تلاش و پیکار برای ایجاد یک میهن مستقل و شهروندمحور برای غیرپشتونها
🤝✌اقوام تحت تبعیض و عدالتخواه متحد شوید! سرزمین کهن و پرافتخار خراسان ما را صدا میزند.
افسانهٔ دروغین افغان و افغانستان به پایان رسیده است. قلم و سرنوشت اکنون در دست ماست! هزاره و اوزبیک و تاجیک و … پس از ۱۲۰ سال بیداد برای نخستین بار راوی روایت خود است!
در هفتاد سال گذشته، آنهایی که تخم آگاهی میکاشتند و مردم را به سوی عدالت اجتماعی و آزادی رهنمون می شدند را، افغانیت سر برید. افغانیت، صد و بیست سال است که سر میبرد، مگر ما، چون ریشه در خاک خراسان داریم، و خون خورشیدی نیاکان در رگهای ما جاریست، تمام نمیشویم.
افسانهٔ دروغین افغان و افغانستان به پایان رسیدهاست. قلم سرونوشت اکنون در دست ماست! هزاره و اوزبیک و تاجیک و …، پس از صد و بیست سال بیداد، برای نخستین بار راوی روایت خود است! ما پیروز میدانم! ما میتوانیم!
#من_افغان_نیستم
نه ايران! كه وجدان و ايمان ماست بخارا و خوارزم و خَتلان ماست!
نه ایران! که مهد نیاگان ماست سمرقند ما و سفاهان ماست !
این شعر از دوست عالیقدرم خواجه محمود ختلانی است
به این دلیل که سران اقوام غیرپشتون دنبالهرو محض سران پشتون هستند و آنها را ارباب و زعیم و پیشوای کشور میدانند. آیا درست است که پاکستان ارباب و مخدوم و سالار را وانهاده و با نوکران و زیردستان و خادمان بیاختیار و متفرق و بزدل و ستمپذیر دادوستد کند یا حتّی آنها را جدّی بگیرد، چه رسد به اعتماد.
لروبرخواهی ابلهانه و بیفکرانه و ناشیانهٔ افغانیت کار کشور و مردم را به اینجا کشانده است.
تاریخ ثابت کرده است که پشتونها هیچ نوع همدردی و همدلی با اقوام غیرپشتون خراسانزمین ندارند و شبانهروز در فکر و ذکر همتباران پاکستانیشان هستند.
از نگاه افغانیت وحدت و همدلی یعنی رقصیدن به ساز پشتونها، نوکری و چاکری مطلق برای این قوم و خدمتگزاری و جانفشانی حدّاکثری برای آرمانهای باطل و شوم آن.
@afgunitedfront@SayedSamiSadat این جنگ ریشه در لروبرخواهی، پاکستانستیزی جنونآمیز و بیاحترامی به تمامیت ارضی همسایه دارد.
چرا افغانیت نمیتواند یا نمیخواهد با داخل و خارج همزیستی مسالمتآمیز و متمدنانه داشته باشد؟
ای وای وطن وای!
طالبان و جنگ کثیفشان با پاکستان، هیچ ربطی به خاک و مردم افغانستان ندارد. این درگیری نتیجه پناهدادن تروریستان و محصول سیاست شکستخوردهی است که البته راهحل اصلی آن حملات هوایی نخواهد بود!
اما آنچه واقعا تماشایی است عبارت از اتحاد نامقدس و شرمآور مقامات و منسوبین پیشین جمهوریت با گروه منحط، افراطی، ضدزن، ضدبشریت و وطنفروش طالبان است، اتحادی که تنها بر پایه عرق قومی و نفرت کورکورانه از “دشمن ابدی” شکل گرفته است.
جالبتر و دردناکتر، این است که این اتحاد مضحک و خیانتبار را با شعارهای میان خالی ملیگرایانه (در حقیقت قومپرستانه) میپوشانند و هر صدای مخالفی را با فحشهای رکیک، برچسب “وطنفروش”، “نوکر پاکستان، و “خائن” خفه میکنند. این دفاع از وطن نیست بلکه شیزوفرنیای سیاسی، فرصتطلبی کثیف و تلاش مذبوحانه برای توجیه تناقضهای شرمآورشان است!
بگذارید حافظه تاریخی این جماعت رسوا را اندکی به چالش بکشانم:
• طالبان همان هیولایی است که با انفجار و انتحارهای کور، هزاران انسان بیگناه را به خاک و خون کشید، صدها هزارتن دیگر را معلول و یتیم ساخت و مادران را تا ابد عزادار کرد!
• طالبان همان نیروی شریری است که قانون اساسی را ملغی، جمهوری را ساقط و مشروعیت ۲۰ سال مبارزه و خونریزی ملت را با واسکت انتحاری و بشکه زرد، باد هوا ساخت!
• طالبان نیمی از جامعه، زنان افغانستان، را به بردگی قرونوسطی کشانده و از تحصیل، کار، حتی از حق زندگی انسانی محروم ساخت است!
• طالبان اقتصاد افغانستان را به مافیای مواد مخدر و غارت منابع تبدیل کرد، فساد را نهادینه کرد و فقر را به خانه خانه مردم رسانده است!
• طالبان افغانستان را به پناهگاه امن دهها گروه تروریستی (از TTP و القاعده تا جنبش ترکستان شرقی و داعش) بدل کرد و مردم ما را گروگان تروریسم جهانی ساخته است!
…
ستونپنجمها که رگ گردن شان از شدت نفرت با پاکستان پندیده است، فقط وقتی پاکستان به طالبان حمله کند فریاد “وطن” سر میدهند؛ اما پاسخی به این پرسش ساده ندارند: که چرا پاکستان حمله میکند؟
پرسش واقعی و مهم اما این است:
شما که دیروز زیر سایه حمله آمریکا به طالبان، حکومت کردید و قدرت گرفتید، آیا حمله آمریکا بر طالبان خوب بود ولی حمله پاکستان بد؟
درد حمله خارجی به وطن، واقعی و جانکاه است؛ اما درد بزرگتر عاملانی (طالبان و طرفداران شان) است که زمینه این حملات را فراهم ساخته اند.
تراژیدی واقعی افغانستان امروز، نه فقط طالبان، بلکه اتحاد نامقدس جمهوریتیهای دیروز با طالبان است، اتحادی که تنها بر پایه تعصب کور قومی و نفرت شخصی شکل گرفته و صرف رنج وطن را بیشتر میسازد. این اتحاد نامقدس البته که تا پای جان برای بقای طالبان دوام خواهد آورد و از همین رو، آزادی افغانستان از چنگال تروریسم و ناسیونالیسم، مسیری بس دشوار گذار خواهد بود…
در فهرست بدترین کشورها برای زنان، نام تاجیکستان دیده نمیشود.
نام ایران دیده نمیشود.
نام ازبکستان و ترکمنستان دیده نمیشود.
چرا اینگونه است؟ تفاوت اساسی مردم ما با آنها در چیست؟
یک مدال طلای دیگر برای اوغانستانِ ناکام. تجزیه [جدایی از پشتونها] یگانه راه حل است.
You don't see Tajikistan there.
You don't see Iran there.
You don't see Uzbekistan or Turkmenistan there.
Why is that? What is the fundamental difference between their people and ours?
Another gold medal for the failed state of Awghanistan. Partition is the only solution.
افغانستان تنها کشوری بود که در سازمان ملل متحد به عضویت پاکستان رأی منفی داد، ادعای ارضی خود را مطرح کرد، هنوز هم مرز بینالمللی دیوراند را به رسمیت نمیشناسد و تا اپل اتک را متعلق به افغانستان میداند.
در ضمن، جداییطلبهای پشتون و بلوچ دهههاست مورد حمایت همهجانبهٔ دولتهای مستقر در کابل قرار دارند.
اگر این خصومت نیست، پس چیست؟
جنگ ملی: چرا ما با افغانها/پشتونها یک ملت نیستیم؟
نگارنده: دکتر محمد باختریان
——
تاریخ ملتها، به ویژه تاریخ معاصر نشان میدهد که جنگهای ملی نقش تعیینکنندهیی در شکلگیری هویت جمعی و وحدت ملتها دارند. روزهای پیروزی در این جنگها، نماد عزت، افتخار و یکپارچگی ملی هستند/۱
راهبرد حذف
—————-
افغانها/پشتونها از همان آغاز، راهبرد چهارمرحلهای را پیریزی کردند؛ راهبردی که هر جریان یا گروه برخاسته از آنان، با هر ایدئولوژی و در هر دورهای که به قدرت رسید، آن را با تمام توان دنبال کرد:
ادامه ⬇️
از من در «روایت | @Rewayat10 » بخوانید…
⬇️
بحران امروز أفغانستان نام نهاد فقط بحران ط—البان یا قدرت سیاسی نیست؛ بحرانِ نام است، بحرانِ تحمیل است، بحرانِ قراردادی است که هرگز با رضایت همه بسته نشد. واژهای که روزگاری نام یک قوم بود، به زور دولت و قانون به هویت ملی بدل شد و از مردم خواسته شد یا در آن حل شوند یا خاموش بمانند. کارزار «من افغان نیستم» اعلام پایان این خاموشی است: شکستن طلسم تحمیل. و اگر این تحمیل همچنان ادامه یابد، راهِ منطقی بعدی، نه التماس برای شمول، بلکه حرکت بهسوی حق تعیین سرنوشت است.
جغرافیای به نام افغانستان امروز بیش از آنکه با بحران حکومتداری روبهرو باشد، با بحرانی بنیادیتر دستوپنجه نرم میکند: بحران هویت و نبودِ یک قرارداد اجتماعی عادلانه میان اقوام. در قلب این بحران، پروژهای تاریخی قرار دارد که میتوان آن را «افغانسازی» نامید؛ فرایندی که طی آن، یک هویت قومی مشخص بهتدریج بهعنوان هویت ملیِ الزامآور بر تمام ساکنان این جغرافیا تحمیل شد و نارضایتی انباشتهای را شکل داد که اکنون به سطح آمده است.
🌐لینک مطلب👈👈(https://t.co/95f58JV8gZ)
✍️نویسنده: احمد رشاد میرزاده
▪️پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.co/h6ajzca9Vf