تمام شد عزيز من ، تمام ..
همه ى ما مُرديم!
مارا قتل عام كردند
برخى هایمان را در گور كردند
وبرخى ديگرمان را ، محكوم به زيستنى كه خالى ازهر ارزشيست.
هرگاه دلتنگ شدى به آسمانی بنگر
كه پاسبان عزيز دُردانه هاى اين خاک است.
از دى ماه، انگار بخشى از زندگی رو فراموش كردم، گُم كردم، نيست، راه نمیره. همه چیز خاموش شده، انگار قطعاتى رو باز كردن و بردن. زندگیم به معناى دقيق كلمه «كاهش» پیدا كرده. جهانم لاغر شده. فضا از شش جهت تنگتر شده. اصرار ندارم كه زودتر حركت كنم، چون اين اصرار حالم رو بدتر خواهد كرد.
این رو بهتون بگم
ویدیو های دی ماه ۱ درصد اتفاقات هم نیست
هر ویدیویی میبینم به پای چیزهایی که با چشم دیدم نمیرسه، فاجعه خیلی بزرگتره
و ابعاد فاجعه توی هیچ چهارچوبی جا نمیشه.
اینجا ته زمینه ریرا
اینجا بهترین به بدترین شبیهه ریرا
اینجا آزادی رو عاج فیله ریرا
و خب برنده اونیه که نبینه، ریر
ریرا ما اینجا خیلی تنهاییم
ریرا ما اینجا بیرنگ ترین بیرنگهاییم
احساس میکنیم این درد بنیآدم نیست
و یه جهان نمیفهمه این حرفارو…
احساس مرگ دارم
از اینکه تقریبا هممون فکر میکردیم این بار که اینترنت وصل میشه جمهوری اسلامی نیست،
مثل دی، که فکر کردیم تموم شده، حس مرگ دارم از این همه نشدن و از این همه خون…
این متن را در حالی مینویسم که ماههاست آزادی بیان و آزادی رسانه«گرچه هرگز نداشتهایم» به بهانهی جنگ، به شدیدترین شکلِ ممکن سرکوب شده، و فقر نیز از زمین و آسمان بر سر مردم میبارد:
بعد از شرافت، هیچ چیز با ارزشتر از جان انسانها نیست.
جنبشِ باشکوه و سربلندِ «زن زندگی آزادی» برای عدالت، آزادی و کرامتِ انسانی جنگید، آن هم در عصری که عطشِ پول و شهرت و قدرت، چشم و معرفت را از انسانها ربوده.
حالا هنوز هم بازماندگانی از این جنبش در زندان هستند و چهار نفر از آنها به حکمِ ناعادلانه و ضدبشریِ اعدام محکوم شدهاند.
«میلاد آرمون/نوید نجاران/مهدی ایمانی/سید محمدمهدی حسینی».
شرافتِ ما حکم میکند در مقابل این بیعدالتی بایستیم.