@6_june_1944@Realneo101 محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی، مصطفی رجبعلیزاده و امیرحسین ساربان
همسرشون گفتن : «جاوید نام ما خیلی غریب موند »
تک تکشون آبروی این سرزمینن؛ نمیذاریم غریب بمونن
با احترام از او یاد کنید
فرزند ایران و جانفدای میهن
جاوید نام #جواد_ابراهیمی_ارتیانی
This is Amirhossein Safari in his final moments before the Iranian regime publicly executed him at Alikhani Square, Isfahan.
He was disabled and unable to use his hands, yet IRGC propagandists insist he overpowered and killed a police officer.
They lied about him. Free Iran!
@Reuters The article is entirely false and references supporters of the Islamic Republic. Reuters is expected to remain impartial in its coverage, especially while the Iranian people are still being executed and killed by the Islamic regime, and their demands are being ignored.
فرمودید: «جمهوری اسلامی دیگر فقط یک نظام سیاسی مستبد نیست؛ امروز یک وضعیت اضطراری ملی است.»
اگر کوچکترین شناختی از دگرگشت ساختارهای سیاسی داشته باشیم، میدانیم که جمهوری اسلامی «امروز» به یک «وضعیت اضطراری ملی» تبدیل نشده است. این وضعیت، دستکم از شبی آغاز شد که نیروهای حکومتی به بیمارستان خمینی ایلام یورش بردند و سپس در شب ۱۸ دی به نقطهی اوج و پارادایمشیفت ساختاری خود رسید؛ شبی که حکومت بیمحابا دست به کشتار سیستماتیک زد و آخرین بقایای نقاب حقوقی و ایدئولوژیک خود را در مقام یک «nation-state» کنار گذاشت.
از همان نقطه، مؤلفههای بنیادین ساختار رفته رفته تغییر کرد و جمهوری اسلامی، امروز پس از مرگ علی خامنهای، با حفظ پوستهی نازک دینی، وارد گذار از یک اقتدارگرایی دینی به یک اقتدارگرایی میلیشیایی شده است.
مینویسید: «وقتِ فراخوان دقیقاً همین حالاست.»
خیر؛ اتفاقاً اگر تحلیل ساختاری مبنا باشد، «همین حالا» هشت ماه پیش بود؛ زمانی که وضعیت اضطراری ملی اعلام شد و میلیونها نفر به فراخوانها پاسخ دادند، به خیابان آمدند، کشته شدند، بازداشت شدند و همان بازداشتشدگان امروز پای چوبهی دار ایستادهاند. اعدامهای امروز، آغاز وضعیت اضطراری نیست؛ ادامهی همان وضعیت اضطراری است که ماهها پیش اتفاق افتاد.
مینویسید: «گروههای مدعی و اثرگذاری …»
این بخش عجیبترین قسمت متن شماست. «ملیگرایی» یک واکنش مقطعی به شرایط امروز نیست؛ گفتمانی است با سابقه، پشتوانه و امتداد سیاسی. کسانی که امروز از وضعیت اضطراری ملی سخن میگویند، ماههاست همین هشدار را دادهاند، هزینهاش را پرداختهاند و برای آن فراخوان دادهاند. پرسش این است که آن زمان شما کجا ایستاده بودید؟ کنار این گفتمان یا در حال تخطئه و حمله به همان کسانی که از وضعیت اضطراری ملی سخن میگفتند؟
مینویسید: «اگر این موج اعدامها همه را متحد نکند…»
این گزاره نیز از نظر تحلیلی محل اشکال است. اعدامها علت وضعیت اضطراری نیستند؛ یکی از تجلیات آن هستند. هنگامی که علت و معلول جابهجا شوند، تحلیل نیز بهجای شناخت ساختار، صرفاً به دنبال آخرین رویداد میدود.
#واحیرتا
شب نوزدهم دی؛
۱۲ نفر جلو بودیم و جمعیت چندهزار نفری با فاصله تقریبا صدمتری پشت سر ما بودن
برای سرکوب اون چندهزار نفر باید اول از سد ما ۱۲ نفر میگذشتن که سختترین کار بود براشون
بعد از رسیدن نیرو و مهمات بعد از ۲ ساعت درگیری تو یه نقطه با ما، گاز انبری از بالا و پایین ما ۱۲ نفر رو قیچی کردن
با موتور و پیاده و شلیککنان ریختن دنبال ما توی کوچهای که درهای خونهها باز بود برامون،
و همهمون تیر خوردیم، جنگی و ساچمهای…
از اون ۱۲ نفر ۴ تاش ما بودیم، که ۳ تامون پیش هم زخمی بودیم،
فقط محسن نبود پیشمون
استرس داشت جونمون رو میگرفت
همدیگرو دلداری میدادیم که احتمالا رفته تو خونههای بغلی
از توی کوچه صدای نیروی سرکوب میومد که داشتن یکی رو وحشیانه میزدن و فحش میدادن
و صدای شلیک
بعد از چند دقیقه از خونه بغل گفتن زخمیا بیاید اینجا پرستار داریم
خونه بغل شبیه میدون جنگ بود که توش پر از زخمی بود
همزمان از کوچه صدا میومد که در تک تک خونههارو میزدن با لگد و میگفتن اونی که تیر خورده تو یکی از این خونههاست پیداش کنید
ما رفتیم طبقه دوم برای پانسمان و چند نفر یهو اومدن گفتن طبقه پایین یکی تیر خورده تموم کرده
رفتم طبقه پایین چند نفر تیر خورده بودن ولی بههوش بودن
ازدحام جمعیت وقتی رفت کنار دیدم محسن کف خونه بیحال افتاده،
گفتم محسن اینجاست پیدا شد
صابخونه گفت میشناسیش، گفتم داداشمه
گفت این نبض نداره باید ببریش بیمارستان
گفتم چرت نگو مگه میشه تیر به پاش بخوره و تموم کنه!
خون زیادی هم دور باندی که دور پاش بود وجود نداشت
مامورا هم همچنان دنبال محسن میگشتن
اشکام نمیزاره تایپ کنم بقیهش رو
فقط بگم اینو؛
اونشب محسن و یکی دیگه وقتی ما میریم تو خونهها پشت یه ماشین قایم میشن
به امید اینکه مامورا قرار نیست بیان تو کوچه
یکی رو کتک زدن بردن، محسن رو کشتن
نمیدونم اون یکی هنوز اعدام شده یا نه!
ولی اونایی که الان تو صف اعدامن
جزو اون جلوییها بودن و جانانه با دست خالی جنگیدن
بجنگید براشون، برامون مشتی جنگیدن
#محسن_جبارزاده
#صدای_اعدامیا_باشین
BREAKING:
The Islamic regime in Iran carried out a public execution by hanging today in Isfahan.
Amirhossein Safari, Abolfazl Sepahi and Alireza Sepahi were murdered by the regime for taking part in the massive street protests against the regime in January this year
BREAKING:
Islamic regime forces are attacking people in Isfahan who are trying to stop the Islamic regime’s public hanging of Amirhossein Safari, Abolfazl Sepahi and Alireza Sepahi.
They were sentenced for taking part in January’s anti-regime protests
بعد میگن چرا از حمله خارجی استقبال میکنین. هیچ بمب و موشکی نمیتونه اینطور سازمانیافته و سیستماتیک و منظم، هر روز، دقیقا هر روز مردم ما رو بکشه. بلایی که رژیم اسلامی بر سر ایران آورد از دست هیییییچ دولت خارجیای برنمیومد. و هیچ خارجیای اینقدر از ملت ایران متنفر نیست که رژیم رافضی متنفره.
برای تک تک عرزشیهای کولهبهکون که دستشون به خون عزیزان ما آغشتهس آرزو میکنم که داغ عزیزترین کستون رو ببینین.
@hojjat_kalashi@farzin_irani واضح هست که برای دادن راهکار نیازی نیست رهبر باشی.
خودت رو اذیت نکن حجت. پاشو بیا ایران اسلحهات رو دست بگیر کنار سپاهیا با آمریکا بجنگ بعدشم تیری برات موند بزن به سر و صورت بچه مردم. رو راست باش با خودت. حد تو همینه. دستت هم رو شده. دنبال رهبری چی هستی؟؟
ما رو از جنگ نترسونید. ما جنگ رو به چشم دیدیم. تو شهر و محلههای خودمون. تو ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ دیماه.
تو کدوم جنگی اینطور رگبار مسلسل رو به سمت مردم بیدفاع میگیرند؟ کدوم دشمنی بجز ج.ا ممکنه اینطور مردممون رو قتلعام کنه؟!
(صداها رو گوش کنید. رگبارها کلاشینکف است. تکصداها قناصه. با هر کدوم از اون گلولهها مغز و قلب یک جوان ایرانی را متلاشی کردند. گوش کنید)
ما ملت ایران یک دشمن داریم و اونم ج.ا است. دشمن دیگهای نداریم.