در گزارش محرمانه ای که ادارەی امور خارجە انگلستان در تاریخ 11ژانویە 1926م/
21دیماه1304خ به ادارەی هند فرستاد تأکید شد:"... سیاست دولت انگلستان تاکنون برآن بود تا بر دولت ایران فشار بیاورد که احداث راه آهن از غرب به شرق که نقطە ی آغاز آن در مرز عراق و نزدیک خانقین باشد../
@A_z_im عرض کردم، به صرفه این بود که بکشونند شون بیرون از لونه که بشه زدشون. ظاهرا یک دونه خوشه ای از اینجا به امارات هم زدند روزهای آخر (با تشکر از مردم غیور اصفهان).
@JDVance
Did you really called 94 million Iranians Terrorists?!
Are you serious?
And you were supposed to be the leftists voice in Trumps administration?!!!
How can someone be that ignorant and the vice president of United States of America at the same time?
#IranianNotMuslim
#KingRezaPahlaviForIran
JD Vance doesn’t need an Israeli conspiracy to explain why people criticize his foolish view of the Islamic regime. Americans, Israelis, Iranians, Arabs, and national security experts have watched him misread the regime, smear allies, ignore Qatar’s documented influence operations, and now even portray 94 million Iranians as a terrorist threat.
His own record is the indictment.
Today on @ILTVNews
افسوس که کمیت اینترنتمان در داخل میلنگد...
حسینخان امکان تولید Voice واسه ما مفلوکان اینترنتی وجود دارد یا مطلب شهید میشود چنانچه "سوژه مستند"؟
@hosseinbastani
مستند #جهان_موازی_علی_خامنهای را در لینک زیر ملاحظه بفرمایید. این مستند قاعدتا باید بعد از کشته شدن دومین رهبر ج.ا پخش میشد. ولی با شروع وضعیت جنگی و در اولویت قرار گرفتن اخبار مرتبط، پخش آن به تعویق افتاد.
مستند، مجال بازخوانی کارنامه مبسوط علی خامنهای را ندارد، اما میکوشد تا با رجوع به «روایتهای در دسترس» از ناظران -مستقیم یا غیرمستقیم- رفتار او، به فهم بیشتر دنیای ذهنیاش کمک کند. دنیایی موازی که اولویتهای آن، هرچه بودند، شباهتی به اولویتهای حکومتداری در دیگر نقاط جهان نداشتند.
شرمندهام که به خاطر قطع اینترنت، هموطنان مقیم ایران -تا اطلاع ثانوی- امکان دسترسی به لینک یوتیوب مستند را نخواهند داشت. ولی احتیاطا لینک آن در این پست موجود خواهد بود، تا زمانی که امکان دسترسی بیشتر فراهم باشد.
https://t.co/5IL2yzCIp5
اندکی درباره «بیعاری» هواداران جمهوری اسلامی (بچه شیعه) /یا/ پیروزی در نگاه «بچه شیعه» چه شکلیست؟
همانطور که قابل پیشبینی بود، پس از اعلام آتشبس، هواداران جمهوری اسلامی طبل شادانه خود را از گردن آویزان و بر آن کوبیدند!
این «بیعاری» آمیخته با «حماقت» آنقدر عمیق و عظیم است، که توصیف آن دشوار است. با این حال سعی کردم در این ۱۲ بند، کمی به این دریای بیعاری بپردازم. ببینیم آنها در این پیروزی چه بهدست آوردند؟
۱- در تمام جنگهای تاریخ چه آنکه با اسطوره آمیخته، چه واقعی و حتی در قصهها، کدام جنگ را سراغ دارید که در ساعات اولیه جنگ، رهبر یک طرف کشته شود؟ این «نظام مقدس» با آنکه تلاش کرده بود خامنهای را در پناهگاه ۴۰ متری زیر زمین حفظ کند، اما شکست اطلاعاتی خورد و ساعتی که استثنائا خامنهای نسبتا به سطح زمین نزدیک شده بود، لو رفت.
۲- نه تنها خامنهای کشته شد، بلکه بازهم به شکلی تاریخی، او اولین کسی بود که مراسم چهلمش در حالی برپا شد، که جنازه هنوز چال نشده بود. هنوز هم چال نشده و شاید در این آتشبس، بالاخره بعد از دو ماه چالش کنند.
۳- جانشین، حدود یک ماه است که «رهبر» شده و این رهبر، هنوز یک سخنرانی عمومی نکرده است. سخنرانی پیشکش، یک مصاحبه یا ویدیوی تصویری ندارد. حتی محض رضای خدا، یک صدا از او منتشر نشده است. نیامده، «مقوایی» بودن او، نقل محافل شد.
۴- وضعیت سلامتی مجتبی در اینجا چندان مهم نیست. مساله توانایی برای مقدس جلوه دادن اوست. پچپچها درباره تمایلات جنسی خامنهای آنقدر زیاد بود، که به رسانههای رسمی کشیده شد. اما او دستکم ۲۰-۳۰ سال اول را بدون این شایعات طی کرد. پسرش، هنوز از راه نرسیده که رئیسجمهور آمریکا فاش کرد او همجنسگراست و این را تحقیقات سیا نشان داده است. این قضیه آن جهت مهم است که همجنسگرایی در جمهوری اسلامی، لااقل در منابر عمومی، روی خوشی ندارد و جرمانگاری هم شده است.
۵- تا اینجا فقط درباره خامنهای پدر و پسر بود، اما فهرست پیروزیهای «بچه شیعه» به اینجا ختم نمیشود. همان ساعت با خامنهای که یک دوجین فرمانده ارشد کشته شدند. در حد رئیس کل ستاد مشترک، فرمانده سپاه، وزیر دفاع. این هم به نوبه خود تاریخیست، اما آنقدر اتفاقات تاریخی افتاده، که اینها جا نمیشوند.
۶- قاعدتا روسای اطلاعاتی و امنیتی، باید امنیت سران سیاسی را تامین کنند و آنها در انتهای صف هستند. و به قول فرنگیها «سورپرایز» جمهوری اسلامی سه دستگاه اطلاعاتی اصلی دارد: وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، اطلاعات فراجا، رئیس هر سه تای آنها کشته شدند. بسیج هم معاونت اطلاعات دارد، آنهم کشته شده. تنها هم کشته نشدند، با دهها قائممقام و معاون و جانشین و مدیر ارشد و ... به عنوان مخلفات سرو شدند.
۷- صحبت از ۱۵ تا ۱۷ هزار هدف است که امریکا و اسرائیل به آنها حمله کردند. بعضی مثل حمله به محل اختفای نیروهای ضدشوری و یگان ویژه در سالن ۱۲ هزار نفری آریامهر (آزادی) ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ کشته داشتند. بعضی ها هم لانچر و ایست بازرسی و .. بودند. اما شما میانگین تلفات در هر حمله را ۳ نفر هم در نظر بگیرید، بحث ۴۰-۵۰ هزار نفر کشته ست. (مقایسه کنید با جنگ ۱۲ روزه که آمار رسمی جمهوری اسلامی از تلفات نظامی آن ۸۰۰-۹۰۰ نفر بود)
که البته، «بچه شیعه» با بیعاری خاص خود، شانه بالا میاندازد و ریشخند میکند که آمریکا و اسرائیل با موشک و بمب چند میلیون دلاری، یک کلانتری یا ایست بازرسی کم ارزش را زدند.
۸- درباره ارزش جان نیروهای جمهوری اسلامی بحث شد، بد نیست به ارزش جان طرف مقابل اشارهای کنیم. کادر پرواز آمریکا در ایران سقوط کرد، ایران خاک آنها نبود. حتی در نزدیکیشان هم نبود، اما آمدند، پیدا کردند، بردند. طرف مقابل کشته بدهد هم اعلام میکند و تشیع جنازه آبرومندی برگزار میکند. به بهانه مصلحت، شما چه میدانید چند جنازه از نیروهایشان را بیسروصدا خاک کردند؟
البته، آنها اگر بخواهند هم نمیتوانند. رئیسجمهور «بچه شیعه» در خاک خودش سقوط (فرود سخت) کرده بود، جنازهها مدتها در کوههای ورزقان بود، آخر سر هم ترکها رحمشان آمد، یک هلیکوپتر و نیرو فرستادند، جنازهها را تحویلشان دادند.
اهمیت زنده و مرده یهود هم که روشن است. تاریخ ثابت کرده، کل اسرائیل سالها میتواند بجنگد تا فقط یک گروگان را آزاد کند یا فقط پیکر یک یهودی را از خاک دشمن خارج کند.
اسرائیلیها را مثال نزدم، چون این چیزها برای «بچه شیعه» خیلی خیلی دور از ذهن است. اصلا توان درکش را ندارد.
۹- ببینید دوستان، اگر پشت جبهه خیلی آرام بود، قاعدتا باید این به دنیا مخابره میشد. اگرچه «بچه شیعه» اصرار دارد که پیروز شده، اما شاید جالب باشد بدانید، اینترنت در دیسی و نیویرک و اورشلیم و تلآویو قطع نیست. در ایران اینترنت از ابتدای جنگ قطع شده است.
برای سرکوب، شما که سالها مینازیدید «حاج قاسم» نیروی مستشاری در سوریه و عراق و افغانستان دارد. حالا حتی توان سرکوب مردم بی دفاع را هم از دست دادید و دست به دامن افغانیهای فاطمیون و عراقی های حشدالشعبی شدید.
جنگنده پیچیده ست ندارید، توان پدافند ندارید؛ خاک برسرها، برای سرکوب زن و بچه بی دفاع مردم هم دستتان به دامن خارجیها رفت که!
۱۰- از نظر تجهیزات، پلهای راهآهن که تا حد زیادی تخریب شده، شریان ارتباطی در کشور که از آن برای جابهجایی مهمات هم استفاده میشد از بین رفته است. تقریبا در تمام استانهای کشور، مقر سپاه استانی و کلانتریها و پایگاههای بسیج تخریب شدند. ممکن است بگویید نیروها را انتقال دادند، گذشته از اینکه در محل جدید هم نیروها را زدند، اما بالاخره آن خراب شدهها کامیپوتر و دفتر و دستک و سرور و ماشین و موتور و.... که داشتند. همه نابود شده. آن فرودگاه پیامی که هدف قرار گرفت، کم هدفی نبود، خدا میداند چقدر سرور نابود شده. با اینحال «بچه شیعه» احساس پیروزی میکند.
۱۱- این کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، سالها با جمهوری اسلامی مماشات کردند. کمک هم کم نکردند، دستکم کمک هم نکرده باشند، دشمنی خیلی آشکار و شدیدی هم نکردند. سری که درد نمیکرد را دستمال نمیبستند. جمهوری اسلامی هم قاچاقش را میکرد. پولهایش را میشست و ... خلاصه کار پیش میرفت. در پایان این جنگ، تمام آن کشورها دشمن شدند. تهدیدها را عملی کرده و دیگر چیزی برای تهدید نیست. چهکار میخواستید بکنید؟ دبی را بزنید؟ که زدید! بازهم «بچه شیعه» احساس پیروزی میکند و هنوز مانده که بفهمد قدرت نظامی اسرائیل اگر با پول و لابی همین کشورها همراه شود، در جنگ بعدی چقدر سهمگین خواهد بود.
۱۲- و اصلا از خیلی دورتر نگاه کنیم. برگردیم به روزهای پیش از مهر ۱۴۰۲، قبل از آنکه بالاخره به آرزوی دیرینهتان برسید و در ۷ اکتبر با وحشیهای فلسطینی حمله کنید.
هنوز سیدحسن نصرالله زنده بود، هزاران نیروی حزبالله کور و چلاق نشده بودند، بشار اسد در دمشق بود، عراق در مشتتان بود. نطنز و فردو و اصفهان و آدمهایی مثل سعید برجی زنده بودند.
قبل از آن خریت محض، سرشوخی حمله به مقر اصلیتان در خاک ایران (که اشغال کردید) باز نشده بود.
شما در دورترین تصوراتتان هم جنگنده بالای سر تهران نمیدید. وقتی خامنهای «بگوریهای برره» را به اسم شب شعر دور خودش جمع میکرد، برایش میخواندند: «حرم یعنی قرار جنگ اگر باشد زمین کارزار ما تلآویو است، تهران نه!»
و خامنهای هم با دست غیر چلاقش چای و تریاکش را از لب دور میکرد و لبخند میزد و میگفت: «آورین، آورین»
تمام اینها شرح «بیعاری» و «بیغیرتی» آنها بود. با این حال، این بیعاری ذاتی و تاریخی، چیزی را در واقعیت تغییر نمیدهد. جز آنکه زمینه را برای سواستفاده انگلزادههای قالیبافها و شمخانی، از این وحوش، فراهم میکند.
ادامه بدهید و شادی کنید، چراکه آن دسته از شما که در بمباران کشته شدند «عاقبتبخیر» شدند، برای شما هنوز مانده.
اینکه سیر وقایع به کدام سمت خواهد رفت را نمی شود با قطعیت گفت ولی پاکسازی اغلب یا همه جزایر ایرانی (به استثنای قشم و احتمالا کیش) از ج.ا. و حتی گسترش آن به نقاطی در داخل خاک ایران دور از انتظار نیست لذا چند مورد تکمیلی به این توصیه های مرتبط با جنگ:
۱- نبرد زمینی فرق بزرگی با نبرد هوایی تاکنون در جریان بوده دارد: مطلقا دقیق یا باتلاشی حساب شده برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی قابل اجتناب نیست. هدف به حداقل رساندن تلفات نیروی مهاجم خواهد بود و ممکن است به راحتی جانتان را از دست بدهید و هیچ چیز قابل دیدنی ندارد. خانه تان امن ترین جاست.
۲- اگر در جزایر، مناطق ساحلی جنوبی یا نزدیک به تاسیسات هسته ای اصفهان زندگی می کنید نسبت به جریان جنگ هوشیارتر باشید انفجارهای ممتد و پیوسته از یک سمت ( بیش از نیم ساعت)، شنیدن صدای انفجارهای ضعیف تر ولی پرتعداد، حضور جتهای جنگنده در ارتفاع پایین و بویژه بالگرد، اختلال پیوسته در تلفنهای همراه و ثابت و قطع موضعی برق از علائم احتمالی شروع عملیات زمینی در محدوده شماست. اگر برنامه ای برای بیرون رفتن دارید حداقل دو ساعتی تا اطمینان از موضوع صبر کنید.
۳- اگر مجبور به تردد در جاده های مناطق ساحلی یا محدوده های مورد بحث شدید بسیار نسبت به اطرافتان هوشیار باشید که ناگهان خود را در میانه تحرک یک ستون نظامی گرفتار نبینید. حضور ذهن داشته باشید و به جای پرسیدن آنکه ان گرد و خاک در پشت سر یا جلویتان چیست به سرعت از جاده های اصلی به فرعی رفته و حداقل ۳۰۰ متر از تقاطع دورتر شده و از خودرو خارج شده و از آن فاصله بگیرید ولی خودتان یا دستهایتان را پنهان نکنید.
۴- اگر ناگهان خود را در میانه ی یک ستون نظامی یافتید فورا خودرو را از جاده خارج، متوقف کرده و از آن پیاده شده و فاصله بگیرید و مجددا نه خود و نه دستهایتان را پنهان نکنید.
نکته ی تکمیلی: آسیب مغزی در نتیجه انفجار یا همان موج انفجار، بدون داشتن علائم آشکار می تواند عوارض طولانی مدت بسیار جدی ای شامل ضعف حافظه کوتاه و دراز مدت مدت، تغییر خلق و پرخاشگری، ناتوانی از تمرکز و ... داشته باشد و در سالهای اخیر بسیار مطالعه شده و جدی گرفته می شود. ج.ا. برای سوداهای سیاه آخرالزمانی اش ایران و سکنه آن را در این زمان که ماههای آخرش به نظر میرسد، در معرض انواع آسیبها قرار داده است و دهها هزار ایرانی قربانی TBI شده اند. اگر در این مدت در معرض موج انفجار حتی در حدی که موقتا برای کسری از ثانیه چیزی را نشنوید شدید، آن را حتما در جایی در تقویم یادداشت کنید و به اطرافیانتان اطلاع دهید که قبل از آنکه در نتیجه وقوعش، ظرف چند روز یا چند هفته فراموشش کنید جایی ثبت شود. این برای کمک به تشخیص و فرایند درمان در آینده می تواند نقطه آغاز بسیار مهمی باشد.
۶- اگر در نتیجه حضور مهاجمان فرصتی برای تسلیح، پیوستن به مخالفان مسلح و آموزش برای بازپسگیری ایران از ج.ا. اشغالگر و پاسداران جنایتکارش فراهم شد در پیوستن به آن تردید نکنید و جوانانتان را بویژه آنها که در محدوده سن خدمت وظیفه هستند را «برای آزادی ایران قهرمان» به پیوستن تشویق کنید. مطمئن باشید در صورت وقوع چنان وضعی جمهوری اسلامی تمام توانش را برای کشاندن آنها را خدمت اجباری و فرستادنشان به مسلخ بکار خواهد گرفت و حضور در ارتش پیروز و پرافتخار، بهروزی و طول عمر بیشتری همراه خواهد داشت.
مجددا دقت کنید، هیچ چیز قابل دیدنی وجود ندارد. حتی حضور شما در پشت بام منزل یا تلاش برای فیلم برداری می تواند باعث اشتباه گرفتنتان با دیده بان و از دست دادن جانتان شود.
۵- اگر کوچه یا محله تان تبدیل به کانون درگیری شد، تا زمانی که تیراندازی از ساختمانتان صورت نمی پذیرد همچنان آنجا برایتان امنتر است و سعی نکنید در میانه نبرد جابجا شوید. در شرایط واقعا اضطراری تخریب و ایجاد سوراخهایی در دیوارهای بین خانه ها با تیشه و ابزارهای دستی از رفتن به خیابان می تواند امن تر باشد.
۶-اگر منطقه محل سکونت تان از کنترل ج.ا. خارج شد مهاجمان به هیچ کمک «آشکاری» از جانب شما احتیاج ندارند. از تجمع در اطراف کاروانهای نظامی یا محلهای استقرار آنها قویا خودداری کنید. تلاش کنید سازماندهی کوچکی در محدود ی محل خود با انتخاب سه نماینده برای هر چند ده خانوار داشته باشید که تعاملاتتان درباره امور روزمره را از طریق آنها انجام دهید. این نمایندگان در مراوداتشان باید به خاطر داشته باشند که احتمال آنکه حضور مهاجمان موقتی باشد هست و لذا تعاملات را باید محدود و ترجیحا مکتوب و مرتبط با موضوع خاص روزمره اهالی نگهدارند.
اینکه سیر وقایع به کدام سمت خواهد رفت را نمی شود با قطعیت گفت ولی پاکسازی اغلب یا همه جزایر ایرانی (به استثنای قشم و احتمالا کیش) از ج.ا. و حتی گسترش آن به نقاطی در داخل خاک ایران دور از انتظار نیست لذا چند مورد تکمیلی به این توصیه های مرتبط با جنگ:
۱- نبرد زمینی فرق بزرگی با نبرد هوایی تاکنون در جریان بوده دارد: مطلقا دقیق یا باتلاشی حساب شده برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی قابل اجتناب نیست. هدف به حداقل رساندن تلفات نیروی مهاجم خواهد بود و ممکن است به راحتی جانتان را از دست بدهید و هیچ چیز قابل دیدنی ندارد. خانه تان امن ترین جاست.
۲- اگر در جزایر، مناطق ساحلی جنوبی یا نزدیک به تاسیسات هسته ای اصفهان زندگی می کنید نسبت به جریان جنگ هوشیارتر باشید انفجارهای ممتد و پیوسته از یک سمت ( بیش از نیم ساعت)، شنیدن صدای انفجارهای ضعیف تر ولی پرتعداد، حضور جتهای جنگنده در ارتفاع پایین و بویژه بالگرد، اختلال پیوسته در تلفنهای همراه و ثابت و قطع موضعی برق از علائم احتمالی شروع عملیات زمینی در محدوده شماست. اگر برنامه ای برای بیرون رفتن دارید حداقل دو ساعتی تا اطمینان از موضوع صبر کنید.
۳- اگر مجبور به تردد در جاده های مناطق ساحلی یا محدوده های مورد بحث شدید بسیار نسبت به اطرافتان هوشیار باشید که ناگهان خود را در میانه تحرک یک ستون نظامی گرفتار نبینید. حضور ذهن داشته باشید و به جای پرسیدن آنکه ان گرد و خاک در پشت سر یا جلویتان چیست به سرعت از جاده های اصلی به فرعی رفته و حداقل ۳۰۰ متر از تقاطع دورتر شده و از خودرو خارج شده و از آن فاصله بگیرید ولی خودتان یا دستهایتان را پنهان نکنید.
۴- اگر ناگهان خود را در میانه ی یک ستون نظامی یافتید فورا خودرو را از جاده خارج، متوقف کرده و از آن پیاده شده و فاصله بگیرید و مجددا نه خود و نه دستهایتان را پنهان نکنید.
"اگر ناگهان خود را در میانه ی یک ستون نظامی یافتید فورا خودرو را از جاده خارج، متوقف کرده و از آن پیاده شده و فاصله بگیرید و مجددا نه خود و نه دستهایتان را پنهان نکنید."
@Faraz_z1 خیر مشکل شکم سیری، نخوت (که این یکی مشخصا درباره شما صدق می کند)و وقاحت است. هر نوع عدالت یا انتقام که از تعداد این جانوران درنده خو بکاهد به صرف خودش واقعه ای مثبت است.
ناخودآگاه آدم پدیده ی عجیبی است. مکالمه ای بین دونفر از ترک وطن کردگان که اینجا با آنها آشنا شدم خواندم که ناله برای «مرکز محاسبات شریف» سر داده بودند. اولین چیزی که در ذهنم متبادر شد آباژورهایی از پوست انسان بویژه از پوست زندانیانی که «خالکوبی زیبایی» داشتند بود که چند نازی در اردوگاه بوخنوالد سفارش می دادند. هنوز نمی دانم دقیقا چرا این به خاطرم آمد. ولی اندکی بعد خودم گفتم آیا وقتی خبر تجاوز به صدها و احتمالا هزاران دختر نوجوان اسیرشده در اعتراضات ۱۴۰۱ در بازداشتگاههای مخفی را رسانه ای مثل سی ان ان گزارش کرد همینقدر برافروخته شده بودند؟ آیا آنچه اتفاق می افتد به عنوان «یک بسته با همه چیزهایش» که در این مورد خاص برای این دو بیشتر نابودی خاطره و نوستالژی است، ارزش به هلاکت رسیدن محمد کاظمی، حسن محقق ومجید خادمی، غلامرضا رضاییان، اسماعیل احمدی و دیگر فرماندهان این هیولای اهریمنی که چنان رنج عظیم و بی پایانی را بر دخترکانمان وارد کردند را نداشت؟ آیا طلب فهم این موضوع تقاضای بزرگی است؟
آن هم در زمانی که میلیونها هموطن، این روزها نه فقط برای خود، نه فقط برای ایران بلکه بهتر است بگویم برای همه دنیا در حال فداکاریهایی بزرگی با تحمل این جراحی عظیم با سرنوشت نه هنوز کاملا مطمئنی هستند.
@KavehMadani Working on nuclear weapon and ICBM warheads comes with a cost. What you are doing is intellectual dishonesty, you omit the fact to distort reality.
به سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی!
امروز کمتر کسی تردید دارد که از نظام ولایت فقیه جز جسمی نیمهجان باقی نمانده است، و تصمیمگیران واقعی این ساختمان در حال ریزش، در نتیجه پنج دهه ماجراجویی و جنایت، شمایید.
سیاستهای غلط منطقهای و دیوانگیهای آخرالزمانی شما، ایران را به صحنه این جنگ بدل کرده است. زیرساختهای اقتصادی که عمدا نظامیسازی کردهاید، در تیررس دو قدرتی قرار گرفتهاند که هفتههاست در آسمان ایران جولان میدهند. این زیرساختها با ثروت ملی ایران ساخته شدهاند و برای بازسازی کشور حیاتیاند.
نظام فاسد جمهوری اسلامی رفتنی است. انتخاب شما میان بقا و سقوط نیست؛ میان چگونه سقوط کردن است. پایان مسیر کنونی، تحویل یک سرزمین سوخته به ملت ایران پس از سقوط حتمیتان است.
برای ایران، برای خودتان، برای فرزندانتان، این ماجراجوییها را رها کنید. ایران را بیش از این خونآلود و زخمی نکنید. بگذارید زیرساختهای کشور برای ملت ایران حفظ شود. به جنایتهایتان پایان دهید. از حکومت کناره بگیرید.