دو سالار هر دو به سان پلنگ
فراز آوریدند لشکر به جنگ
به کردار باران ز ابر سیاه
ببارید تیر اندر آن رزمگاه
جهان چون شب تیره از تیره میغ
چو ابری که باران او تیر و تیغ
-فردوسی
@sina_mim رفت و از گریهی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود ایا که ز دیوانهی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت