۴۷ سال تو سریالا و فیلمهاشون هر چی دزد و کلاهبردار بود رو ��ا اسامی اصیل ایرانی مث داریوش و هوشنگ و اتابک به مردم قالب کردن و بلعکس حسن و حسین و محمد رو انسانهای شریف و با خدا جا زدن؛
اما در واقعیت:
مسابقه دو ۱۰ کیلومتر امروز ۲۷ شهریور در تهران برگزار شد.
در ویدیوهایی که از این مسابقه در شبکههای اجتماعی منتشر شده، زنان زیادی با پوشش اختیاری دیده میشوند.
پیش از این حضور زنان بدون حجاب اجباری در مسابقات دو استقامت با مخالفت مقامات مواجه شده بود.
همزمان با این مسابقه، در جای دیگری از شهر هواد��ران حکومت، در را��پیمایی که «رزمایش جانفدایان ایران» نامیده شده است، شرکت کردند.
یک #کودک دستش را داخل مخزن زباله باغستان کرده تا #ضایعات جمع کند!یک بچه!
مخزن سرنگون شده و روی او افتاده و آسیب دیده.
دوروبرش پر از سرنگ است؛از جمله سرنگهای انسولین.
این تصویر فقط درباره یک مخزن زباله نیست؛ فقط در مورد بهداشت محیط نیست،
درباره کودکی است که باید جای دیگری باشد…
پسر پزشکیان گفته مردم رنجکشیده ایران باید مثل مردم یمن سفر نکنن، خودرو سوار نشن و هزینه زندگی رو نصف کنن.
درحالی که طبق ادعای مدیرعامل وقت صندوق بازنشستگی، داماد خانواده پزشکیان بدون هیچ تحصیلات مرتبط و تخصصی با حقوق حداکثری چند صد میلیونی قائممقام هلدینگ گردشگری صندوق شده.
هر وقت با بابابزرگ سوار تاکسی میشدم، یه اشتباه همیشگی داشت.
راننده میپرسید:
"کجا؟"
میگفت:
"خیابون پهلوی."
و من با خنده میگفتم:
"ولیعصر."
رانندهها هم گاهی میخندیدن.
بابابزرگ ولی نه.
فقط سرش رو برمیگردوند سمت پنجره.
بعدها فهمیدم تقریبا همیشه میخواست از یه جای مشخص خیابون رد بشه.
حتی وقتی مسیرمون نبود.
یه بار گفتم:
"��ز اینور دور میشهها."
گفت:
"بذار بشه."
تاکسی از کنار درختهای بلند خیابون رد شد.
بابابزرگ کمی خودش رو جلو کشید.
چند مغازه رو نگاه کرد.
بعد یهدفعه گفت:
"همینجا نگه دار."
راننده کنار زد.
بابابزرگ پیاده شد.
منم دنبالش.
جلوی یه ساختمون قدیمی ایستادیم.
پایینش موبایلفروشی بود.
بالاش چند پنجرهی عوضشده.
هیچ چیز خاصی نداشت.
پرسیدم:
"اینجا چیه؟"
گفت:
"هیچی."
چند قدم رفت عقب و به طبقه دوم نگاه کرد.
گفت:
"خونهمون بود."
گفتم:
"تو و مامانبزرگ؟"
سرش رو تکون داد.
بعد یکی از پنجرهها رو نشون داد.
"اون اتاق خوابمون بود."
گفتم:
"پس چرا تا حالا نگفته بودی؟"
شونهشو انداخت بالا.
"چی داشت که بگم؟"
همونجا چند دقیقه ایستاد.
بعد به موبایلفروشی پایین ساختمون اشاره کرد.
گفت:
"اینجا عکاسی بود."
گفتم:
"جدی؟"
خندید.
"روزی که اومدیم این خونه، مامانبزرگت منو کشوند پایین."
"گفت اولین خونهمونه. باید یه عکس داشته باشیم."
"عکاس اومد همینجا از��ون گرفت."
گفتم:
"عکسشو هنوز داری؟"
گفت:
"آره، هست."
بعد دوباره یه نگاه به پنجره انداخت.
"بریم."
شب، قبل از اینکه از خونهش برم، صدام کرد.
"بیا."
یه عکس آورد و گذاشت توی دستم.
"همینه."
عکس رنگورورفته بود.
بابابزرگ خیلی جوون بود.
مامانبزرگ کنارش ایستاده بود و دستش رو انداخته بود دور بازوش.
پشت سرشون همون ساختمون بود.
همون در.
همون طبقه دوم.
پشتش با خودکار نوشته شده بود:
اولین خونهمون، ۱۳۵۶
گفتم:
"چه جوون بودین."
بابابزرگ چند ثانیه به عکس نگاه کرد.
گفت:
"آره."
گوشیمو درآوردم و ازش عکس گرفتم.
بعد دادمش به بابابزرگ.
گذاشتش توی یه پاکت کوچیک.
سالها گذشت.
یه روز سوار تاکسی شدم.
راننده پرسید:
"کجا؟"
چند ثانیه مکث کردم.
گفتم:
"پهلوی."
راننده از توی آینه نگام کرد.
من سرم رو برگردوندم سمت پنجره.
درختها یکییکی رد میشدن.
خیابان پهلوی، تهران، 1974
Photo: Dick Gilbert
شرح یک غارت کوچک آیتاللهها :
بزرگترین معدنِ استخراجِ طلای آسیا در تکاب، آذربایجان غربی است.
این معدن با ذخیره ۳۰ میلیون تن با عیار متوسط 5 ppm اکنون سالانه ۱۰ تُن طلای خالص می��هد و جزو ۱۰ معدن طلایی برتر دنیاست.
ارزش این معدن در هر سال، برابر است با ۴ هزار و ۳۵۰ میلیارد تومان،که در هیچ جایی شما ردی از این طلاها و یا پولش نمیبینید نه در بودجه رسمی کشور و نه هیچ جای دیگر، چرا؟ چون این معدن متعلق است به «ستاد اجرایی فرمان امام» و این ستاد هم متعلق است بهمجموعههای اقتصادی و عریض و طویل رهبری و باز طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی تشکیلات زیر نظر رهبری را هیچ کسی حق ندارد سئوال و جواب کند، نه مجلس نه سازمان بازرسی نه دیوان محاسبات و نه هیچ جای دیگر.
حالا فقر و گرسنگی و بدبختی مردم ایران را بگذارید کنار درآمد این معادن طلا و نفت و گاز و دیگر محصولات کشورمان که دُرُسته ناپدید یا در آمریکا و اروپا تبدیل به سرمایه بنیادهای علوی و رضوی و... میشود!
البته حواستان باشد که خروجی طلای زرشوران، سالانه فقط ۱۰ تُن است و نباید آن را با کوه طلای سیستان که ۱۰ میلیون تُن طلا دارد، قاطی کنید.
دولت اعلام کرده خودروها و موتورسیکلت های قبل از ١٣٨۵ اگر در سامانه خودرو فرسوده ثبت نام نکنن کارت سوختشان باطل میشه!
ولی وارد سایت میشی میبینی بابت ثبت نام ١٣۶٠٠٠ تومن باید پرداخت کنی
توی همین سایت گفته ٧ میلیون خودرو و ١٠ میلیون موتور فرسوده در ایران هست
در نتیجه فقط از ثبت نام این طبقه که تقریباً از ضعیف ترین قشر هستن
حدود ٢/۵ هزار میلیارد تومان درآمد کسب میکنه!
بازار انحصاری
تولید خودرو صفر
واردات صفر
اما فشار میارند روی مردم
واقعا با کثیف ترین نوع حکومت طرفیم
@drpezeshkian
حتی اگر یکبار هم فیلم مافیایی دیده باشید،میدانید در تخلفهای بزرگ،سرشاخهها و شبکه اصلی برای نهادهای امنیتی و نظارتی ناشناخته نیستند.
قاچاق سوخت در این حجم هم نمیتواند بدون سرمنشأ و افراد مشخص باشد.
این حجم #قاچاق_سوخت با برداشت از کارت سوخت و بخاطر مثلا ارزانی سوخت است؟
روزها #بانکها اختلال داشتند و حتی دسترسی به پول خودمان با مشکل مواجه بود.
آن روزها مِنت سرمان گذاشتند گفتند:
«اقساط را فعلاً نپردازید»(اصلا چطور پرداخت میکردیم)؟
حالا پیامک دادند��اقساط را بپرداز؛چشم!پرداخت میکنیم.
فقط یک سؤال؛ #خسارت آن روزهای #اختلال را شما کی پرداخت میکنید؟