حالا شبانه روز تو این باشگاه سر این دستگاه reverse fly جنگ و دعوا بودا میرفتی روش هر یه تکرار یکی میومد میگفت کی تموم میکنی، تا من شونم اسیب دید یهو دیگه هیچکس علاقه ای به اون وسیله نداره و خالییییییی
وای اشتباهی از دهنم پرید به مامانم گفتم طوفان دیشب و رعدوبرقا یه جوری بود انگار بمب زدن
منو شست کاملا.
گفت تو اصلا مگه بمب هم دیدی تو زندگیت؟
فهمیدم واقعا باید بیشتر دقت کنم رو حرفام با کسایی که ایرانن. هرچند من منظورم استعاره ای بود صرفا :(