آخرین شعری که براش گفتم و هیچ وقت نخوند:
نگاهت را در این پاییز گم کردم
میانِ خِش خش و باران و بی برگی
تو را من تا ابد هم چَشم در راهم
اگر حتی شود مابین ما دیوارِ جانمرگی
فقط خواهش میکنم برای سلامتیش دعا کنید. دکتراش که اینو گفتن.
😔😔😔🙏💔😔
حالم به هم خورد امشب .. از یه حرفی .. یه چیزی ... که هیچ وقت نبودم!
کاش قد و قواره همو ببنیم و بعد نظر بدیم.
فردا شب از این فضای نخبگان میرم و اینبار دیگه بر نمیگردم.
حال دل همتون خوش..💗💗🙃🙃🚶♂️🚶♂️