انسان هایی که قلب بزرگ و ذهن دغدغه مندی دارن و برای فرار از حقوق بشر ماده و تبصره قائل نیستن، این روزا تنها امید من هستن
#DigitalBlackOutIran#StopWarOnIran#Iran
هر بار میگم دیگه از مردان متعجب نمیشم، یه حرکتی میزنن که متحیر شم!
چطور یه مرد میتونه توی رابطه «باز» هم با پنهان کاری به پارتنرش خیانت کنه؟!🥴😂🤣🤣🤣
یکی بیاد منو توجیه کنه!
واقعا چطوری میتونید انقد مزخرف و سمی باشید؟!
@CashsCompanion همون دیگه
اینا اصلا بین خودشون صحبت کرده بودن و قرار بود روابطشون رو به هم اطلاع بدن نه اینکه یواشکی با این و اون بخوابن یا لاو بترکونن
@najjashiw خیر
در رابطه باز هم زوجین قوانین خودشونو میذارن
اینا بین خودشون صحبت کرده بودن که وقتی خواستن با کس دیگه باشن به نفر مقابل اعلام کنن که در جریان باشه
به عنوان یک مهاجر ایرانی ساکن فرانسه، فکر میکنم کتاب پرسپولیس نقش بسیار مهم و ماندگاری در شناساندن جامعه ایران پس از انقلاب به جامعه فرانسه داشت. مرجان ساتراپی با صداقت، ظرافت و نگاهی عمیقا انسانی تصویری واقعیتر و چندلایهتر از زندگی و جامعه ایرانی به مخاطب فرانسوی نشان داد. تصویری فراتر از کلیشههای سیاسی، جنگ و روایتهای رسانهای … یادش گرامی
#مرجان_ساتراپی
#مهم
این نخستین بار نیست که انتشار اخبار تأیید نشده، روایتهای نادرست و نبودِ مسئولیتپذیری حرفهای از سوی این سازمان و افراد وابسته به آن، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
خبری که درباره قتل «مهشید فلاحی» منتشر شد، نه یک اشتباه ساده، بلکه روایتی تکاندهنده,دهشتناک و خشونتبار بود که با جزئیات کامل منتشر شد و در مدت کوتاهی در میان هزاران نفر از افراد جامعه کوئیر بازنشر گردید. اکنون که مشخص شده این خبر اساساً حقیقت نداشته، سؤال اصلی این است: چه کسی مسئول آسیبی است که این شایعه به جامعه وارد کرده است؟
جامعه کوئیر هر روز با خشونت، تبعیض، حذف و تهدید مواجه است. انتشار یک روایت غیرواقعی از قتل فجیع یک زن ترنس، آن هم از سوی رسانهای که بسیاری آن را منبعی معتبر تلقی میکنند، صرفاً انتشار یک خبر اشتباه نیست؛ سوءاستفاده از ترسها، زخمها و آسیبهای واقعی یک جامعه تحت ستم است.
این شایعه برای ساعتها و روزها باعث شُک، خشم، اندوه و اضطراب گسترده در میان افراد کوئیر و حامیان آنها شد. بسیاری از افراد این خبر را به دلیل سابقه واقعی خشونت علیه افراد ترنس باور کردند. وقتی رسانهای بدون راستیآزمایی کافی چنین روایتی را منتشر میکند، تنها اعتماد مخاطبان را از بین نمیبرد؛ بلکه به اعتبار روایتهای واقعی قربانیان کوئیرستیزی و ترنسستیزی نیز آسیب جدی وارد میکند.
آنچه امروز مطالبه میشود صرفاً حذف یک پست یا انتشار یک اصلاحیه کوتاه نیست. ابعاد این خطا بسیار فراتر از یک اشتباه خبری است و به همین دلیل پاسخگویی نیز باید متناسب با میزان آسیبی باشد که وارد شده است.
این رسانه و تمامی افرادی که در تولید، تأیید، انتشار و بازنشر این خبر نقش داشتهاند، موظفاند:
• به صورت شفاف و عمومی توضیح دهند این خبر از چه منبعی دریافت شده، چه فرآیند راستیآزمایی برای آن انجام شده و چگونه چنین روایت هولناکی بدون تأیید کافی منتشر شده است.
• مسئولیت حرفهای خود را بهصراحت بپذیرند و از پنهان شدن پشت عباراتی مانند «اشتباه شد» یا «منبع اشتباه بود» یا «تجربهای شد» خودداری کنند. انتشار یک خبر کذب با این ابعاد، نتیجه یک شکست جدی در فرآیند روزنامهنگاری و تصمیمگیری سازمانی و رسانهای است.
• عذرخواهی رسمی، شفاف و بدون ابهام از جامعه کوئیر، مخاطبان و افکار عمومی منتشر کنند؛ عذرخواهیای که به اندازه انتشار خبر اولیه دیده شود، نه اینکه در گوشهای از شبکههای اجتماعی دفن شود.
• توضیح دهند چه اقداماتی برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقی در آینده انجام خواهند داد و چه تغییراتی در سیاستهای انتشار اخبار حساس اعمال خواهند کرد.
• تمامی کارکنان، خبرنگاران و حسابهای وابستهای که این روایت را بازنشر کردهاند نیز مسئولیت نقش خود را بپذیرند و به همان اندازهای که در گسترش این شایعه نقش داشتند، در اصلاح آن نیز فعال باشند
اعتماد عمومی سرمایهای است که با هر خبر تأییدنشده و هر روایت ساختگی خدشه دار شده و از بین میرود. رسانهای که خود را مدافع حقیقت میداند، باید در برابر اشتباهاتش نیز با همان شفافیت و صداقتی پاسخگو باشد که از دیگران انتظار داشته و مطالبه میکند.
@HengawO@nimnia11
یه مثال خوب از زن ستیزی خیرخواهانه
به عنوان یه زن عرض میکنم که جلوی روی هرکسی که بهم حرف بیجا بزنه میایستم و شب که میرم خونه حرص میخورم که چرا تو دهنش نزدم
با انتقاد سازنده هم هیچ مشکلی ندارم بلکه در محیط کار کاملا هم لازمه
از طرف زنان گه نخورید لطفا 🫶🏻🥰
من با دخترا توی محیط کار هیچوقت مثل پسرا رفتار نمیکنم.
پسرا بعد نیمساعت یادشون میره، اما اون دختری که ازش انتقاد میکنی، احتمالاً اون لحظه خیلی محکم جلوت وایمیسته و جواب میده؛ ولی شب که میره خونه گوله گوله اشک میریزه و یادش نمیره که کی اون شب باعث گریهاش شده.