ایرانی داره تاوان دروغ و شقاوت شمایی رو میده که در دفاع از رهبرانتون هم عاجزید.
بیانیهای صادر کنید و اول تسلیم خودتون مقابل ملت ایران و دوم آتشبس مقابل نیروی خارجی رو اعلام کنید.
باور کنید ذلت تسلیم قدرت در برابر داغ ننگی که تا آخر تاریخ بر پیشانی خودتون زدین به چشم نخواهد اومد
این همه سال امنیت و اقتدار دروغین به ملت فروختید و آخرش نه تنها ایران رو به جنگ کشوندین بلکه حتی عزمتون رو هم برای ورود بقیه کشورها به جنگ هم جزم کردین
جنگ به حدی بالا گرفته که دیگه سیاست شیطانی سپر انسانی ساختن از مردم هم از کار افتاده و داره از مردم عادی و بیپناه قربانی میگیره
حق ملت ایران در قرن بیست و یکم این نیست که بخواد با سوابق و توانمندیهای یه آخوند از بین باقی آخوندها برای اداره کشورش آشنا بشه.
روی حرفم با عموم مردم نیست که از این چیزها گذشتن... با شما ترسوهاست که هنوز بابت از دست رفتن چیزهای نداشتهتون چسبیدین به اینها!
از چی خائفید بدبختها!؟
با اعلام ترکیب شورای موقت رهبری و حضور سه چهره در آن، یک سؤال طبیعی مطرح شد: علیرضا اعرافی کیست و چه تفاوتی با دیگر روحانیان شناختهشده جمهوری اسلامی دارد؟
بسیاری محسنی اژهای و مسعود پزشکیان را میشناسند، اما اعرافی برای ��خش بزرگی از افکار عمومی چهرهای کمتر شناختهشده است. با این حال در درون ساختار حوزه و نهادهای دینی جمهوری اسلامی، او سالهاست یکی از چهرههای مهم و اثرگذار محسوب میشود.
مسیر اعرافی با بسیاری از روحانیان مطرح جمهوری اسلامی تفاوت دارد. بسیاری از چهرههای شناختهشده روحانیت از مسیر سیاست، مسئولیتهای قضایی یا نقشهای تبلیغی به موقعیتهای بالای قدرت رسیدهاند. اما اعرافی بیشتر از دل مدیریت ساختارهای حوزه علمیه بالا آمده است. نفوذ او نه از منبرهای سیاسی، بلکه از طریق سازماندهی نهادی حوزه، مدیریت آموزشی و شبکه ارتباطات گسترده در میان روحانیت شکل گرفت�� ا��ت.
او در سال ۱۳۳۸ در میبد یزد در خانوادهای روحانی متولد شد. یعنی او متعلق به تابعین است نه شاگردان آ. خمینی. پدرش از روحانیان شناختهشده منطقه بود و مادرش نیز از یک خاندان روحانی میآمد. اعرافی در چنین فضایی وارد مسیر تحصیلات دینی شد و ��پس به حوزه علمیه قم رفت. در آنجا نزد استادانی مانند وحید خراسانی، مکارم شیرازی، جوادی آملی و جعفر سبحانی تحصیل کرد و به مرتبه اجتهاد رسید.
نقطه مهم در مسیر او زمانی بود که به ریاست جامعةالمصطفی العالمیه رسید. در واقع آن را بنیان نهاد. این نهاد یکی از مهمترین مراکز آموزش طلاب خارجی در ایران است و در دهها کشور شبکه آموزشی دارد. هزاران طلبه از عراق، لبنان، افغانستان، پاکستان، آفریقا و حتی اروپا در این ساختار آموزش دیدهاند. در دوره مدیریت اعرافی، این مجموعه عملاً به شبکهای تبدیل شد که حوزه قم را به طیف گستردهای از روحانیان و فعالان مذهبی در جهان شیعه پیوند ��یداد؛ چیزی که برخی از آن به عنوان نوعی اینترناسیونالیسم شیعه یاد میکنند. او در مرکز برنامه ریزی و اجرای آن بود.
بعد از آن، در سال ۱۳۹۵ او به سمت مدیر حوزههای علمیه کشور رسید؛ جایگاهی که عملاً او را در ��أس ساختار اداری حوزه قرار داد. مدیریت حوزه یعنی ارتباط مستمر با طیف گستردهای از استادان، مدیران مدارس دینی و طلاب در سراسر کشور. به همین دلیل اعرافی در طول سالها شبکه قابل توجهی از ارتباطات و حامیان در درون حوزه پیدا کرده است. او از روحانیانی است که کار با ساختارهای بزرگ و پیچیده سازمانی را به خوبی میشناسد و تجربه اداره نهادهای گسترده را دارد.
در کنار این موقعیت حوزوی، او در نهادهای رسمی جمهوری اسلامی هم حضور دارد. اعرافی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است، از فقهای شورای نگهبان محسوب میشود و در مجلس خبرگان رهبری نیز عضویت دارد. به همین دلیل در نقطهای قرار گرفته که سه حوزه مهم به هم میرسند: حوزه علمیه قم، ساختار حقوقی و نظارتی نظام، و نهادی که مسئول انتخاب رهبر است.
البته این به آن معنا نیست که در صورت شکلگیری شرایط انتقال رهبری، مجلس خبرگان لزوماً او را به عنوان رهبر انتخاب خواهد کرد.حتی برخی ناظران معتقدند اگر صادق لاریجانی همچنان در ترکیب فقهای شورای نگهبان باقی مانده بود، احتمال داشت در چنین سازوکاری نام او مطرح شود.
فعلا ��ه فضا بسیار سیال و شرایط غیر قابل پیش بینی است.