#Erfan_Amiri is facing execution in Iran after a torture-forced confession extracted under extreme pressure. His eyes tell the truth. An innocent life is at risk while the world remains silent.
Stop this execution now.
BE HIS VOICE.
#IranMassacre
تنها عکسی که از متین داریم همین عکسای تو دادگاهه. استرس و ترس رو تو چشماش و جوری که دستاشو قفل کرده ببینید. این بچه مگه چندتا نوروز دیده که این لباسو تنش کردید موهاشو تراشیدید تا فک کنیم خلافکاره بهش حکم اعدام دادید؟؟
#متین_محمدی#Matin_Mohammadi
دوباره دارند بچه های مظلوممون رو با اعترافگیری زیر شکنجه، میبرند پای چوبه دار. تا الان سه جلسه دادگاه برای #احسان_حسینیپور پور تشکیل شده که در دو جلسه ی اول که رسانه ایش نکردند گفته که با قرار دادن اسلحه در دهانش ازش اقرار گرفته بودند وهمه چیز رو تکذیب کرده، ولی در جلسه ی سوم که از تلویزیون پخش شده بلاخره مجبورش کردند کارهایی که نکرده رو گردن بگیره. این بچه فقط ۱۹ سالشه.
وکیل احسان گفته مسجد سیدالشهدای پاکدشت ساعت ۱۰:۳۰ شب ۱۸ دی اتش گرفته د�� حالیکه احسان رو ساعت ۹:۳۰ همون شب بازداشت کرده بودند و تو هیچکدوم از تصاویر پخش شده از حمله ی افراد به این مسجد، تصویر احسان وجود نداره. ردگیری موبایلش هم نشون میده او حتی زمان حادثه نزدیک مسجد هم نبوده.
دوباره دارند داستان د��دناک محمد حسینی و محمد مهدی کرمی رو سر این بچه ها اجرا میکنند. #متین_محمدی #عرفان_امیری
#صالح_محمدی، ۱۹ ساله، کشتیگیر آزاد تیم ملی و دارنده مدال بینالمللی، در ۲۵ دی بازداشت و با اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است. نگرانی جامعه ورزشی و فعالان حقوق بشر درباره جان او جدی است.
#IranMassacre#IranRevolution2026
18-year-old #ShervinBagherian is at imminent risk of execution in. He has been sentenced to death on fabricated murder charges after a sham trial. We must be his voice before it's too late !
#صالح_محمدی کشتیگیر ۱۹ ساله، در خطر اعدام است. او دارنده مدال برنز جام بینالمللی SATF 2024 در روسیه است. نیروهای حکومتی او را در جریان اعتراضات قم بازداشت کردهاند و اکنون با خطر اعدام روبهروست. لطفاً صدای او باشید.
#execution#StopExecutionsInIran#IranMassacre#HumanRights
"#سپهر_بابا کجایی؟"
⚠️12 minutes of heartbreaking footage from the Kahrizak Forensic Medicine Center in #Tehran:
لعنت بهت خامنهای جنایتکار! بچههامون رو کجا آوردی؟
این سند جنایت جمهوری اسلامیه!
این کشتار رو ۱۸و۱۹ دی مرتکب شده!
دنیا ببینید! فیلم نیست واقعیته!
#کهریزک#تهران#Iran
به نظرم یکی از گرین فلگترین ویژگیها برای رابطه اهل یادگیری بودنه. رابطه بیشتر از هر چیزی به این نیاز داره که تو بخوای دنیای یه نفر دیگه رو مشاهده کنی، بشناسی، جاهایی که لازمه کنجکاوی نشون بدی و بیشتر بپرسی و بگردی تا درک بهتری از دیگری و نیازهاش پیدا کنی.
من #ارشاد_رحمانیان هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۴ آذرماه ۱۳۹۸. بیست و چهار سالم بود، متولد ۲۸ آذرماه ۱۳۷۴.
فقط یه برادر کوچکتر داشتم به نام میلاد. فرزند هاجر و ؟. پدرم معلم بازنشسته در مریوان بود. اهل روانسر یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه، ساکن مریوان در استان کردستان و لیسانس رشته هوشبری از دانشگاه علوم پزشکی سنندج بودم. در دوران تحصیل جزو دانشجوهای برتر علمی و ورزشی بودم. یه سال بود که درسم تموم شده بود و به صورت طرح موقت قبل از شروع خدمت سربازی در بیمارستانی تو شهر سروآباد در غرب استان کردستان مشغول به کار بودم و داشتم خودمو برای فوق لیسانس آماده میکردم. ورزشکار بودم و تو رشته بدنسازی و ورزشای رزمی فعالیت داشتم. اهل مطالعه، علاقمند به ادبیات و شاعر مورد علاقم خیام بود و به زبان انگلیسی هم مسلط بودم. موسیقی سنتی رو خیلی دوست داشتم و در اوقات فراغت به تاتر میرفتم. اصولا پر انرژی، خنده رو، به همه روحیه میدادم مثبت، خالص، دل پاک، امین و قابل اعتماد برای دوستام بودم. این جمله همیشه ورد زبونم بود:
«آنچنان هستی که مینماید»…دلم میخواست دنیا رو بگردم و یه روز جهانگرد بشم. عاشق حیوونا بودم و عادت داشتم توی محلمون به سگ و گربه ها غذا بدم.
با شروع اعتراضات سراسری به گرون شدن ناگهانی قیمت بنزین در آبان ماه ۹۸، منم روز ۲۵ آبان در کنار همشهریای غیورم به تجمعات پیوستم تا انزجار خودمو از رژیم فریاد بزنم. فردای اونروز در ۲۶ آبان ماه مادرم که بیمار بود رو به بیمارستان بردم و باهم برگشتیم خونه، به مادرم گفتم کار دارم و میرم برمیگردم ولی من دیگه برنگشتم….مامورای امنیتی که در کمینم بودن منو دزدیدن و به بازداشتگاه بردن. من چهار هفته تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتم، مامورا بعد از شکنجه تیری به سرم شلیک کردن و جسم بیجون منو بردن و در حاشیه سد گاران رها کردن….
از اونطرف خانوادم وقتی دیدن خونه برنگشتم همه جا رو به دنبالم گشتن. اداره پلیس، بیمارستانها و همه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رو سر زدن ولی خبری از من نبود. مریوان رو گشتن و بعد رفتن سنندج، ولی اونجا هم اثری از من نبود. چند روز بعد از یکی از نهادهای امنیتی با خانوادم تماس گرفتن و گفتن من در سنندج بازداشت هستم ولی روز بعد منکرش شدن! دوباره چند روز بعد بهشون زنگ زدن و گفتن یه جسد پیدا شده بیاین برا شناسایی ولی وقتی رفتن دیدن جنازه من نبود.
سرانجام روز ۲۴ آذر ماه مردم محلی جنازه منو در حاشیه سد گاران در ۲۷ کیلومتری مریوا�� پیدا کردن در حالی که روی گردن و شونه هام آثار ضرب دیدگی وجود داشت و دست و پاهام و جمجمه ام شکسته بود و جای شلیک یه گلوله روی جمجمه مشهود بود. اونا خون تازه روی سر منو دیدن که حداکثر مربوط به ۴۸ ساعت قبل از پیدا شدن جنازه بوده. جسد من به پزشکی قانونی مریوان منتقل شد. وقتی خانوادم برای شناسایی جنازه اومدن با دیدن سرم برادرم شدیدا شوکه شد، مادرم از حال رفت و پدرم از شدت فشار و ناراحتی سکته کرد و راهی بیمارستان شد.
بعد از کشته شدنم مامورای امنیتی به خانواده ام گفتن باید علت مرگ منو خودکشی به علت افسردگی و شکست عشقی اعلام کنن! و چیزی بیشتر از این نباید گفته بشه. به حدی رعب و وحشت براشون ایجاد کردن که اونا جرات نداشتن با کسی در مورد من صحبت کنن.
عاقبت روز ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۱ جسد منو برای خاکسپاری تحویل خانوادم دادن. پزشکی قانونی بدون هیچ توضیحی یه گواهی فوت صادر کرد و نوشت: در حال بررسی! زمان فوت رو ۲ تا ۳ هفته قبل اعلام کردن بدون ذکر علت و فقط گفتن ۴ ماه دیگه برگردین نظر میدیم!!
پیکر بیجون من با حضور گسترده نیروهای امنیتی و در همهمه اهالی روستا و فامیل مظلومانه در سرو آباد در ۳۶ کیلومتری مریوان به خاک سپرده شد…مزدورای امنیتی جلوی عکس و فیلمبرداری از مراسم رو میگرفتن.
خانوادم بعد از قتل من شدیدا تحت فشار و تهدید به قتل برادرم از طرف نیروهای امنیتی ��رار گرفتن، به طوری که توی دی ماه ۱۴۰۱ شبکه استانی کردستان یه خبر پخش کرد از اعتراف اجباری مادرم که اون اعلام کرده بود من خودکشی کردم! و هرگز در اعتراضات شرکت نکردم و این شایعه ای بیش نبوده از جانب رسانه های بیگانه برای تفرقه افکنی!! یه بارم پدر و مادرمو مجبور کردن جلوی دوربین تلویزیون اعلام کنن که گزارشات مربوط به قتل من شایعه هست و من خودکشی کردم.
پدر و مادرم اولش به امید آزادی من و احتمال دریافت یه خبر از اطلاع رسانی در مورد بی خبری از وضعیت من خودداری کردن. ولی بعد از کشته شدنم برادرم بشدت بیتاب بود و همش میگفت اگه بیشتر پیگیر ارشاد میشدیم و اسمشو رسانه ای میکردیم شاید اون الان زنده بود.
هموطن من فقط به جرم اعتراض، وحشیانه کشته شدم، برای به دست آوردن آزادی مبارزه کن، پیروزی نزدیکه اون روز به یاد منم باش💔
#علیه_فراموشی