(2-1)
بیانیه مشترک
تفاهمنامه دولتهای تروریست و وظایف ما
بنبست آتشبس ناپایدار بین جمهوری اسلامی و آمریکا در روز ۱۴ ژوئ�� وارد مرحله جدیدی شد و طرفین بر سر تفاهمنامهای ۱۴ مادهای برای مدت ۶۰ روز به توافق رسیدند.
بنبست جنگ به علت محدودیتهای متعدد، دو طرف را به وارد شدن به چنین پروسهای مجبور کرد. از یک طرف آمریکا و لشکرکشی نظامی آن طی ۳۹ روز جنگ نتوانست به اهداف از پیش تعیینشده خود، یعنی به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی، برسد. نه تأسیسات هستهای رژیم نابود شد و نه اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی از ایران خارج شد و نه توان موشکی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی، علیرغم ضرباتی که متحمل شدند، از بین رفتند. بهعلاوه، بستن تنگه هرمز از جانب ایران که مزید بر علت شده بود، بحرانی گستردهای در بخش بزرگی از اقتصاد جهانی پدید آورد. فشار این وضعیت مستقیماً روی دولت آمریکا منعکس شد. بهعلاوه، شکاف در هیئت حاکمه آمریکا و همپیمانان اروپایی، از جمله فشارهایی بودند که دونالد ترامپ را به چرخش به طرف سازش و بدهوبس��ان و عاقبت قبول چنین تفاهمنامهای انداخت. واضح است آمریکا و بزرگترین ارتش جهان در حلوفصل این بحران، هم در رویارویی با جمهوری اسلامی و هم مقابله ��ا قطبهای رقیب جهانی، حداقل تا این مقطع موفقیتی بهدست نیاوردهاند. آنچه در تفاهمنامه آمده است، همان شرایط منطقه و خلیج فارس قبل از شروع جنگ ۳۹ روزه است.
از طرف دیگر، ضربات سیاسی، نظامی و اقتصادی و شکاف در بالای حاکمیت، جمهوری اسلامی را هم وادار ساخت تا از شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» و خونخواهی خامنهای کوتاه بیاید و بالاخره با «شیطان بزرگ» تفاهمنامهای را امضا کند که در صورت عملی شدن، حاوی امتیازات امنیتی و اقتصادی قابلتوجهی برای جمهوری اسلامی است.
اما تفاهمنامه شصت روزه شکننده است، زیرا خود حاصل شرایط و تعادل قوایی است که پس از ۳۹ روز جنگ بهدست آمده است و در آن طرفین نتوانستند برتری قاطعی در مقابل هم پیدا کنند. در نتیجه، در این سطح هم ماهیتی ناپایدار دارد. مضافاً دست به ریشه بحرانهای مزمن خاورمیانه نبرده است. تفاسیری که از برخی از بندهای آن حاصل میشود، میتواند موجب اختلاف و به��م خوردن کلیت آن بشود. به این اعتبار، نقطه تعادل پایداری بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل ایجاد نمیکند. در خوشبینانهترین حالت، ایستگاهی است در مسیر چرخه جنگ و مذاکره بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل. این نکته را هم باید در نظر داشت که جمهوری اسلامی، که هویت ضدآمریکایی و ضداسرائیلی از ستونهای ماندگاری آن است، بهآسانی نمیتواند در یک عقبنشینی بزرگ با سیاستهای آمریکا و غرب سرراست همراهی کند.
در صورت نهایی شدن این تفاهم در مدت ۶۰ روز آینده و کسب پول و امتیازات مالی برای جمهوری اسلامی، روشن است رژیمی که ماندن در قدرت به هر قیمتی اولویت اول و آخرش ��ست، از آن برای ترمیم معیشت و رفاه عمومی استفاده نمیکند؛ همچنان به تجهیز و بازسازی نیروهای سرکوبگر و نهادهای خرافی خواهد پرداخت و امکانات مالی را خرج آنها خواهد کرد. اما عاقبت این تفاهم هر مسیری را طی کند، نفس ختم جنگ برای جامعه ایران و زندگی و معیشت پرمشقت دهها میلیون مردم زحمتکش مطلوب است و ��رصتی برای احیای شرایط عادی جامعه و مهمتر، فرصتی برای احیای دوباره جنبشهای اعتراضی فراهم میکند.
جنگ ۱۲ روزه خرداد سال ۱۴۰۴ و بهخصوص جنگ ۳۹ روزه اخیر بار دیگر صف دوستان و دشمنان را از هم جدا ساخت. نشان داد که جامعه ایران در مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی چه مخاطرات و موانعی را در سر راه خود دارد. آتشبیاران معرکه و طرفداران بیشرم بمباران و موشکباران شهر، کارخانه، مدرسه و محل زندگی مردم، ننگی پاکنشدنی به سابقه همیشهسیاه خود افزودند. هارترین بخش آنها، جریان سوپرشوینیست سلطنتطلب، برای ویرانی جامعه و خون ریختهشده کودکان مدرسه میناب و بمباران دانشگاهها، بیمارستانها و مناطق مسکونی، در شهرهای بزرگ غربی بساط رقص خیابانی و نوشیدن شامپاین بهراه انداختند و به انسانیت و دفاع از کرامت جهانشمول عصر حاضر تف انداختند. البته آنها تنها نبودند. صف در انتظار بورژوازی ��روغرب و بخش وسیعی از احزاب ناسیونالیست کرد، در رأس آنها همپیمانی شش جریان ناسیونالیست در کردستان، به امید به ثمر رسیدن جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل و تغییر رژیم از بالا، سر از پا نشناختند، گستاخانه آماده همپیمانی نظامی با ارتش دولتهای آمریکا و اسرائیل شدند و وقیحانه از رسانههای ضد جامعه و جنگطلب، با تبلیغ محسنات جنگ، بیربطی خود را به امنیت و حفظ جان و مال دهها میلیون انسان به نمایش گذاشتند.
↙️ادامه
#اعدام قتل عمد دولتی
بدون شک مبارزه علیه اعدام، سنگ بنای بهدستآوردن مطالبات دیگر جنبشهای اعتراضی است و بدون یک مبارزهی ه��هجانبه و سراسری برای لغو اعدام نمیتوان به آیندهای روشن امید داشت. ما بدون هیچ تعللی خواستار لغو مجازات اعدام با هر بهانه ای هستیم،
کارزار «#سهشنبههای نه به اعدام» به صدایی واحد علیه ماشین مرگ جمهوری اسلامی بدل شده است؛ صدایی که از دل خانوادههای داغدار، جنبشهای زنان، کارگران، معلمان، و فعالان سیاسی برخاسته است. این کارزار، نه فقط حرکتی اعتراضی، بلکه امکانی واقعی برای پیوند جنبشهای اجتماعی و انقلابی است. پیوندی میان مبارزه علیه اعدام و مبارزه برای نان، آزادی و برابری.
اعتراضات خیابانی دانش آموزان
حتی در بحبوحه جنگ و ناامنی، دانشآموزان به خیابان ریختند!
امروز ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، صدها دانشآموز در فارس، تهران، مرکزی، لرستان و شهرهای دیگر، علیرغم شرایط جنگی و ناامنی، مقابل ادارات آموزشوپرورش تجمع کردند.
فریادشان این بود
۱- «تأثیر قطعی معدل» و «ترمیم معدل» = بیعدالتی و نابودی آینده ما
۲-امتحان حضوری پایه یازدهم و دوازدهم در این شرایط = فشار روانی غیرانسانی
۳-آیندهمون رو قربانی نکنید!
دانشآموز می میرد، ذلت نمیپذیرد
فشار روانی کافیه، زندگی مو نو پس بدین
صدای این نسل را بشنوید. دیگر ساکت نمینشینیم
#اعتراض_دانشآموزان #بی_عدالتی_آموزشی
لندن، میدان ترافلگار
فریادی برای نجات جان #پخشان_عزیزی و همه زنها و مردهایی که رژیم اسلامی برایشان طناب دار دوخته است.
سکوت یعنی همدستی
بیتفاوتی یعنی چراغ سبز به ماشین اعدام.
اجازه ندهیم رژیم در سکوت، انسانها را قتلعام کند.
#StopExecutionsInIran#WomanLifeFree