تو یه داستان دیگه انسان برای عبور از محدودیت های انسانی گفتگوی خیالیش با یه موجودی ماورایی رو شروع میکنه. این موجود ماورایی هیچ ویژگی خاصی نداره جز اینکه از کلمات و زمان و مکان فراتر میره. در این داستان حدود انسان رو نه داستان بین الاذهانی بلکه تصوراتش محدود میکنه
تو این داستان اون روح تجزیه ناپذیر که ناظر بر جسمه میگه چالش رو میپذیرم و دستش رو میکنه تو کاسه، قرعه ها رو هم میزنه و یه بدن با ویژگی های خاص خودش رو بر میداره. بدن از بد. تولد تا روز مرگ باید از هزاران پرده جلوی چشمش بگذره تا روحش رو به یاد بیاره. روح سر یادآوری خودش شرط بسته