@erinflorez01 Kulab hasn’t committed an ounce of the atrocities that America has and you are a an American lol. Other names might include, invader, genocider, colonizer, last but not least enslaver. Don’t throw rocks others when you’re sitting in a glass tent.
@Da_Wood_ What hundreds in Kandahar? If you mean the Taliban, then it was the Kandahari Pashtuns who turned on terrorists, including Karzai, not Tajiks and panjshiris. If they’re gone, the Taliban and their kind are worst than the republic mafia. Ik deep down you agree.
@realZalmayMK Do you condemn this? If yes then why are you enabling their actions by being a crime partner with them? Hypocrite! You have no morality and integrity whatsoever
مادر پنجشیری؛ نماد استواری
این تصویر، روایت مادری است که بهای سنگین جنگ و آزادیخواهی را با عزیزترین دارایی زندگیاش پرداخت��؛ پنج فرزند، پنج خاطره، و یک مادر که بار سنگین یک نسل را بر شانههایش حمل میکند .
@Atamohammadnoor اگر کاری مفید کرده نمیتوانی، لطفا از گفتار مخرب کم کن. تو خود ره رهبر میگی اما توان انتقاد تویتری مردم ره نداری. استاد، احترامت داریم، اما خود ره خود ده نظر قومات بد میکنی
مأمور سیآیای: ملا دادالله را از طریق «بچهبیریش»اش به دام انداختیم
گزارش شبکه خبری القسط:
در مستند «ردیابی قصاب» (Tracking the Butcher) از مجموعهٔ Inside the CIA: Secrets and Spies شبکهٔ نشنال جئوگرافیک، شماری از مأموران پیشین اطلاعاتی آمریکا و کارشناسان امنیتی جزئیات عملیات تعقیب ملا دادالله لنگ، از فرماندهان ارشد طالبان، را روایت میکنند. نشنال جئوگرافیک این قسمت را بهعنوان داستان مأموریتی برای یافتن یکی از مخوفترین چهرههای طالبان معرفی کرده است.
دارل بلاکر، افسر پیشین سیآیای که ۲۸ سال در این سازمان خدمت کرده بود، میگوید عملیات تعقیب ملا دادالله برای او حدود هشت تا ده ماه ادامه داشت. یکی از نقاط عطف این عملیات زمانی بود که در جریان یک یورش، دو تن از افراد دادالله و نوجوانی که در مستند بهعنوان «بچهبازی» او معرفی میشود، بازداشت شدند. مصاحبهشوندگان این نوجوان را قربانی سوءاستفادهٔ جنسی توصیف میکنند.
به روایت مستند، بازداشت این نوجوان ملا دادالله را بهشدت آشفته کرد. او برای اطلاع از سرنوشت نوجوان تماسها و ارتباطات رادیویی بیشتری برقرار کرد و همین فعالیتها به نیروهای اطلاعاتی امکان داد رد او را بهتر دنبال کنند. بنابراین، دقیقتر این است که گفته ��ود وجود این نوجوان و تلاش دادالله برای بازگرداندن او به عملیات ردگیری کمک کرد، نه اینکه نوجوان مستقیماً مخفیگاه دادالله را افشا کرده باشد.
در ادامه، پس از آزادی منصور دادالله، برادر ملا دادالله، یک دستگاه ردیابی روی او نصب شد. مستند میگوید نیروهای اطلاعاتی حرکت او را از شهر به شهر و روستا به روستا دنبال کردند تا سرانجام به محل ملا دادالله در هلمند رسیدند. سپس نیروهای ویژهٔ بریتانیایی SBS با استفاده از اطلاعاتی که بخشی از آن از سوی سیآیای فراهم شده بود، عملیات نهایی را انجام دادند. ملا دادالله هنگام فرار هدف گلوله قرار گرفت، زخمی شد و طبق روایت مستند پس از افتادن در یک کانال آب جان باخت.
اما بخش انسانی این داستان شاید از خود عملیات قابلتوجهتر باشد. بلاکر میگوید وقتی برای نخستین بار روبهروی آن نوجوان نشست، «قلبش شکست». او نوجوان را ترسیده و کاملاً تحت کنترل دادالله توصیف میکند و میگوید در او شباهتی به فرزندان خودش میدید. بلاکر بهجای برخورد خشن، تلاش ک��د اعتماد او را به دست آورد؛ آنها دربارهٔ تاریخ، شعر، موسیقی و هنر صحبت کردند و او متوجه شد که نوجوان استعداد زیادی در نقاشی دارد.
پس از مرگ ملا دادالله، مقامهای همکار پیشنهاد کردند نوجوان ۱۵ یا ۱۶ ساله به خانوادهاش بازگردانده شود، اما بلاکر مخالفت کرد؛ زیرا به گفتهٔ او، همان خانواده نوجوان را وارد آن زندگی کرده بود. او میگوید تلاش کرد راه دیگری برای آیندهٔ این نوجوان پیدا کند. با توجه به استعدادش در هنر و نقاشی، فردی پیدا شد تا حرفهٔ رنگآمیزی و تزئین موترهای باربری منطقه را به او آموزش دهد و نوجوان مجبور نشود دوباره به همان زندگی برگردد.
القسط
https://t.co/62Uo5K3XDJ
@ZarlashtaW@NooralhaqNasimi@ChtyCommission He’s dumb just like you. But why would a proud Pashtun like your dad married an English and not a Pashtun? 😂😂 barely being Afghan yourself, kinda crazy for you to be so prideful of your half afghan ethnicity.