حمزه صفوی، پسر رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و مشاور علی خامنهای، خرداد ۱۴۰۵:
یکی از گرانترین سیستمهای حفاظت در میان رهبران جهان مربوط به خامنهای بود، اما نتوانستیم او را حفاظت و پنهان کنیم و از دستش دادیم
برای درک گفتههای #زرتشت در یسنای ۳۱، باید نوع خوانش گاهان را در ابتدا عمیقتر از گذشته توضیح داد. زرتشت برای رسیدن به #حقیقت ، از مفاهیمی سخن میگوید که بعدها به صورت #امشاسپندان شناخته شدند. این مفاهیم اگرچه در ظاهر رنگی مینوی دارند، اما در عین حال میتوانند به عنوان نیروها یا ویژگیهای واقعیِ درون انسان و جهان نیز فهمیده شوند.
«وهومن» یا منش نیک، توانایی انسان برای اندیشیدن و داوری درست است. «اشا» نظم، حقیقت و قوانین واقعیت است که جهان بر پایهی آن عمل میکند. «اهورامزدا» سرچشمهی خرد، راستی و آگاهی است که انسان از طریق اندیشه و فهم میتواند به او نزدیک شود. «آرمتی» فروتنی در برابر واقعیت و پذیرش مسئولانهی جایگاه انسان در هستی است. «خشترا» توان اثرگذاری انسان بر جهان و قدرت مشروعی است که از دل آن نظم و شهریاری مطلوب پدید میآید. «هئوروتات» نماد کمال، سلامت و رشد است و «امرتات» پایداری و جاودانگی را نشان میدهد؛ به این معنا که انسان با آنچه از خود به جا میگذارد میتواند فراتر از زندگی فردی خویش تداوم یابد.
در یسنای ۳۱، زرتشت شنونده را آماده میکند تا سخنی را بشنود که ممکن است برای همه خوشایند نباشد. سخن تازه و اندیشهی نو، همواره با مقاومت روبهرو میشود. کسانی که به دروغ و فریب خو گرفتهاند، این سخنان را ناخوشایند مییابند و کسانی که در جستجوی راستی هستند، در آن آرامش پیدا میکنند.
او در ادامه میگوید اگر مردم راه درست را تشخیص ندادند، خود در میان آنان حاضر میشود تا داوری کند؛ داوریای که اهورامزدا نیز گواه راستی آن است. در اینجا زرتشت از انسان میخواهد که میان راههای گوناگون با خرد و اندیشهی خود داوری کند و سپس مسئولیت نتیجهی انتخاب خویش را بپذیرد. پاداش و کیفر، بیش از آنکه حکم بیرونی باشند، نتیجهی انتخابهای انساناند.
زرتشت جملهای بسیار عمیق بیان میکند:
«ای مزدا، تو را با دیدهی دل نگریستم و در اندیشهی خود دریافتم که تویی سرآغاز.»
در اینجا خدا نه با چشم جسم، بلکه از طریق اندیشه، خرد و بینش درونی شناخته میشود. انسان به واسطهی توان فهم و آگاهی، از دیگر موجودات متمایز میشود و همین توانایی، مسئولیت را نیز بر دوش او میگذارد.
چون انسان دارای فهم و اراده است و موجودی کاملاً مجبور آفریده نشده، در برابر انتخابهای خود مسئول است. هنگامی که انسان انتخابی مسئولانه انجام دهد و به آرامشی پایدار برسد، درمییابد که راه راستی را برگزیده است. این آرامش یک احساس زودگذر نیست، بلکه از هماهنگی با واقعیت یا اشا سرچشمه میگیرد.
در این نگاه، سرنوشت از پیش تعیینشده جایگاه اصلی ندارد و انسان موجودی آزاد و مسئول است. او با قدرت فهم خود انتخاب میکند و در برابر نتایج انتخابهایش پاسخگو است. این مسیر میتواند او را به سوی رشد، کمال، سلامت و پایداری رهنمون کند.
زرتشت در این میان وظیفهای نیز بر دوش فرد دانا میگذارد. دانا باید دیگران را آگاه کند. حقیقت امری انحصاری نیست و از راه گفتوگو، آموزش و انتقال تجربه گسترش مییابد. به همین دلیل زرتشت هشدار میدهد که به سخنان دروغپرستان گوش ندهید، زیرا آنان خان و مان و شهر و ده را دچار فساد میکنند.
اما او حتی به کسانی که خود را پیرو راستی میدانند نیز هشدار میدهد. آیا سخن تو میتواند از آزمون آتش عبور کند؟ آتش در اینجا تنها آتش مادی نیست، بلکه نمادی از آزمون حقیقت است. به بیان دیگر، آیا سخن تو میتواند در برابر نقد، استدلال و واقعیت دوام بیاورد؟
در پایان، انسانی که این مسیر را پیموده است، چیزی از خود به یادگار میگذارد که فراتر از زندگی فردی او باقی میماند. جاودانگی در این معنا، نه صرفاً ادامهی زندگی شخصی، بلکه تداوم اندیشه، کردار، نام نیک و اثری است که انسان در جهان بر جای میگذارد.
در یسنای ۳۱، حقیقت به صورت امری که با زور و اقتدار تحمیل شود تعریف نشده است. انسان باید با استفاده از خرد، اندیشه، بازخورد واقعیت و آزمون مداوم به آن نزدیک شود. کسی که به حقیقت نزدیک میشود، وظیفه دارد دیگران را نیز از آن آگاه سازد و آنچه از خود بر جای میگذارد، او را به نوعی جاودانگی میرساند.
اشاره به خیزش ملی شیروخورشید ایران در گزارش بازی تیم جمهوری اسلامی و بلژیک در جام جهانی در Peacock TV، شبکهای آمریکایی با بیش از ۴۶ میلیون مشترک
بیرون استادیوم تجمعات اعتراضی جریان دارد. معترضان در ایران دموکراسی میخواهند و از شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد در تبعید، حمایت میکنند.
برافراشتن پرچم ملی شیر و خورشید در استادیوم سانفرانسیسکو
شنبه ۲۳ خرداد، بازی سوئیس و قطر
جام جهانی فوتبال، فرصتی برای رساندن صدای مردم ایران به جهان است.
آقای حجت کلاشی واقعاً متوجه نمیشود بزرگترین سرمایه هر کشور نیروی انسانی آن کشور و جوانانش هست که جمهوری اعدامی در دو شب ۶۰هزار نفر را به خاک و خون کشید .
جان یکنفر ایرانی هم برای من عزیز است و کشته شدن یک ایرانی هم زیاد!
ایرانیان برای ارزشهای ارجمند و رسیدن به زندگی بهتر و خوشبختی کشور و مردمانش مبارزه و فداکاری میکنند. هیچ ایرانی میهنپرست، آزاده و دانایی نمیخواهد خون و کوششها و فداکاریاش بهانه و دستاویز یورش، تهاجم و تجاوز بیگانگان شود که بر سر مردم بمب بریزند، زیر ساختهای مدنیت و زندگی را نابود کنند و کل تمدن را تهدید به نابودی کنند و بارها هشدار بدهند که چه بسا بمب اتم خواهند زد و یا با صدای بلند بگویند میخواهیم «خارک» را اشغال کنیم و نفت ایرانیان را ببریم!
فداکاری ایرانیان باید سرمایه ملی و سرمشقی باشد برای پیشرفت جنبش ملی که سازنده و آزادی آور است. به فردای بهتر میاندیشد و ارزشهایی مانند استقلال ملی، آبادانی و توسعه کشور را پاس میدارد نه آنکه بهانی باشد برای وطنفروشی و پهنکردن فرش قرمز پیش پای متجاوز.
خون ایرانی نباید سوخت هواپیما و موشکِ اجنبی متجاوز شود.
براى اينكه،
ايران ما براى هميشه سربلند باشد،
اكنون بر روى نسل نو تمركز كنيم.
فرزندان ايران را پرسشگر، كنشگر و حق جو آموزش دهيم.
آنچه آينده ايران را مى سازد؛ نسلى روشنگر و پرسشگر است.
اگر فرهنگسازى نكنيم،
هرگز آزادى براى ما ماندگار نخواهد شد.
بدانيم چه مى خواهيم.
نسل نو ايران،
انديشمندان فردا هستند.
#پاینده_ایران_و_ایرانی
#آگاهی_بنیان_رهایی_است