چیزی که در مورد رضا پهلوی دوست دارم اینه که دائماً داره خودشو بهتر میکنه. در نشستهای رسانهای هربار بهتر از قبل ظاهر میشه. افکارش منجمد نیست، بازخوردها رو میشنوه و نقصها رو اصلاح میکنه. برخلاف تصویر خداواری که حامیان افراطیترش ازش میسازن، خودش یک انسان متواضع یادگیرندهست.
من در ظرفیت حرفهایام هرگز حامی هیچ چهره سیاسی خاصی نبودهام و آگاهانه کوشیدهام چنین بمانم. بهایش را هم دادهام؛ از همه طرفها هم نقد شدهام و هم ستایش. درباره رضا پهلوی نیز همین بوده. میدانم همسرش از من دلخور است، برخی اطرافیانش به من بدبیناند و خود او تاکنون به درخواستهای مصاحبهام پاسخ مثبت نداده. اما هیچکدام از اینها مجوز بستن چشم بر واقعیت نیست، و نه توجیه بغض و کینه.
نفرت، عقل را معیوب میکند. دیروز میگفتند توان رهبری ندارد، حمایتها ساختگی است و اگر راست میگوید فراخوان بدهد. امروز که میلیونها نفر به میدان آمدهاند، همانها میگویند برنامه ندارد و مسئول جان کسانی است که جمهوری اسلامی قتلعام کرده. این وارونگی اخلاقی حیرتانگیز و شرمآور است.
با او مخالف باشید، حقتان است. نقد کنید، سؤال بپرسید، حتی ردش کنید. اما وقتی خصومت شخصی یا ایدئولوژیک شما را به جایی میرساند که جنایتکار را تطهیر و قربانی و نماد اعتراض را متهم میکنید، دیگر نامش نقد نیست؛ ایستادن آگاهانه در جبهه شر است.
More evidence of the crimes of the Islamic Republic against Iranian people.
In this shooting scene, someone looks for a belt to help stop another person’s bleeding. Persian kindness under fire.
سیاست فرزند کمتر زندگی بهتر دهه ۴۰ واسه همچین روزایی در نظر گرفته شده بود. میدیدن که منابع به اندازه این جمعیت نداریم. باید از یک طرف جمعیت مهار بشه و از طرف دیگه کشاورزی صنعتی و پر بازده و کم مصرف بشه.
تا اینکه اون یابو با شعار خودکفایی اومد و گفت بزایید، ارتش ۲۰ میلیونی میخوام