If you claim to support human rights yet can’t bring yourself to show solidarity with those fighting for their liberty in Iran, you’ve revealed yourself. You don’t give a damn about people being oppressed and brutalised so long as it’s being done by the enemies of your enemies.
گزارش «شرق» از ماجرای بازداشت ۴ پرستار و یک بیمار در کرج
🔺روایت عجیب فرار یک زندانی از بیمارستان
👈شادی مکی
🔹بازداشت چهار پرستار و یک بیمار به دلیل «فرارکردن یک متهم» از بیمارستان شهید مدنی کرج، خبری بود که محمدشریفی مقدم، دبیر کل خانه پرستار، در شبکه ایکس (توییتر سابق) اعلام کرد. آنطورکه پرستاران بازداشتی به «شرق» گفتند، بازداشت آنها به دلیل موضوعی خارج از حوزه مسئولیتشا�� رخ داده و از رفتار مأموران کلانتری بهشدت گلایهمندند. محمد شریفیمقدم، دبیر کل خانه پرستار، این رفتار را بیسابقه میداند و میگوید تا روشنشدن ابعاد این پرونده توسط وزارت بهداشت و سایر مسئولان مربوطه، جامعه پرستاری ماجرا را پیگیری میکند.
💢متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://t.co/D9L3f1V23u
عباس کلاس اول بود، پسر دست گلم، هر روز نازنین شمس آرا براش مداد میگرفت، میگفت نازنین به ن رسیدم اسمت رو مینویسم نازنین، هنوز به ن نرسیده بود بچم از دست رفت.
همکارام چند بار گفته بودن که تو چرا هیچ حسی نداری برا کریسمس،منم مفصل براشون گفتم ما خودمون سپندارمذگان داریم و سفره هفت سین نشونشون دادم و از تقویمون گفتم.اشاره هم کردم که خیلی منظمه و مثل شما کیری نیست.خیلی حال کردن که 6 ماه اول 31 روزه و 6 ماه دوم 30،اسفند رو دیگه لو ندادم
تو این 5 ماه بهترین لحظات من خندوندن بقیه بوده، وقتی که انگلیسی صحبت میکردم، تا قبل این نمیدونستم اینقدر محتاج خندوندن بقیهم، یه چیز تو مایههای چندلر
هر بار جملات اینجوری میبینم:"منی که که الان کنسرت Adeleم یا مثلا فلان کشورم، و قبلا معلمم یا یه فامیلی بهم گفته بود تو هیچی نمیشی"حالم واقعا بهم میخوره، نه از اون آدم، بلکه از جمهوری اسلامی که باعث شده این چیزا برامون دست نیافتنی باشه و طبیعتا رسیدن بهشون موفقیت به نظر بیاد.
فکر کنم اینکه off درخواستیت رو سرپرستار شیفت بده یه مشکل جهان شموله. تو رازی با چرب زبونی مشکل حل میشد ولی اینجا ��اقعا زبونم چرب و نرم که نه، خشک و زمخته.
امروز از اون روزا بود که وسط اتاق عمل میخواستم داد بزنم پدرسگا من از همه شما باهوشترم ولی زبونم قفله و کیرم تو آلمانی که از بد روزگار بین شما دوزاریام.