اومدم جای دوستام دلم باز شه
فهمیدم یکیشون که ماشینش دست دوست پسرش بوده صبح تولدش پسر بهش گفته همه خرجایی که برات کردم رو پولشو بده تا ماشینو پس بدم(به خواسته خود پسر بوده تمامش)
یکی دیگشونم همونجا دوست پسرش بدون هیچ بحث قبلی یهو پیام داد که ما به هم نمیخوریم و کات :))))))))))))
یه گربه چند روزه اومده تو راهرو دفتر و نمیره
بر��ش غذا میزارم و خارج از تایم کاری هم بهش سر میزنم
تو سرمه بیارمش خونه ولی از بس اینجور موارد دیدم میگم نکنه منم یه روز ولش کنم بره تو خیابون 🥲🥲🥲
کار و بازار به من ثابت کرد هرکی بیشتر تو کار اسم خدا و ائمه رو آورد از همه خارکسده تر بود و بیشتر چوب لای چرخ کار و مردم گذاشت
امیدوارم اون چوب رو همون خداتون بکنه تو کونتون
سی سالمه
تنها زندگی میکنم
ولی به هرکی میرسم میگم با خانوادم و بابام نمیذاره حتی تا دیروقت بیرون باشم چه برسه سفر
اونی که ب��واد با این شرایطم میمونه
حوصله برای روابط کسشر دو روزی که فقط دنبال درینک و سفرن ندارم