امروز رو دلم میخواد یادم بمونه
یکی از بهترین دوران زندگیمو میگذرونم
توی سه سال و نیم گذشته سختی زیاددیدم
تنهایی
استرس کار
دوری از خونواده
جابه جاییهای تنهایی
بعد از اومدن مسعودم افسردگی اون
مشکلاتش
استرسای امتحاناش
دوران سختی که برای بارداری تجربه های تلخی داشتم
باعث شده بودن
Mr. @SecMullinDHS, as you step into your new position I ask you to provide particular consideration to the status of Iranian students and professionals in the United States who may be at risk of immigration complications due to Presidential Proclamations 10949 and 10998. Many of these individuals fled the Islamic Republic’s because they believe in freedom, democracy, and the values this country stands for. They are also contributing to the United States every day.
They arrived in this country legally, followed the rules, respect this country and its system of law and order and are among the most dedicated and accomplished contributors to American society. I ask that you and your department consider these factors, plus the personal and political risk many of these young people would face if sent back to the criminal regime in Iran.
America’s concerns for its national security and the threat posed by the Islamic regime to the homeland are entirely justified. To that end, my office stands ready to provide you and your colleagues with regime operatives, propaganda agents, and influence networks for investigation and removal from the United States.
Thank you for your consideration.
میگی یه ماه دیگه داری میری مونترال اگه دوست داشت ببینین همو
گفت یه ماااااهش پره
از این توهین امیز تر؟
تو دوست نداشتی تو اون شرایط روحی و خونه بیاد خونت با شوهرش
بعدشم دعوتش کردی مفصل
گناهی نکردی
تازه سعی کردی دلخوری رو پاک کنی
نخواست
بذار با همین کینه بمونه
یا فراموشت کنه
چقدر واسه من دایورت شدن سخته
بابا تو زورت میومد یارو رو ببینی
همش حس بد میگرفتی
حس میکردی لوزری
فک میکردی کنت میذاره سرت
خودتو توجیه میکردی نه چون دو ماه خونش موندی مدیونی
هرکاری خواست براش کردی
آدم بدی نیست
این مریضی رو ذاره
دایورتت کرد
Good Riddance
دلم میخواد این لحظه و این حال خوب تا ابد برای همه باشه
شیرینیش خیلی به دلم نشسته
الان این صبحونه خوشمزه
به یاد صحنه مورد علاقم تویpulp fiction
تا ابد تو ذهنم میشینه
خدایا شکرت
اون قدر همه جا رو عالی درست کردی و روزامو ساختی که دلم میخواد یه کاری بکنم خوشحال شی
الهی شکرت از ته دل
امروز رو دلم میخواد یادم بمونه
یکی از بهترین دوران زندگیمو میگذرونم
توی سه سال و نیم گذشته سختی زیاددیدم
تنهایی
استرس کار
دوری از خونواده
جابه جاییهای تنهایی
بعد از اومدن مسعودم افسردگی اون
مشکلاتش
استرسای امتحاناش
دوران سختی که برای بارداری تجربه های تلخی داشتم
باعث شده بودن
دخترم شیرین ترین موجود دنیاست
یه خونه خوب پیدا کردیم
تو مونترال تنها نیستیم
کار من با جابه جاییم اوکیه
ثمبن هست توی زندگیمون و تنهایی مسعودو کمتر میکنه
همه چیز عالیو روشن و خوبه
کاش ایران هم زودتر از این شرایط بیاد بیرون و خونوادم نم روزایی بع شیرینی این روزای من داشته باشن
دنیام تاریک باشه
خسته و عصبی و افسرده باشم و از اتفاقات خوبی مثل کار خوب پیدا کردنم، باردار شدنم، CFA مسعود، پی آر شدن مسعود، شهروند شدن خودم پیدا شدن مهد برای نلی دانشگاه قبول شدن مسعود
به اندازه ی بزرگیشون خوشحال نشم
الان بعداز این مدت مسعود یه کار عالی پیدا کرده
میریم مونترال
مامانم بچه که بودم خیلی قهر میکرد باهام. بیدلیل. مدام باید پشت سرش روی نوک پا راه میرفتی که محبتش ازت دریغ نشه. حالا بزرگ شدم و شدم یه آدمی که برای این که محبت ادما ازم دریغ نشه همش رو نوک پنجهی پاهامم. مدام دارم سوال میپرسم از ادما که ناراحت شدی از من؟ کاری کردم؟