سحر مهربونترین آدم زندگی من بود. از ۱۲ تا ۲۶ سالگی. شبهایی که به خوابگاه نمیرسیدم میرفتم پیشش و مامانش برام لوبیاپلو درست میکرد. قرار بود بعد اینکه خونمونو عوض کردیم دعوتش کنم.
گلوله جنگی پیشونیشو شکافت. هیچ وقت مهمون خونمون نشد.
#سحر_فلاح
و نه لول خاصی داره نه دستآورد خاصی صرفاً بخاطر داشتن کوص و ممه و وجود شبکه های اجتماعی و افزایش نرخ پسرای هول به خودش اجازه میده به پسرای اطراف و همرده خودش نه بگه و برای پسر لول داری که خونش فقط متری یه میلیارد با خونه باباش اختلاف قیمت داره هم کیسه بدوزه و بخواد اونو تور کنه !
دیروز با یکی از همکارا حرف میزدم میگفت من دانشجوی کامپیوترم ولی هنوز کامپیوتر ندارم چون نزدیک ۳۰�� میلیونه. چقدر کار کنم با حقوق تدریس که بتونم یکی بخرم؟ حرف کارمندی و بچه شد میگفت من از خیلیا شنیدم که نهارو حذف کردن. یه صبحونهٔ دیرتر، یه شام سبک زودتر ولی وای که کارگر باشی.
امروز یه اتفاقی افتاد که قلبم مچاله شد.
یه کارگری رو دو روزه برای یه کار کنتراتی آوردم سر پروژه. امروز تلفنش زنگ خورد و صدای پشت خطشو میتونستم بشنوم. دخترش بود. میگفت بابا گشنمه، هیچی نیست بخورم، یه کاری کن.
این بنده خدا هم نمیتونست به رو خودش بیاره و با استرس، جوری که کسی متوجه نشه قضیه چیه، میگفت درست میشه بابا، برو پیش مامانبزرگت.
بچه گفت رفتم، اونم هیچی نداد بخورم.
دیگه طاقت نیاوردم. گفتم قطع کن گوشیو، بیا کارت دارم.
شماره کارت خانومشو گرفتم و یه مبلغی براشون واریز کردم. به خودش هم گفتم این مبلغ اضافه بر کار کنتراته و یه کار کوچیک هم کنارش بهش سپردم که در ازاش اونو انجام بده.
بعدش یکم باهام راحت شد و گفت دیشب همه گشنه خوابیدیم، چیزی برای شام نداشتیم.
از ظهر نتونستم فکرشو از سرم بیرون کنم و چیزی که بیشتر از همه ترسوندتم اینه که شاید ما هنوز عمق این فاجعه رو نفهمیدیم.
این نقطه حضیض سیاهیه، وقتی #علی_زارعی خانوادهاش رو به ملت ایران میسپاره.
فقط سواله چرا نه اسماعلیون و نه نرگس محمدی و نه هیچ کدام از دلقکهای مدعی زنزندگیآزادی صداشون برای حمایت از جوانی که ۱۴۰۱ بیناییاش رو از دست داده درنمیاد؟ چون صرفا پادشاهیخواهه؟
هر روز بردمش مدرسه و آوردمش.روز ثبتنام دانشگاه هم باهاش رفتم.با یک گلوله توی سینهاش کف حیاط یه خونه که مردم برده بودندش اون تو یافتمش.رتبه سه رقمی کنکور.خوشگل و خوشتیپ.صاف و سا��ه.پسر بیستویک سالهام.چطوری هشت ماهه ندیدمش و زنده موندم نمیدونم.
@mardehesabi1 برای فهم توییت شما چه مدرک تحصیلیای لازمه ببخشید؟ دست به دست کنیم متفکران جهان ببینن. بیا برو پی کارت بابا. توییتای قبلتم نکاه کردم. معلومه ریتارد کیه. :))))))
@mousaviam2 واقعاً پشمام. راست میگی یکی از دوستای سابق ما هم معلم یه دبیرستان بود یه جای خیلی بزهخیر اونم یه بار اینو تعریف کرد.
نه اینا دیگه مهم نیست. واسه چستومن باید آسیب هم ببینی اینطوری
واقعاً درسته. من هم��شه فکر میکردم این چیزا اغراقه تا خودم آلوده شدم. ��الدین قشنگ میگن ما تو خونه نمیتونیم تحمل کنیم نمیشه کلاسای بیشتری بذارید اینا دیرتر برگردن.
از نظر اطلاعات هم تعطیل. بچه ۹ ساله میگی روزای هفته فارسیش چیه میگه نمیدونم. ادب که اغلب هیچی. کله فقط تو گوشی.
به عنوان یک معلم باید بگم با نسلی بیسواد ، بی درک از هر کانسپت ، بدون مغزی که فانکشن داره رو به رو هستیم.
به جای اینکه زبان درس بدم نصف تایم دارم فارسی و ادب یادشون میدم.
هیچ احترامی برای دیگران خصوصا همکلاسی هاشون قایل نیستند و توهم این رو دارن که دنیا دور اینا میچرخه😂
مادر #پرنیان_دبیری ۱۶ ساله که جمهوری اسلامی او را ۱۹ دی در تهران کشت در این ویدیو برای دخترش شمع روشن کرد و گفت: «پرنیان من دختر آرامی بود، الگوی من بود، به معنای واقعی مبارزه کرد. زنده بودن را زندگی کرد، ولی نگذاشتند. کشتنش، ضحاکهای زمانه کشتنش، زندگیش را گرفتند. من به پرنیانم میبالم، مینازم، افتخار میکنم.
عزیزان از دست رفته شما، از ما چی میخواهند؟ زنده بمانیم، بایستیم، نام و یادشان را فریاد بزنیم. در مورد مظلومیت کشته شدنشان حرف بزنیم. پس عزیزان، ما هستیم، خواهیم بود، دادخواه فرزندانمان، عزیزان از دست رفتهمان هستیم.
جاودان جاوید نامان، پاینده ایران
عزیزان،
مادر گرامی جاویدنام خواهر عزیزتر از جونمون «مائده مرادی کیان» که در ۱۹ دیماه در شهر قائمشهر با تیر جنگی به قتل رسید،
از او بگو به دنیا از او که قصهای داشت
او جشن زندگی بود سروی که قد برافراشت
خانواده جاویدنام #کیاوش_میرقاسمی از جمله خانوادههایی هستند که تحت فشار شدید رژیم قرار دارند…ماه گذشته مادر و خواهر این جاویدنام دستگیر شدند و امروز صفحهی اینستاگرامشان از آنها گرفته شد…
یک فایل صوتی به دست ایران اینترنشنال رسیده است که در آن، علی زارعی، معترض محکوم به اعدام میگوید: «از فعالان حقوق بشر، سازمان ملل و ه�� کس که دم از وطنپرستی، شرافت، انسانیت و بخشندگی میزند تقاضا دارم صدایم باشند و نگذارند که من اعدام شوم.»
نیلوفر اصفهانی فقط ۱۸ سالشه؛ یه دختر جوون که همراه مادرش توسط نیروهای حکومتی ربوده شد و حالا با حکم اعدام، هر لحظه زندگیش در خطره... 🥀
نیلوفر کسی رو جز ما نداره. نذاریم صداش خاموش بشه؛ شاید همین صداها جونش رو نجات بده. ❤️🩹
#نیلوفر_اصفهانی
پست همسر جاویدنام #مصطفی_قزوینیپور:
دختره دیگه
داره خونهی باباشو تمیز میکنه 🖤
همه گفتید آوین خیلی کوچیکه، بزرگ بشه یادش میره، ولی هر روز که بزرگتر میشه دلتنگیش بیشتر و بیشتر میشه.
مصطفی تو بهترین پدر دنیا ب��دی
دخترت هنوزم چشمانتظارته.