به نظر شما در جمع دروغگویانی دو رو، کی منزوی میشود: انسان صادقی که حرف دل و دماغش یکی است یا آن بیشرف بیشرمی که جرات اخلاقیِ دفاع از حقیقت را ندارد؟ به نظر من بیشرفان دو رو با وجود اختلاف میان خود، همصدا میشوند تا باشرفی را در جمع خود محکوم کنند.
دو فرد هیچگاهی نمیتوانند یکجا باشند: یکی آنکه به خود نه، همیشه به "ما" فکر میکند. و دیگر آنکه جز خود حتا به پدرش فکر نمیکند. اما عزت همیشه در "ما" است. و در این زمانه، بسیار کم اند افرادی که برای عزت خود به "ما" فکر میکنند.
سابق تنها سیاستگران پشتون قومفروشانی خاکفروش بودند، اما حالا سیاستگران مطرح تاجیک و اوزبیک و هزاره نیز جواسیسی بیگانه و قومفروشانی خاکفروش هستند. آینده وطن و اقوام سخت تاریکتر و پُر از دردها و ادبارهای بدتر خواهد بود.
تحصیل در علومی مثل فزیک، جامعه شناسی، طب و انجنیری و یا فقه مذهبی به آدم عقل نمیدهد. عقل آن است که به انسان قدرت دورنگری میدهد. بی عقل کوتاه نگری ست که پیامد چند روز بعد حرف و عمل خود را نمیداند.
کسانی که فکر میکنند پیروزی و عزتِ حقیقی در سیاست و قدرت و ثروت است، سخت اشتباه میکنند. موفقیت و عزت ابدی در بشر، در محبت به انسان و گفتن حقیقت به انسان ها ست.
@Mahmadi64739214 هزاره را اخلاق انسانیِ محبت به انسان و گفتن حقیقت بیچاره نکرده! اگر مکتب خوانده های هزاره اخلاقِ کار جمعی داشتند، با وحدت سیاسی قدرت دفاع از حقوق شهروندی و آزادی خود را میداشتند. اما به علت خودبرحق بینی مطلقی هر فرد، در هزاره همه "من" است، "نیم من" پیدا نمیشه!
اگر سیاستگران قومی با سقوط دادن جمهوری با بی عزتی گریختند و دانستند که ثروت از راه سیاست، راه شرف باختن است، اما باز هم برای منافع فردی به قوم خود خیانت سیاسی میکنند، پس مقصر اقوام اند اگر برای رهایی از استبداد فقهی/ قبیله ای طالب، باز به این رهبران وطن فروش، اعتماد سیاسی میکنند!
پندم به حیث انسانی سیاستدان به همه سیاستگران قومی فاسدِ افغانستان، فرق نمیکند که مُلا ست یا دانشگاهی، این است: اگر زندگی مردم را برای منافع فردی خود تاریک میسازی، بفهم که زندگیت با خیانت به انسان ها هرگز روشن نمیشود، چون در دنیای سیاست و خیانت، خاینتر از تو نیز در این دنیا ست!
به نظر شما عاقلان، نسل های آینده و تاریخ بر نخبه های امروز چگونه قضاوت خواهد کرد وقتی: عاقلان در زمان سختی و دشواری با از خودگذری و سازش و مدارا و همکاری با مخالف متحد و متحدتر شده، اما جاهلان در روزهای خطر و بدی، با فرورفتن بیشتر در غرور و خودخواهی، پاشیده و پاشیده تر میشوند.
اگر ایمان به مذهب فقهی - چه شیعه و سُنی یا وهابی - کرامت انسان را در عمل پیروان عینی نسازد، برای سُلطه اجتماعی و استبداد سیاسی مُلا غیبت و ملا سید علی خوب است، اما به درد فرهنگ انسانی در جوامع شیعه و سنی نمیخورد.
خدمت پدر به فرزند، از روی محبت بی مقصد است. روز پدر به هر پدری مبارک که با فقر و پاکی فرزندش را با علم قادر به ایستاندن به پای خودش کرده و تا زن گرفتن و پدر شدن، یاورِ صادقی فرزندش بوده! اما فرزندی که تا پدر شدن قدرِ خدمت پدر به خود را ندانسته، ارزش پدرداشتن را تا هنوز نفهمیده!