مولانا؛ پرچم جدید قبیلهگرایی
مولانایی که امروز در غرب میشناسیم، بیشتر حاصل یک خوانش تازه از اوست تا بازتابی از مولانای تاریخی. در ترجمهها و بازنویسیهای گزینشی، شعر او را از زمینهٔ تاریخی و فکریاش جدا کردهاند و از میان انبوه آثارش، عشق، صلح، مدارا و وحدت بشری را برجسته ساختهاند. بخشهایی از شعر و اندیشهٔ او که با این چهره سازگار نیست، کنار گذاشته شده یا به حاشیه رانده شده است. حاصل این گزینش، مولانایی است که با ذوق عامه سازگار و برای مخاطب امروز دلپذیر است. این تصویر، بیش از آنکه حاصل خوانش دقیق یک ��اعر قرن هفتم باشد، حاصل بازسازیِ چهرهٔ مولانا برای بازار فرهنگی معاصر غرب است.
مولانا با استادان و مشایخ خود قطع رابطه کرد، با فقیهان روزگارش به نزاع برخاست، با قاضیان و دستگاه حکومت قونیه درگیر شد و با صوفیان عصر خود نیز ستیز داشت. فیلسوفان را تحقیر میکرد و دیوانگی را بر فلسفه برتر میشمرد؛ متکلمان را آماج حمله قرار میداد و زنان را نماد شیطان و ناقصالعقل میپنداشت. با دولتهای زمانه ستیز داشت و حتی در خانوادهٔ خود مناسباتی آرام و بیتنش نداشت. شمس تبریزی نیز به قتل رسید و در روایت مشهور، علاءالدین محمد، فرزند مولانا، در قتل او دست داشت. مولانا در شعرش بارها به زمین و آسمان تاخت و زبان خشم و حمله در آثارش آشکار است. آنجا که از صلح سخن میگوید، سخن از صلح در معنی تاریخی و دینی آن است. صلح به معنی مدرن آن، صلحی است که بر یک نظم سیاسی و حقوقی برای ��لوگیری از جنگ استوار باشد؛ این مفهوم در اندیشهٔ امانوئل کانت صورتبندی شد و در رسالهٔ «صلح پایدار» توضیح یافت.
«مکتب بلخ» تصویری برساخته از یک مکتب خیالی است؛ مکتبی که گویا صلح و مدارا در آن استمرار داشته است. تاریخ بلخ چنین ادعایی را تأیید نمیکند. مولانا را نیز از چهرههای مهم این مکتب خیالی میدانند، در حالی که پرورش فکری او در بلخ شکل نگرفت. او در آناتولی پرورش یافت؛ سرزمینی که محل برخورد و تعامل فرهنگها، ادیان و مذاهب گوناگون بود. پیوند مولانا با بلخ از پدرش، بهاءالدین ولد، آغاز میشود که به دلیل اختلاف با فخر رازی از بلخ گریخت. در بلخ، فقیهان نامدار با یکدیگر به نزاع برمیخاستند و حکم تکفیر دربارهٔ هم صادر میکردند. فیلسوفان و متکلمان آوارهٔ دشت و بیابان بودند و امنیت جانی و ما��ی نداشتند. شاعران یکدیگر را هجو میکردند و به هم دشنام میدادند. پس این مکتب خیالی کجای تاریخ بلخ است؟ گذشتهای چنین پرتنش، امروز در روایتی تازه برای هویتسازی و قبیلهسالاری بازسازی میشود؛ نمونهٔ آن، کنفرانسی در واشنگتن با عنوان «مولانا، صدای جهانی برای صلح» ��ست.
چین سے افغانستان تک بذریعہ واخان کارویڈور سڑک مکمل ،افتاح ہو گیا۔ پاک چین دوستی پر ہمارے حکمرانوں کی نااہلی کہ مہر ثبت ۔ مکہ معاھدہ میں سعودی عرب ہمارا اتحادی لیکن اس نے چالیس ارب ڈالر کی سرمایہ کاری افغانستان میں کی ۔ ہم نے امریکہ کے کہنے پر دشمنی مول لی
https://t.co/r8f930xUot
…۸- نړیوال مشران د خپلو حکومتونو لخوا د AI رامنځ ته شوي نړیوال چټک انقلاب کې خپلې پرمختیاوې یادوي او دګډو همکاریو په پراخیدو ټینګار کوي ، افغانستان کې لا هم دا بحث ندی حل چې علم فرض که مباح دی او د پوهنتونونو په علمي څیړنو کې داستنجا پر څرنګوالي تحقیقیات کیږي.
هسې خوشې چټي .