چشمِ شب را به فروغِ رخِ تو تابان کنم
باغِ خاموشِ دلم را ز غمت گریان کنم
ابرِ هجران برود، چون که تو آیی به برم
شمعِ جان را ز شرارِ نگهت سوزان کنم
...
#بداهه
شهر چراغان کنم کوچه گل افشان کنم
این تن جان امده هدیه به جانان کنم
یار بیاید اگر یک قدمی سوی ما
بر قدمش برگ دل فرش دِلِستان کنم
از شعف شور او نعره زنم مست مست
جام هزاران شراب نذر میستان کنم
بر گذر و راه او شاخه بچینم ز گل
منتهی مقصدش کاخ گلستان کنم
#بداهه
@Romeo_Irani چه غم که در دلِ شب، بیصدا پنهان است
چه رازها که در این سینه سرگردان است
همه ز شرحِ غمِ عشق، قصهها گفتند
ولی سکوتِ بعضی، هزار طوفان است… 🖤🥀
#بداهه
در سینهام هزار غزل، بیصدا، تویی
در هر تپش، ترانهی شور و نوا، تویی
هرچند واژه از غمِ عشقم تهی شود
آن رازِ سر به مُهرِ دلِ مبتلا، تویی
ای عشقِ بیبهانه، ای آرامِ جانِ من
در خلوتِ خیال و دلِ بیریا، تویی 🩵🌙
#بداهه#مخاطب_خاص
@ted14299599 دوای خوابم امشب هم، پناه بیقراری نیست
شبم بی نور مانده،در آسمانم ماهتابی نیست
هزاران بار بستم چشم تا خواب آید به آغوشم
ولی خوابی که او در آن نباشد،خواب نابی نیست🖤☺️
دل سپردم با تمامِ سادگی
عشق شد آغازِ این آوارگی
من به امیدِ وصالش زندهام
او خبر دارد زِ این دلدادگی؟
ماندهام در حسرتِ یک همنفس
گم شدم در کوچههای بیکسی
سوختم در آتشِ این عاشقی
ماندهام با زخمِ این دلدادگی
#بداهه
خسته ام از بودن و درماندگی
این نشد پروردگارا زندگی
جبر بود و اختیارم دست دل
دل مرا برد بیخبر در بردگی
من شدم زنجیر عشقی ناتمام
اشیانم سوختند از سادگی
ماندم حیران درمیان کوچه ها
شد نصیبم از جهان سرخوردگی
#بداهه
ز نازش عقل و دل در امتحانیست
نگاهش فتنهای در زندگانیست
به بازارِ محبت، دل فروشم
بهای عشق، بیرون از گمانیست
رقیب از دور، دعویِ وفا کرد
ندانستم که این هم داستانیست
اگر دنیا به کامِ دزد گردد
دلِ من همچنان در بند یاریست
#بداهه
نگارم با مه شب در تبانیست
نمیدانی عزیزم بد زمانیست
که میدزدند مه و خورشید شب را
زمانه بد شده از بس گرانیست
هراسانم بدزدند ماه من هم
که دزد در حرص شیء انچنانیست
گله از دزد و طراران ندارم
که دزد هم در پی ابرو کمانیست
#بداهه