حیفِ اشکهایی که برای آدمای اشتباه ریختیم... حیفِ وقتی که صرفِ دلخوشیشون کردیم... حیفِ قلبی که از تهِ وجود دوستشون داشت...
بعضیا فقط بلدند محبت ببینند، نه اینکه قدرش را بدانند...
بعضی وقتها دردناکترین سکوت، وقتیه که میدونی عزیزت داره اشتباه میکنه، اما از ترس از دست دادنش چیزی نمیگی؛ و خودت هر روز با دیدنِ رفتنش به سمت تباهی، نابود میشی
من برای نگه داشتن آدمها تا آخرین توانم میجنگم؛ برای حال خوبشون، برای موندنشون، برای روزای سختشون. اما وقتی از چشمم بیفتن، دیگه تمومه. اونقدر تموم که حتی اگه تنها راه نجاتشون من باشم، برنمیگردم.»
"هر روز با تمام وجودم میجنگم، بارها زمین میخورم و دوباره بلند میشم... اما نمیدونم چرا نتیجهای که باید نمیاد. انگار بعضی جنگها فقط برای خسته شدن ما نوشته شدن، نه برای رسیدن
لطفا هرگز از خوب بودن و داشتن یه قلب خوب و مهربون خسته نشو... میدونم خیلی دردناکه که ازت استفاده بشه و حس کنی بهتره که یه آدم سنگدل باشی ولی آدمایی مثل تو خیلی ارزش دارن و برای کل دنیا اهمیت دارن ♥️
فقط خواستم یادآوری کنم اگه بدونی پشتِ سرت چند نفر چراغ خاموش منتظرن تا با سر زمین بخوری، اگه بدونی چندنفر پشت سرت حرف میزنن چون فقط نمیتونن بهت برسن، اگه بدونی چند نفر از اشکات به جای ناراحتی خوشحال میشن. انقدر راحت، شکست رو به عنوان تقدیر قبول نمیکنی.
این روزا مد شده که میگن:نجات دهنده در آینه است.
اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده.
قاتلی به دنبال من هست که گاه به گاه در اینه ها میبینمش....
«روز مرد مبارک به اونایی که معرفت و شعور مردونگی رو تو عمل نشون میدن، نه تو حرف.
پسرایی که احترام میذارن، دخترارو اذیت نمیکنن و با شخصیتشون جوری زندگی میکنن که میشه بهشون افتخار کرد.
دمتون گرم که هوای مردونگی رو زنده نگه داشتین!»
"زیادی خوب بودن یه جایی تبدیل میشه به نقطه ضعفت. وقتی کارهایی که وظیفهت نیست انجام میدی، آدمها فکر میکنن وظیفهته. خوبی کن، ولی جوری که خودت رو فراموش نکنی."
نمیشه آدمارو وادار به وفاداری کرد؛ هیچکس نمیتونه بگه: چون من دوست دارم پس بمون. آدما به اندازهی علاقهشون به تو وفاداریشونو ثابت میکنن، اگر زندانیشونم کنی کسی که نخواد بمونه میره و کسی که دوست داشته باشه، اون سر دنیاهم که باشی میاد و دستاتو میگیره؛🤍🥲