کشوری آسیب میبیند که سیاست خارجی را به ابزار رقابتهای داخلی تبدیل کند؛ اما آنجا ضربه بنیادین میشود که بخشی از این رقابتها، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمین دشمن شکل بگیرد و از بیرون هدایت و مدیریت شود. امنیت ملی از جایی آغاز میشود که مرز اختلاف داخلی و سیاست خارجی را بشناسیم.
@HosseinGhatib باور کند که ما توان و ظرفیت رساندن کلاهک اتمی را به هدفی مشخص بر مبنای ارادهمان داریم. با جمیع این جهات سناریوی جایگزین پیشنهادی شما جهت تثبیت قدرت بازدارندگی و ورود به دورهی بازسازی چیست؟ زمان انتظار جامعه هم نامحدود نیست
@HosseinGhatib با فرمایشات شما کاملا موافقم
اما در این مدتی که مطالبتان را مرور کردهام، تمرکزتان روی بازدارندگی اتمی بوده است و این در حالیست که کلیت نظام چنین جمعبندی واضحی ندارد. حال به علت عدم اعتقاد به این روش، یا بیتصمیمی و یا عدم اطمینان از امکان نمایش بازدارندگی اتمی که دشمن چنین/
اگر دستاوردهای میدان، از طریق تیم دیپلماسی در زندگی واقعی مردم، احساس نشود، یعنی شکوفایی اقتصادی در کشور و رونقی در زندگی مردم، پدید نیاید، پیروزی های جنگ کم رنگ تر شده و با شورش های که در آینده رخ خواهد داد، امنیت ملی خدشه دار خواهد شد.
اینجاست که حاکمیت وظیفه دارد، به دستاوردهای میدان و دیپلماسی، نه به عنوان مسائل حزبی و جناحی، بلکه به عنوان تضمین امنیت ملی، با چشم انداز راهبردی نگاه کند. تا چرخه معیوب:
فشار اقتصادی، تحریم، شورش و بعد جنگ، دوباره تکرار نشود.
پاشنه آشیل این مذاکرات در جناحی کردن آن در داخل است. اسراییل از طریق شبکه نفوذ، روی این مسئله حساب ویژه ای باز کرده است.
۱ـ میدان دستاورد سازی نکند. مذاکرات شکست بخورد.
۲ـ اگر دستاوردی شکل گرفت، توسط جریان های سیاسی، مصادره شود.
۳ـ دستاوردها در زندگی واقعی مردم احساس نشود، تا زمینه شورش های بعدی فراهم شود.
۴ـ بین میدان، دیپلماسی و مردم اختلاف بیفتد.
۵ـ ترورهای هدفمند، همراه با شورش های شهری، شکل گیرد.
۶ـ با تضعیف نهادهای اجتماعی و ساختارهای سیاسی و قدرت نظامی، دوباره جنگ آغاز شود.
از نظر بنده پیام رهبر معظم انقلاب کاملا هوشمندانه، دقیق، مقتدرانه، برگرفته از خرد جمعی دلسوزان و مبتنی بر اصول جمهوری اسلامی بود.
همه ملت در کنار رهبری، رئیسجمهور و دیگر عزیزان مسئول با بیاعتمادی کامل و دست بر ماشه
"از این لحظه منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود!"
والسلام.
برخی سیاستمداران در تاریخ با فریاد شناخته میشوند، برخی با وعده؛ اما معدود افرادی هستند که در میان آتش بحران، کشور را از لبه پر��گاه دور میکنند.
دکتر پزشکیان از آن دسته مدیرانی است که سرمایه سیاسی خود را خرج آرامش ایران کرد، نه آرامش جایگاه خود.
در روزگاری که بسیاری از اختلافات تغذیه میکنند،
او بر وحدت ملی تأکید کرد؛
در زمانی که عدهای از تشدید بحران سود میبردند، او مسیر عقلانیت را برگزید؛ و هنگامی که برخی به دنبال پیروزی جناحی بودند، او موفقیت ایران را هدف قرار داد.
بزرگترین خدمت او شاید نه در آن چیزی باشد که انجام داد، بلکه در آن چیزی باشد که اجازه نداد رخ دهد؛
جلوگیری از عمیقتر شدن شکافها، حفظ انسجام ملی در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر و اثبات این حقیقت که ایران را تنها با گفتگو، تدبیر و همدلی میتوان از گردنههای سخت عبور داد.
اگر روزی درباره این مقطع قضاوت شود، خواهند نوشت:
«مردی آمد که به جای ساختن دشمن، به دنبال ساختن ایران بود.»
و این، دستاوردی است که بسیار بزرگتر از هر پیروزی سیاسیِ موقت خواهد بود.
خسته نباشید رزمنده!
دکتر مسعود پزشکیان
@MKhamenei_ir
@drpezeshkian
@mb_ghalibaf
اول باید چند نکته را باید با هم مرور کنیم!
نکته اول: به خاطر ترورهایی که صورت گرفته و در زمان جنگ گفته بودم که موساد در حال مهندسی ساختار قدرت در ایران است، و بخصوص بعد از جنگ، روند ساختار قدرت و وزن نیروهای سیاسی دستخوش تغییر شده است. نیروی جدیدی در سیاست ایران در حال شکل گیری است.
البته هر تروری به دلیلی انجام شده بود! مثلا ترور لاریجانی برای تضعیف دیپلماسی برای دوران بعد از جنگ بود که بی شک این ترور برای آینده قدرت در ایران هم نقش داشت. ولی به هر حال، نیروی جدید، بسیار متفاوت تر از دوران جنگ، خواهد بود.
نکته دوم: شبکه نفوذ در ایران هنوز فعال است و آنها در عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش دارند. در همه جریان ها هم حضور و نفوذ دارند و حذف نشده اند!
نکته سوم: رهبر جدید با رهبر سابق متفاوت است. هر چند مجتبی پسر سید علی است اما دوره و زمانه هر دو با هم متفاوت است. هر چند در قانون اختیارات هر دو یکسان است اما شیوه اعمال قدرت، فرماندهی و فرمانبرداری مسئولین و جامعه از هر دو دستخوش تغییراتی شده است. که این می تواند برای رهبر جدید، هم فرصت هایی به دنبال داشته باشد و هم چالش های اساسی.
این چالش ها در سه ساحت مدیریت دولت، حکمرانی اجتماع و فرماندهی نیروهای نظامی، قابل تفسیر است.
سوال مهم این است که رهبر جدید چقدر قدرت دارد و چقدر ��ی تواند قدرت خود را بر ارکان های تصمیم گیری اعمال کند؟ این را گذشت زمان نشان خواهد داد اما آنچه که امروز از پیامش مشخص بود، این بود که درباره مذاکرات نظر دیگری داشته! حال یا نخواسته یا نتوانسته که نظر خود را بر نظر شورای امنیت ملی تحمیل کند!
نکته چهارم: تغییرات اجتماعی و فشارهای اقتصادی در دوران گذشته و جدید و انباشت بحران های اقتصادی در جامعه است که حتما با ساختار قدرت ارتباط تنگاتگی دارد! حکومت باید پول داشته باشد تا بتواند جامعه را حفظ کند! با بودجه خالی و اقتصاد تحریم شده و خسارات جنگ تحمیلی، نمی توان کشور را مدیریت کرد. فراموش نکنیم که قبل از شروع جنگ ما به خاطر اعتراضات اجتماعی شاهد شورش های اجتماعی بودیم که دستاورد آن شورش به جنگ اخیر منجر شد.
ایران در طول سالهای گذشته روابط پیچیده ای با آمریکا داشته و هر دوره شرایط خاص خود را طی کرده است. دو کشور در دوران برجام، سرانجام به این نتیجه رسیدند که مشکلات خود را بحران مدیریت کنند. اما تنها عاملی که باعث می شد این مسئله حل نشود، اسراییل بود که نمونه بارز آن را در داستان کشتی کارین ای شاهد بودیم! دوستانی که از موضوع بی اطلاع هستند، داستانش را در اسکرین شات پایین بخوانند!
ادامه در منشن بعدی.
هنر شکست تحریمها، نه از طریق مذاکرات تسلیم طلبانه دیپلمات ها در سالهای قبل، بلکه از راه دفاع مقتدرانه فرزندان و جانفدایان ایران در عرصه میدان شکل گرفت!
همان خلبانی که خبر کشته ��دن بچه های میناب را شنید و صبح آن روز حتی فرزندش را در خواب نبوسید، و با احتمال عدم بازگشت ۹۹ درصد، به پایگاه کویت حمله کرد، ضامن شکسته شدن تحریمها بود.
همان سربازی که بیش از صد شب پشت لانچر نخوابید، باعث شکسته شدن اراده قوی ترین ماشین جنگی دنیا بود.
همان سرداری که دکترین دفاع موزاییکی و جنگ نامتقارن را طراحی و عملیاتی کرد. امضایش تضمین کننده مسیر دیپلماسی بود...وگرنه با خوش خیالی دیپلمات ها، قبلا امضا جان کری تضمین بود!
جنگ که تمام می شود، سربازان به پادگان ها می روند و شما فقط هیاهوی دیپلمات ها را می بینید! فقط این را بدانی�� که اگر سربازان و جانفدایان وطن نبودند، دیپلمات ها از همان روزهای اول جنگ، به جای پیمان نامه تفاهم، کاغذ تسلیم را امضا کرده بودند!
ملتها گاهی در طول یک قرن، تنها یک بار فرصت پیدا میکنند که عیار واقعی فرزندان خود را در میدان آزمایش ببینند.
روزهای سخت، روزهای آتش، تهدید، فشار و جنگ گذشت؛ اما آنچه برای همیشه در حافظه ایران باقی خواهد ماند، شکوه ایستادگی مردانی است که اجازه ندادند پرچم این سرزمین حتی یک لحظه بر زمین بماند.
امروز، در برابر ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فراجا، بسیج، وز��رت دفاع، پدافند هوایی، نیروی هوافضا، نیروی هوایی، نیروی دریایی و تمامی رزمندگان گمنام این سرزمین با احترام میایستم و ادای دین میکنم.
شما به جهان یادآوری کردید که ایران تنها یک جغرافیا نیست؛ ملتی است با هزاران سال تاریخ، با ریشههایی عمیق در خاک و مردانی که هنگام خطر، از جان خود عبور میکنند اما از وطن عبور نمیکنند.
در میان این حماسه، نام فرماندهانی برای همیشه در تاریخ ایران خواهد درخشید؛ سپهبد شهید محمد باقری، سرلشکر شهید حسین سلامی، سردار سرلشکر شهید امیرعلی حاجیزاده و دیگر فرماندهان و رزمندگانی که جان خویش را تقدیم امنیت و عزت این سرزمین کردند.
اما این حماسه فقط متعلق به نامهای بزرگ نیست.
در کنار این فرماندهان، هزاران رزمنده، افسر، درجهدار، سرباز و مدافع گمنام ایستادند؛ مردانی که شاید نامشان هرگز تیتر نشود، اما اگر ایستادگی آنان نبود، هیچ افتخاری رقم نمیخورد.
امروز ایران قدردان همه شماست.
قدردان آنان که بازنگشتند تا ایران بماند.
قدردان آنان که از خانواده گذشتند تا ملت در امنیت زندگی کند.
قدردان آنان که با خون خویش نوشتند:
اقتدار ایران یک شعار نیست؛ میراث شهیدانی است که برای آن جان دادند.
یاد همه شهیدان این راه جاودان و نامشان تا ابد بر بلندای تاریخ ایران ماندگار باد.
#ایران_پیروز_میدان
@MKhamenei_ir
@shoaam_ir
@drpezeshkian
@mb_ghalibaf
@ejei_org
برای تمامی شهیدان جنگهای اخیر
رزمندگان شهید
و شهروندان بیپناه
و کودکان مظلوم میناب و لامرد و سراسر ایران
و کادر بیسلاح دنا
و همهی تلاشگران گمنام این ایام
و آنان که به هر نحو خسارت دیدند
اندوهگینم
دعایشان میکنم
و برای خیر و صلاح ایران ایرانیان نگاهم به اوست
دولت خود را موظف میداند از نیروهایی که برای دفاع از کشور و امنیت مردم در میدان حضور دارند، حمایت کند. نمیتوان از رزمندگانی که جان خود را برای دفاع از میهن در طبق اخلاص گذاشتهاند انتظار ایستادگی داشت اما در حوزه پشتیبانی، امکانات و نیازهای آنان را نادیده گرفت.
تبدیل مخالفت با توافق به ابزار درگیری جناحی و انتقامگیری از رقیب سیاسی، نشانه ضعف درک راهبردی از منافع ملی است. در سیاست خارجی، توافق یا عدم توافق باید با معیار امنیت، بازدارندگی و منافع بلندمدت سنجیده شود، نه با منطق حذف رقیب.
تبدیل تجمع شبانه به میتینگ انتخاباتی خطرناک است.