روز ۱۸ دی تنها بودم و از خونه کار میکردم.
سهبار فایر آلارم ساختمون صدا داد تو تایمای مختلف! سهبار مجبور شدم برم پایین! اون وسطها آخرین پیام رو از مامانم گرفتم که گفت سینا داره میره بیرون و بعد نت ایران قطع شد!
خیلی آشفته و مضطرب بودم…
امروز ۱۸ تیر دوباره داشتم تنها از خونه کار میکردم، و دوباره فایر آلارم صدا داد!
تمام روز با حال و هوای ۱۸ دی طپش قلب داشتم…
واقعا از ۱۸ دی تا الان برای ما روزها نگذشته…
#سینا_کاظمی
منم خونه بودم سیاوش ساعت ۸ و نیم بهم زنگ زد بیرون بود وسط جمعیت
گفت فری بیرون نری ها خیلی شلوغ شده
گفتم زود برگرد خونه توام
گفت باشه آبجی مراقب خودت باش
۹ و ده دقیقه بود بهش زنگ زدم دیگه جوابمو ��داد که نداد...
بعدش شنیدم از ساعت ۹ تو افسریه شروع به تیراندازی کرده بودن... 😭
دو هفته قبل از کشته شدن #سعید_رضایی ۱۷ ساله، مادرش به�� میگه اگه شب آرزوها، آرزوهات رو بنویسی محقق میشن.
و سعید اینا رو مینویسه.
سعید ۱۷ ساله اولین آرزوش برای مردم ایران، مشکلاتشون، شادیشون و جیبشون بود 💔
چه سرمایههای انسانیای رو از ما گرفتن اورکهای قاتل خامنهای!
بابک ۱۵ دی ماه تو تجمعات همدان مورد اصابت ساچمه به هر دو پاش قرار گرفته بود و برای امنیتش و برای اینکه شناسایی نشه به تهران رفت.
این عکس رو مامانم وقتی داشته شلوارش رو میشسته گرفته. خون خیلی زیادی ازش رفته بوده. ولی ۱۸ دی دوباره به خیابون برگشت و اینبار به سرش شلیک شد و کشته شد.