گاه گاهی که دلم می گیرد، به خودممی گویم:
در دی��ری که پر از دیوار است…
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری!
و خدا…
اول و آخر با توست.
#سهراب_سپهری
شرح زندگی بنده از زبان مولانا:
آن یکی خر داشت؛
پالانش نبود!
یا��ت پالان؛
گرگ خر را درربود!
کوزه بودش؛
آب مینامد به دست!
آب را چون یافت؛
خود کوزه شکست!