تو جام حذفی سال ۱۹۹۹ جلوی شفیلد، کانو از روی توپی که قرار بود به خاطر بازی جوانمردانه به حریف برگرده، پاس گل داد و آرسنال برنده بازی شد. ونگر درخواست کرد بازی تکرار بشه چون این مدل بردن به گفته خودش "منصفانه" نبود. آرسنال تونست تکرار بازی رو هم ۲-۱ ببره.
خیلی عجیبه که اینقدر عادی شده که با یکی نشستی داری حرف میزنی یهو میره تو گوشیش. فکر کن من وسط حرف کتاب دربیارم شروع کنم به خوندن. یا قلم و دوات بذارم وسط شروع کنم نامه نوشتن.
متأسفم اینو میگم ولی یه نوعی فقر وجود داره که کمتر کسی دربارهش حرف میزنه؛ آدمایی که بزرگ شدن بدون اینکه شال بلد باشن، یا دوچرخهسواری کنن، یا سفر برن، یا زبون یاد بگیرن یا سازی بنوازن؛ نه به خاطر اینکه اشتیاق نداشتن، بلکه چون تمام انرژیشون صرف این میشد که از فاز بقا دربیان.
ببینید دوستان اگر به ما میگفتن ۱۵۰ روز تو سرما و گرما و باد و بارون بیاید تو خیابون پرچم تکون بدید تا شاه برگرده عمرا اگه این کار رو میکردیم اما ارزشیها برای حفظ نظام به صورت خستگی ناپذیر دارن این کار میکنند.
انقلاب نیاز به جماعت کسخل و بدون فکر و فرمانپذیر محض داره.
Just as the Nazi regime was not synonymous with the German people, the Islamic Republic is not synonymous with the Iranian people. True patriotism is standing alongside the Iranian people and their courageous struggle for freedom, prosperity, and the reclaiming of the homeland, not defending a regime that has stolen the life and strength of our land for 47 years.
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
هرچی ویدیو جلوتر رفت بدتر شد حالم😭💔 چه آدمای بزرگی رو کشت ضحاک😭آخر ویدیو میگه مواظب دوتا دختر قشنگ من باشین
یه ایرانی بسازین یادگار کوروش، داریوش در جهان همه انگشت به دهن باشند💔
جاویدنام جلیل میلانلوئی
فهمیه گرامی، با احترام میخواهم این توییت شما را نقد کنم.
عباراتی مثل «جاهطلب»، «خودمرکزپندار»، «پادشاه دیجیتال»، «ارتش خیالی»، و… بجای سازوکار استدلالی، توییت شما را به حمله به شخص و «پهلویستیزی» تبدیل کرده نه نقد پاسخپذیر.
بیانیه شاهزاده در باره «حذف تکثر» نیست. درباره «حداقل مشترک همزیستی سیاسی» است. درباره ایرانی که باید باشد تا درباره چیزهای دیگر صحبت کنیم. و شما با نادیده گرفتن این مفهوم در سراسر اظهار نظرتان دچار مغلطههای متعدد شدید.
۱- شما میگویید چون پهلوی «قدرت میخواهد»، پس با «صفوف متکثر مخالف» مخالف است. بله شاید کسی قدرت بخواهد ولی روی اصول حداقلی میایستد. شاید هم اصول بگذارد، اما دقیقاً برای اینکه ائتلاف، تبدیل به معاملهی پشتپرده روی مرزها نشود. اینجا شما «نیت» را جای «دلیل» گذاشتید و این کار یعنی مغالطه «نیتخوانی».
شما بیانیه را طوری بازتعریف میکنید که انگار پهلوی گفته: «من میخواهم کردستان را سرکوب کنم» یا «ائتلاف احزاب کرد را باید کوبید». در حالی که متن مورد بحث، (حتی اگر لحنش تند باشد) دربارهی دفاع از ایران در برابر تجزیهطلبی است، نه «سرکوب مردم کُرد». این کار شما مغلطه کلاسیک «آدم پوشالی» است: «حرف طرف را بدتر و زشتتر بازتعریف کن، بعد همان را بکوب بر سر گوینده»
شما «اتحاد علیه جمهوری اسلامی» را مساوی میگیرید با «پذیرش هر جریان با هر دستورکار». این از نظر فلسفه سیاسی یعنی مغلطه «ابهامسازی» با توسل به برابر کردن همه چیز با ائتلاف.
در سیاست واقعگرا و حتی در لیبرالیسم، ائتلاف پایدار بدون «حداقل مشترک» معنی ندارد. ائتلافی که روی مرز و سرنوشت کشور ابهام دارد، اتحاد نیست؛ بمب ساعتی است که به وقتش منفجر میشود.
عبارات تمسخر آمیزی مثل « وکیل ملت نشد… پدر ملت شد… نزدیک بود عموی ملت» از نظر استدلالی فاقد اعتبار است و تنها شما را به مغلطه «حمله به شخص» و «تمسخر» دچار میکند.
میگویید پهلوی «فقط چون کرد هستند» تجزیهطلبشان میخواند. این اتهام سنگین است و اثبات لازم دارد. باید نشان دهید پهلوی معیارش «کُرد بودن» است نه «مواضع، نمادها، اسناد». بدون ارائه شاهد، شما اتهامزنی کرده و به مغلطه « نسبت دادن ادعای بیپشتوانه» دچار شدهاید.
میگویید شاهزاده «ارتشِ خیالیِ خود را موظف به سرکوب کردستان میکند»، اما در متن ایشان «ارتشِ من» وجود ندارد. شاهزاده میگوید میتوان انتظار داشت «ارتش ایران» وظیفه ملیاش را انجام دهد. میشود با این بخش مخالفت کرد (مثلاً گفت باید صریحتر مقید به حقوق بشر و کنترل غیرنظامی باشد)، اما تبدیلش به «فرماندهی ارتش شخصی» تحریف است. و اسمش هست مغلطه « نتیجهگیری بیربط»
« بخوانید… دقیق شوید… و از آن بهراسید » اینها عبارات شما است. این دعوت به هراس است، نه دعوت به نقد. شما ترس را به عنوان ابزار اقناع استفاده میکنید و این یعنی مغلطه «ترساندن مخاطب» به جای استدلال.
فهمیه گرامی
«پلورالیسم» یعنی تکثر درون چارچوب، نه تکثر علیه چارچوب. در فلسفه سیاسی لیبرال، یک «قرارداد حداقلی» مثل صندوق رأی، حقوق برابر، و قواعد مسالمتآمیز و اینجور چیزها لازم است. چهار شرطی شاهزاده رضا پهلوی (تمامیت ارضی، آزادیهای فردی، جدایی دین و سیاست، تعیین نظام با رأی مردم) دقیقاً از جنس «حداقلهای قانون اساسی» است، نه حذف تکثر.
حق تعیین سرنوشت دو لایه دارد: درونکشوری در مقابل برونکشوری. خیلی از احزاب کردی در اسنادشان به طور مستقیم از تجزیه ایران صحبت نمیکنند. از فدرالیسم و «حق تعیین سرنوشت» حرف میزنند و آن را در چارچوب ایران فدرال مطرح میکنند. اما همان اسناد، جاهایی هم دارد که قابلیت تفسیر پانکُردی و تعریف اقلیم دارد. این ابهامات در کنار خلق واژههایی مثل ملیتهای ایران، یا استفاده از استقلال طلبی، جداییخواهی بجای بکارگیری مستقیم واژه تجزیه، حساسیت روی «ابهام راهبردی» برا بیش از پیش میکند. چون اگر هدف، حقوق برابر در ایران واحد است، تعهد باید بیابهام باشد. هم از سوی احزاب کُردی، و هم نیروهای ملیگرا.
هزینهی اتهام «تجزیهطلبی» برای همه بالاست، اما هزینهی سکوت بالا تر است. گذاشتن «خط قرمز» (اگر درست و دقیق بیان شود) میتواند نقش تثبیتکننده داشته باشد. خط قرمز یعنی اول وحدت روی چارچوب، بعد رقابت روی سیاستها.
«دفاع از تمامیت ارضی» اساسا فلسفه وجود هر ارتشی است. و بیان این ظیفه به معنای «سرکوب مطالبات مدنی» نیست. بنابراین برابر دانستن احزاب کُردی با همه کُردهای ایران، و تعبیر گفته شاهزاده دربارهی مقابله با پروژهی تجزیه به منظور حفظ «یکپارچگی سرزمینی» باخاموش کردن حقوق کُردها کار منصفانهای نیست.
متاسفانه حتی احزاب کُردی که در اسناد آنها حرفی از جدایی مناطق کُرد نشین از ایران چیزی گفته نشده، رفتار ابهام آمیزی دارند. رهبران آنها به زبان فارسی در مخالفت با تجزیه ایران سخن میگویند اما به زبان کُردی چیزهای دیگری را مطرح میکنند.
در مراسمهای رسمی از «خودمختاری یا تجزیه» نمیگویند، اما روی لباسشان پین نقشه کردستان بزرگ را نصب میکنند.
شما اگر از همین احزاب کُرد ایرانی بپرسید که آیا «فعلا دنبال جدایی نیستید؟» یا «در آینده ممکن است جدایی را مطرح کنید»، شما هرگز پاسخ شفافی از آنها نخواهید شنید. این از لحاظ اخلاقی مشکل جدی دارد. در چارچوب اخلاق گفتوگو، ابهام عمدی، اعتماد عمومی را از بینمیبرد. ائتلاف سراسری با «شریک مبهم» یعنی دعوت به بحران آینده. سیاستمدار جدی حق دارد بگوید اول شفافیت، بعد ائتلاف و مشارکت در امرسیاسی.
فهمیهجان،
اگر ائتلافی واقعاً به تمامیت ارضی پایبند است، شفافیت کتبی و غیرقابلتفسیر روی نفی جدایی و نفی تغییر مرزها، راه را برای همکاری و حتی مشارکت در رهبری باز میکند.
نقد شما به جای ارجاع به متن و نشان دادن خطای استدلالی، بر نیتخوانی، تمسخر، و ترساندن مخاطب بنا شده است. این سبک، نقد سیاسی نیست؛ بسیج عاطفی علیه یک فرد است.
ضمن اینکه «ارتش ایران» ملک هیچ فردی نیست؛ در گذار دموکراتیک هم باید زیر کنترل غیرنظامی و مقید به حقوق بشر باشد. دفاع از تمامیت ارضی با سرکوب مطالبات مدنی کُردهای ما یکی نیست، مگر با تحریف عمدی معنا.
ارادت مند
احمد
یه روده راست تو شیکم شما جاکشای بیهمهچیزِ ۵۷ی نیست.
حقیقتاً پست و رذلین.
اون از اینکه خواستههای یکصدای ملتو گفتین صداگذاریه، اینم از اینکه حرف شاهزاده رو که خطاب به تجزیهطلبها بوده، میگین تهدید کردهاس.
حقیقتاً بیشرفین.
ما ایرانو پس میگیریم
** تمام و کمال **
#جاویدشاه
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشهناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره میکنیم و نه ذرهای از آن کوتاه میآییم.
چنین ادعاهایی تنها به جمهوری اسلامی، بزرگترین دشمن ملت ایران و تمامیت ارضی کشور، بهانه میدهد تا خود را به دروغ مدافع این اصل معرفی کند؛ حال آنکه این رژیم از نخستین روز روی کار آمدنش، عامل اصلی انواع تبعیض و تفرقه در ایران بوده است.
تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبهرو خواهد شد.
در روزها و هفتههای پیش رو، همزمان با درهمشکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، میتوان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفهی ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند.
تنها در یک ایرانِ یکپارچه و دموکراتیک، در سایهی حاکمیت قانون است که آزادیهای فردی و حقوق برابر همه شهروندان، فارغ از باور، مذهب، زبان یا قومیت، تضمین میشود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی