوه من و شماست. صدایی که حق خاموش شدن نداره. به خاطر علیرضا. به خاطر مهشاد. به خاطر عشقشان. به خاطر تمام کسانی که توسط جمهوری اسلامی عشقشان ناتمام ماند. به خاطر آزادی وطن و مرگ مکتب ۵۷.
حجله از خونِ عاشقان سرخ است
سفره از نُقل و شمعدان خالیست
عاقدِ عقدِ ما دوتا امشب
چهرهٔ خوفناکِ خلخالیست
حجله از خون عاشقان سرخ است
میهمانان به مویه و ناشاد
دست و پای عروس در بَند است
در هیاهوی جشنِ بیداماد
« آنچه باشد مرا به سفرهٔ عقد
آبِ زهرِ هلاهلِ کینهست
ذکرِ این بَزم: لعنت و دُشنام!
نفرت و خشم و آب و آیینهست»
صورتِ ماهِ نوعروسِ مرا
با دو سیلی به خون بَزَک کردند
بر سر و روی میهمانِ عزیز
ضمنِ لبخند، خون شَتَک کردند
حال، هنگامِ رقص و پاکوبیست
در محیطی که مَملو از حیلهست
رقص، با دست و پای در زنجیر
دَنس، حینِ شکنجه با میلهست
سقفِ سلول، خیره میخندد
تا در این بزم همدمَم باشد
میله جای نَبات بر سَرمان
دانهزنجیرِ کینه میپاشَد
با تواَم یارِ نوعروسِ جوان!
اِی پَریپیکرِ نشسته به دار!
«وطنِ من، تنِ مقدسِ توست»
امشب آن را به دستِ من بسپار
ما دوتا نارسیده، جا ماندیم!
ما دوتا گُلنداده، پژمُردیم!
گر تو را این حریصها کشتند
عاقبت هر دوتایمان مُردیم...
صبحِ فردا که چشم بردارم
نه خبر از تو، نه زِ مهمان است
میلهها همچنان به لبخنداَند
حجلهای نیست، بندِ زندان است!
#بداهه در سوگِ ج��ویدنام علیرضا سپاهی
یه خواهش کنم؟! رومو زمین نمیندازی؟!
لطفاً نامش #علی_زارعی را بزن و صداش باش که جمهوری بربر اسلامی منتقلش کرده به انفرادی برای حکم اعدام!
جرمش چیست؟! به شانه پهلوی بوسه زده و پهلوی را دوست داشته! همین! در جمهوری، حکم دوست داشتن شاه، اعدام است.
من خواهر بابکم، #بابک_صادقی_محسنی
ازتونخواهش میکنم قوی بمونید.
هر یه دونه ای که از ما کم بشه دشمن فقط شاد میشه.
من خودم داغدارم، بابک عزیزم رو ۸ سال ندیده بودم و هرگز دیگه قرار نیست ببینم.
پس منم از شما هستم، درد ما مشترکِ.
خواهش میکنم به خودکشی فکر نکنید.
خواهش میکنم برای روز انتقام قوی بمونید.
ما با هم و کنار هم یه تیم هستیم، خواهش میکنم این تیم رو تنها نذارید.
وجود تک تک ما ارزشمنده برای روز انتقام.
خواهش میکنم بمونید و ما رو تنها نذارید....
خواهش میکنم به زندگیتون پایان ندید...
مگه نگفتید از این به بعد من بابک میشم برات. پس خواهش میکنم درد ما رو بیشتر از ایننکنید....
#بابک_صادقی_محسنی
خانوادههای گرامی جاویدنامان انقلاب شیر و خورشید ایران،
از آنچه در ماههای گذشته بر شما گذشته است آگاهم و میدانم که در کنار داغ عزیزانتان، فشارهای امنیتی و سختیهای زندگی را نیز تحمل کردهاید.
میخواهم بدانید: شم�� تنها نیستید. جان و سلامت شما برای ما گرانقدر است.
فرزندان ��هرمان شما برای آزادی و آینده آباد ایران برخاستند و نام و فداکاریشان در حافظه ملی ما ماندگار خواهد ماند. امروز، وظیفه ماست که مراقب شما باشیم.
از روانشناسان، روانپزشکان و درمانگران ایرانی میخواهم برای حمایت فوری، مستمر و محرمانه از خانوادههای جاویدنامان پیشقدم شوند.
از همه هممیهنانم نیز میخواهم منتظر درخواست کمک نمانند. اگر خانوادهای از جاویدنامان را میشناسید، به سراغشان بروید؛ احوالشان را بپرسید، صدایشان را بشنوید و در کنارشان بمانید.
و به شما میگویم: کمک خواستن نشانه ضعف نیست. در این روزهای سخت، اجازه دهید در کنار شما باشیم.
حفاظت ا�� جان و سلامت یکدیگر نیز بخشی از مبارزه ما برای ایران است. نگذاریم هیچ خانوادهای در این سوگ و رنج تنها بماند.
دست همدیگر را بگیریم.
یکدیگر را تنها نگذاریم.
و ایران را، با هم، به ساحل نجات و آزادی برسانیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی