تاریخ را صحیح و بدون تعصب بخوانید متوجه میشید که بحرین زمان شاه از ایران جدا نشد. بحرین را آل خلیفه اداره میکرد و از قرن ۱۹ تا سال ۱۹۷۱ میلادی، تحتالحمایهٔ انگلیس بود. از ۱۷۸۳ میلادی، یعنی از اواسط دوره زندیه و بعد از مرگ کریمخان زند، ایران هیچ نقشی در ادارهی بحرین نداشت. حیف از اون اینترنت رانتی که در دسترس شما بیسوادهاست.
اجازه ندید با استفاده از کلمه “افراطی” شمارو از راه درست گمراه کنند! هرکسی از این کلمه برای هر اعتراضی استفاده میکنه، در حال پناه گرفتن زیر سایه اصلاحاته!
پدر و مادر #مجید_پوررستمی ۴۵ ساله که ۱۸ دی در قرچک با گلوله جمهوری اسلامی کشته شد، با شنیدن اسم پسرشان برای هزارمین بار اشک میریزند، پسری که برای آزادی ایران به خیابان رفته بود به قتل رسید.
دلشان به پسری خوش بود و با هزار سختی بزرگش کرده بودند.
#انقلاب_شیروخورشید
زنی که پای کار قلعه الموت ایستاد
حمیده چوبک، باستانشناس و از مفاخر میراث فرهنگی ایران دهها پای کار قلعه الموت ایستاد تا امروز آن را جهانی کند. لحظه ثبت جهانی الموت هزاران بار بر او مبارک باد.
«من یک مهندس داری مدرک دکترا هستم که به تازگی در یک هلدینگ مشغول به کار شدهام، مجرد و فاقد فرزند هستم و در حوزه ورزشی تبدیل به یک فوتبالیست حرفهای شدهام، دوسال است که مشغول به یادگیری درام هستم.
قصد دارم ویلایی در ولنجک تهران طراحی کنم و با سرمایهگذاری آن را بسازم، به دلیل علاقه مادرم به گل و گیاه، فضای بسیاری از حیاط باید به باغ و گل اختصاص یابد…»
#پرنیان_دبیری در اولین روز فروردین ماه سال ۸۸ به دنیا آمده بود و از اولین جاویدنامانی بود که عکس کاور سیاهرنگ پیکر بیجانش در شبکههای اجتماعی منتشر شد. او در دستنوشتهای که مادرش در اینستاگرام منتشر کرده، آرزوهایش را نوشته است. جمهوری اسلامی او را ۱۹ دی در مقابل چشم پدر و مادرش با گلوله هدف قرار کرفت و در بیمارستان جان باخت، ۲۰ دی خانوادهاش پیکر بیجانش را در کهریزک پیدا کردند. روی کاور نوشته: متولد ۱۳۸۸/۱/۱
#انقلاب_شیروخورشید
من نه سطلی، نه سلطنتطلب و نه پادشاهیخواهم! من یک انسان خردمند مستقل هستم که از روز اول و در درجهی اول خواهان سکولاریسم و در درجهی دوم دموکراسیخواه بوده و هست و از نوجوانی معتقد بوده این مهم جز با براندازی رژیم اسلامی امکانپذیر نیست. روزی روزگاری به اصلاحطلبها رای دادم چون فکر میکردم تقابلشون با ولایت «مطلقه» فقیه من رو به هدفم (براندازی) نزدیک میکنه. امروز اما از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنم چون تنها گزینهایه که بدون تعارف و تردید، تاکید کاملی روی سکولاریسم و دموکراسی داره و بخش بزرگی از مردم کشورم هم حمایتش میکنن.
در نتیجه، سطلی خطاب کردن، توهین و عر و نالههایی از این دست وقتی گزینهی جایگزینتون اصلاح نظام آخوندیه برام کمارزشتر از جیرجیر حشراته.
من به طور ریشهای یک جمهوریخواه با تاکید ویژه بر سکولاریسم هستم که احترام ویژهای برای خاندان ایرانساز پهلوی قایله و تا روزی که گزینهی بهتری پیدا نشه بدون تعارف و خجالت خواهم گفت #جاویدشاه، چون میدونم برای ایران در این مرحله یک پادشاهی مشروطه به رهبری فرد روشنفکر و لیبرالی مثل رضا پهلوی به مراتب بهتر و امنتر از یک جمهوری خواهد بود که به سرعت توسط مافیا و الیگارشی از هم بپاشه و دموکراسی رو، بدتر از وضع کشورهایی مثل ترکیه و روسیه به یک جوک تبدیل کنه.
به شما ازآخوندکمترهای اصلاحطلب خجالتی هم پیشنهاد میکنم ضجههاتون رو ببرید جای دیگه.
با درود به هرآنکس که مهر ایران به دل داشته و به جدایی کامل دین از سیاست باور دارد.
مزدا نگهدار و میترا یاورتون.
از هزاران هزار جاویدنامی که جمهوری اسلامی در دی ماه کشته، شمار اسامی جاویدنام هایی که تاکنون بدست من رسیده امروز به ۳۵۰۰ نفر رسید. اسامی بسیار دیگری نیز در حال ثبت شدن است. به ثبت اسامی هزاران جاویدنام دیگر و خواندن آنها ادامه خواهم داد. حملات جمهوری اسلامی من را از این راه منصرف نخواهد کرد. علاوه بر دو هزار نفر قبلی که در لایوهای جداگانه خوانده ام، بزودی اسامی ۱۵۰۰ جاویدنام دیگر را نیز در لایو دیگری خواهم خواند. به دریافت اسامی از خانواده ها و خواندن آنها ادامه خواهم داد.
سهم ماکان از ایران
از ماکان نصیری، دانشآموز مینابی، هیچ اثری پیدا نشد — هیچ. سهم او از ایران قبری خالی شد.
در قلب ما، کیان پیرفلک و ماکان نصیری کنار هم خواهند ماند. فرزندان بیگناه ایران که سهمشان از زندگی دزدیده شد؛ چپاول شد و همه قربانیان یک ملتند.
با یک چشم بر جانباختگان دی ماه میگرییم و با چشمی دیگر برای ماکانها — مظلومترین قربانیان این جنگ.
اگر در تمام این سالها اجازه داشتیم فقط یک آرزو کنیم، آن تک آرزو این بود که خون مردم ایران نریزد — اما افسوس که نشد؛ نتوانستیم. زورمان نرسید. از دست ما کاری برنمیآمد. حتی نمیتوانیم بگوییم چرا کاری از ما برنیامد.
همیشه ته دلم یک بارقه امیدی داشتم که شاید کار ایران و هموطنانم به اینجا نکشد. اما نشد. و امروز صبح را با خبر اعدام شروع میکنیم و روز را با خبرهای جانکاه و تماشای ویدئوهای جانکاه میگذرانیم، چه سوگواران دی و چه مادران میناب.
من اینجا در سوگ بسیاری نوشتهام؛ از نیکا و سارینا تا بیشماران دی. چشمهای ماکان را فراموش نخواهیم کرد، همانطور که چشمهای نیکا را فراموش نکردیم.
اما ما یک ایران خوش به نسلهای بعد بدهکاریم؛ هر چند نسلهای قبل یک زندگی خوش به ما بدهکار ماندند. ما اما بدهکار نمیمانیم. از فردایمان بیخبریم، اما خدا میداند که آرزویی جز این نداریم که ایران رنگ آرامش ببیند. پیش پایمان گرداب است و پشت سرمان طوفان.
بر من ببخشایید اگر از بیان حق مطلب ناتوانم. ای کاش پیش از مردن حتی برای یک بار که شده، فرصتی یابم تا یک دل سیر حرف بزنم. اما با همهٔ لکنتها باید یادآوری میکردم، ماکان — این نماد قربانیان بیگناه — حقی دارد، فارغ از کشمکش سیاسی؛ فارغ از مصادره و فراموشی؛ فارغ از هر چیزی که بوی سیاست بدهد.
از مهدی تدینی
جمهوری اسلامی امروز حتی از نام برادر بلندقامتم هم هراس داشت
احمد جانم
مبادا حتی برای لحظهای گمان کنی دوستانت و همتیمیهایت تو را فراموش کردهاند
امروز همتیمیهایت به یاد تو به زمین بسکتبال رفتند، با نام تو، و با پیراهن شماره 91💔
مامان را هم به همان سالن دعوت کرده بودند
اما نگذاشتند حتی عکس تو را با خود به داخل ببرد
نگذاشتند از همان لحظههای ساده هم عکسی ثبت شود
چه عجیب
حکومتی که خود را قدرتمند میداند،
از یک عکس،
از یک نام،
از خاطرهی یک جوان،
اینهمه میترسد
آنها خوب میدانند که بعضی نامها را نمیتوان کشت
از نامت میترسند، چون حقیقت از گلوله ماندگارتر است
و اما نوبت ما هم خواهد رسید
برای برادرم #احمد_خسروانی