عکس مورد علاقهٔ من از کامو که تو گالری گوشیم هم نگهش داشتم اینه. خانم کناری، ژانینه، همسر میشل گالیمار. میشل ناشر و دوست نزدیک کامو بود. در زمان تصادفی که منجر به مرگ کامو شد میشل، شوهر ژانین هم کشته میشه.
حدس خودم اینه که تو یه دورههایی کامو و ژانین یه ماجراهایی با هم داشتن.
@Madameolmolouk اصلا کامو قرار بود با زن و بچهش با قطار سفر کنه. به پیشنهاد گالیمار بود که میاد تو ماشینش و بعد لاستیک میترکه و کشت�� میشن.
قسمت. :))
چه میشود کرد. باید زندگی کرد.
ما زندگی را ادامه میدهیم. روزهای خیلی خیلی طولانی و شبهای بیشماری را خواهیم گذراند. بیصبرانه آنچه را سرنوشت برایمان تعیین کرده تحمّل خواهیم کرد. هم حالا و هم در پیری بدون هیچ ا��تراحتی برای دیگران زحمت خواهیم کشید و زمانی که اجلمان/۱
سونیا: من زشتم.
یلنا آندرهیونا: تو موهای قشنگی داری.
سونیا: نه! (برمیگردد تا خودش را در آینه نگاه کند.) نه! اینطور نیست. وقتی که زنی زیبا نباشد، به او میگویند: «چه چشمان زیبایی داری و یا موهایت قشنگ است…»
نمایشنامهی دایی وانیا از چخوف
نوشته شده در ۱۲۹ سال پیش