انقدر روانی شدم که وقتی حس میکنم داره انگزایتی اتک بهم دست میده میرم چتای قدیمی اعصاب خورد کنی که داشتم رو میخونم تا روند اتک رو سریع تر کنم:))
تیمارستان لطفا!
دو سال پیش در همچین روز نحسی شروع بدبختی و شکستن من بود. حالا هی دنبال این باشین که وای چقدر تاریخ رند خفنیه. رنده که رنده به تخم چپ اسب زورو که رنده.
سعی کنین روزاتونو قشنگ بسازین نه اینکه فقط دنبال تاریخش باشین:))
واقعا نمیدونم نسبت به اینکه استاد رانندگیم منی که جلسه دومم بود و قبلا اصلا پشت فرمون ننشسته بودم رو برد اتوبان امام علی و میدون شهدا باید چه حسی داشته باشم:))