فرق دارم از دَم با اینا
ازم قایم میشن حتی دمپاییام
همه جنگ دارن باهام همه سردن
نمیدونم اصلاً با کیام
بغضِ اما خب اشک نمیاد از چش و چالم
من اونو نمیخوام دیگه
ولی هنوزم عکسشو دارم
میخوام از همونایی که به کیرت زدی
بسازم یه تیمِ قوی
میخوام ترکیبو جوری بچینم
از یکی رَد شدی برسی به شیرِ بعدی
میخوام انقده خوار کصده بشم
که فکرش هم نکنی بهم کیر بزنی
میخوام انقده دلار بسازم
که بپیوندم به قشرِ سیرِ زمین
#TATALOO
میشه از تنهایی یه کوهِ آتشفشان شد و فوران کرد
میشه پُر شد و لبریز و تحتِ فشار
یه قلب شد و ضربان زد
میشه دل کند و دور انداخت
میشه به جای دوره کردن و هم زدنِ آتش
فراموش کرد، سوزاند و از اول ساخت
خاطره که هنو هَه ، عاطفه و سپیده و رویا پیچیدن
تو هم داری تنها آب میشی نه ، شکستی حالت بده؟
بیا میکنم دلتو باندپیچی من
فکر میکنی نمیفهممت ، چون یکمی حرفام پیچیدن
ولی همه خوب میشن تا رو پام میشینن