دستی چرا به این گل پرپر نمی رسد
در می زنیم و حلقه به آن در نمی رسد
افتاده ایم در گذر صعب عاشقی
اما به بزم ما، می و ساغر نمی رسد
#مهوش_ثابت#داستان_ما_یکیست#OurStorylsOne
پنجشنبه ۱۸ خرداد، راحله امیری، معترضی که چشم خود را در جریان #خیزش_سراسری ایرانیان از دست داد، از روند درمان خود ویدیویی را منتشر کرد و نوشت: دستهایم را در باغچه میکارم. سبز خواهم شد، میدانم.
او در ۲۴ آبان ۱۴۰۱ در #کرمان هدف گلوله نیروهای سرکوب قرار گرفت و چشم راستش نابینا شد.
.
هر بار که میرَوَم و مجبورِ به برگشتم
تکّهای از وجودم را با لبخند،
قربانی میکنم
آهای ابراهیم!
اسماعیلِ جانم چاکچاک شده،
راضی باش به مرگِ اسماعیل
دیگر شیونی باقی نمانده،
هر روز برایِ من عیدِ قربان است!
✍نازنین
- خواهرمو گرفتن.
- یعنی ازدواج کرد؟
-نه آقای مجری، فقط ۱۶ سالهش بود. نه مهمونی پایان امتحانهاش رو گرفت، نه دانشگاه رفت، نه عشق رو تجربه کرد، نه زندگی کرد؛ کشتنش آقای مجری. کشتنش و ��ه قاب عکس شد رو دستای ما.
#سارینا_اسماعیل_زاده
#آقای_مجری
زنی که کشته شد اما نام و اثرش جاویدا�� ماند..!
در ۱۷۳سال پیش شیر زنی ایرانی بنام طاهره قره العین، زنی دانشمند، شاعر، سخنور و با اخلاق، خرافات و آداب و رسوم کهنه را زیر پا نهاد و در زمانی که حتّی شنیدن صدای زن گناه شمرده میشد حجاب از رخ بر گرفت و نهضت آزادی زن ایرانی را آغاز کرد.
در شهر هرچه مینگرم غیر درد نیست
حتا به شاخ خشک دلم، برگ زرد نیست
اینجا نفس به حنجره انکار میشود
با صد زبان به کفر من اقرار میشود
با هر اذان صبح به گلدستههای شهر
هر روز دیو فاجعه بیدار میشود
اینجا ز خوف خشم خدا در دل زمین
دیوار خانه روی تو آوار میشود
مرا ببخش عزیز من
قرار نبود که واژه را بهانه کنم
تا خورشید در پس ابر پنهان بماند
مزرعه در آتش است و ما
با مترسک به جنگ برخاسته ایم
مرا ببخش عزیز من
خرمن آفت زده را باید سوزاند
و تو رقص آتش اش را خواهی دید
کمی مدارا کن...
#بداهه#سارا_شیرازی#مهسا_امینی