#احمدرضا_حائری که با مقاومتش دوره حبس خود را به کارزار بزرگی علیه اعدام در ایران بدل کرد و سالهاست که مومنانه بر آرمانهای حقوقبشری ایستادگی کرده، امروز با پایان دوره محکومیت آزاد شد.
درود بر او و خانوادهاش که سر بلند هستند…
🚨BREAKING
Iranian Navy: One of the US military's most advanced unmanned underwater vehicles was seized by Iranian armed forces at the entrance to the Strait of Hormuz during a complex intelligence and field operation and brought into Iran.
جمهوری اسلامی ایران همواره با جنگ مخالف بوده و حفظ منافع مردم و امنیت منطقه را در پرهیز از آتش افروزی دانسته است. اما چنانکه تا امروز در برابر تجاوز، دلیرانه به دفاع برخاسته است این مقاومت را تا پشیمانی کامل متجاوزان با قوت ادامه خواهد داد و پاسدار حقوق ملت بزرگ ایران خواهد بود.
مامان باباهای عزیز، با نزدیک شدن سال تحصیلی جدید یه نکتهی کوچیک هست
لطفا سورپرایز تولد تو مدرسه برگزار نکنین.
تو این ��رایط سخت، آوردن کادوهای آنچنانی ممکنه برای بقیه سخت باشه. بیایم همدیگه رو درک کنیم.
و یادتون باشه مشق رو با د��ت چپ ننویسین :)و تو کار دستیها هم رقابت نکنین 🌱
جز احمدینژاد که این دو سه سال، تقریبا ساکت بوده و منابع غربی هم روایتهای عجیبی از او نقل کردهاند، دو رئیسجمهور پیشینِ دیگر، در بزنگاهها سکوت نکردهاند.
این روزها #خ��تمی از «صلح شرافتمندانه» و #روحانی از «پایان عزتمندانه» میگوید و هواداران قدیمی احمدینژاد بر آنها میتازند.
دیدید بعضی سایتها (مثل تایمز، فارن پالیسی و...) یه تیکه از مت�� رو میذارن و میگن برای خوندن بقیهاش باید پول بدی؟
آدرسش رو کپی کنید توی سایت زیر و حالا بعداً اگه وقت شد تشکر کنید :)
https://t.co/mthZS9rvQm
“زیر مجازات ِاعدام خط کشیده بودند تا خوب ببینیم”
بیست و چند ساله است که حکمش آمده و پدرش به آنها میگوید؛ لطفا این قانون را به من بدهید تا بخوانم.
«با خنده به پدرم کفتم زیر مجازات اعدام خط قرمز خط کشیدهاند مبادا متوجه آن نشویم»
در “یاداشتهای روزانهی مقاومت” نوشته؛ پدرش در چشمانش خیره شد و با صدایی آرام ولی نیرومند، بهطوری که سرکوبگران هم بشنوند، گفت:
«فرزندم، مرگ در میدان شرافت برای ما مرگی طبیعی است…
اگر تو را بکشند، من از تو راضی خواهم بود و دعایت خواهم کرد»
میکیس تئودوراکیس، شاعر نبود اما در شعر “ترانه آزادی” از گوری گفت که کسی در آن نمیمیرد و آفتابی که هرگز غروب نمیکند.
و از رسیدن آزادی گفت بیآنکه رد زخمها بر پیکرمان بماند.
آهنگساز “زوربای یونانی” میگفت:
«دنیایی بساز شایستهی زیستن که اینجا دیگر سخن بر سر زندگی خود توست»/۱