دیشب تا لحظهی آخر کنارش بودم و باهاش خداحافظی کردم و رفت تا وا��ه خودش و همسرش یه زندگی معمولی بسازه...
هیچوقت انقدر از این کشور بدم نیومده بود
جایی که همهی عزیزام رو ازم گرفت.
جوونی خودمو قبل از همشون
۱۶ سال...
۱۶ سال رفاقت کردیم و بالا و پایین زندگی رو دیدیم باهم
میدونم که تهش همه میگن باز همدیگه رو میبینین، اوکی، ولی امشب داره مهاجرت میکنه و من واقعا از الان غم همهی وجودم رو گرفته:)