آقایان تحکیم وحدتی پیشنهاد دادن برای دوران گذار:قوانین ج.شریعتی اسلامی اصلاح و استفاده بشه
شاه از قبل هم مشروطه رو پیشنهاد داد
اکانتهایی که از پیشنهاد اصلاح قوانین ج.اسلامی حمایت میکنند؛قطعا چپ اهل پوست اندازی و اکثرا از وزارت اطلاعات سپاه هستند کارشون از بیسوادی گذشته..!!
#جاویدشاه
@sasanrahimpour1@Azsamanian اتفاقا این بچه اطلاعاتی ام داره نقش پلیس بد رو بازی میکنه و با اسم بردن از سرداران مشروطه که قهرمان ملی بودن و هستن اسم مشروطه رو خراب کنه
تمام مهره های داخل و خارج رژیم در لباس پلیس خوب و بد میخوان همین رو القا کنن و مشروطه رو تخریب کنن
قضاوت آسونه
مشروطه ستیزها VS وصیت شاهنشاه
@AsgharSepehri@bal__1973 تصور اینکه میرزا قاسمی با پیژامه نشسته توییتر چک میکنه به لشکر بات و اکانت اجاره ایش میگه بریزن این زیر فحش بدن 😂 نهایت کار عملی تیم
#کاسبان_دفترچه
ولیعهد عزیز @PahlaviReza
با احترام،
از کدام مردم، دموکراسی و تکثرگرایی سخن میگویید؟
آیا از دید شما میلیونها ایرانی که با فراخوان شما در سراسر کشور به خیابان آمدند و دهها هزار نفری که با شعارهایی چون «جاوید شاه»، «ای شاه ایران، برگرد به ایران»، «ایران که شاه ندارد، حساب و کتاب ندارد» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» حضور یافتند و بسیاری از آنان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند، مردم محسوب نمیشوند؟ یا آنکه مردم صرفاً همان الیگارشی سیاسی، گروههای قدرت و محافلی هستند که خود را سخنگوی جامعه معرفی میکنند؟
اگر چنین نیست، پس جایگاه و خواست آن مردمی که برای باور و آرمان خود هزینه دادند، زندان رفتند، آسیب دیدند و حتی جان خود را از دست دادند، در معادلات و تحلیلهای شما کجاست؟ بسیاری این پرسش را مطرح میکنند که آیا آن جانفشانیها و فداکاریها صرفاً ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگران بوده است یا آنکه صدای آنان نیز واقعاً شنیده میشود و در تصمیمگیریها و جهتگیریها بازتاب دارد؟
از دموکراسی سخن گفته میشود؛ اما کدام دموکراسی؟ مگر دموکراسی در سادهترین تعریف خود چیزی جز احترام به رأی و خواست اکثریت ملت است؟ اگر میلیونها نفر با شعارهای مشخص و روشن در حمایت از بازگشت پادشاهی مشروطه به میدان آمدند و برای آن هزینه پرداختند، چگونه میتوان این واقعیت را نادیده گرفت و آن را در حاشیه قرار داد؟ آیا مفهوم دموکراسی در ادبیات سیاسی امروز تغییر کرده و ما از آن بیاطلاع ماندهایم، یا همچنان اصل بنیادین آن، احترام به اراده اکثریت مردم است؟
از تکثرگرایی نیز سخن گفته میشود؛ اما کدام تکثرگرایی؟ آیا منظور همان مدلی است که در جمهوری اسلامی شاهد آن بودهایم؛ یعنی گردآوردن مجموعهای از نیروهای همسو و وفادار و در عین حال به حاشیه راندن منتقدان و بدنه اصلی حامیان؟ آیا تکثرگرایی به این معناست که همه جریانهایی که در شکلگیری وضعیت امروز ایران نقش داشتهاند در مرکز توجه قرار گیرند، اما پادشاهیخواهانی که ۴۷ سال برای باور خود هزینه دادهاند، به حاشیه رانده شوند و گاه حتی مانع و مزاحم تلقی گردند؟
شما بهعنوان شخصیت حقوقی و میراثدار نهاد پادشاهی مشروطه و قانون اساسی مشروطه، مشروعیت سیاسی و اجتماعی خود را از همان پایگاه اجتماعی گستردهای گرفتهاید که به فراخوان شما پاسخ داد و در خیابانهای ایران حضوری کمنظیر را رقم زد. آنچه ما از خانوادهها و نزدیکان خود شنیدهایم، روایت همان مردمی است که با امید، اعتماد و باور به آیندهای متفاوت به میدان آمدند و صحنههایی ماندگار در تاریخ معاصر ایران خلق کردند؛ نه روایت اقلیتهای برخوردار از ثروت، رسانه و نفوذ سیاسی که بخواهند خود را جایگزین اراده عمومی ملت معرفی کنند.
درد و پرسش اصلی دقیقاً از همینجا آغاز میشود. چرا توده و اکثریت مردمی که طی ۴۷ سال حامی و پشتیبان نهاد پادشاهی مشروطه و میراث آن بودهاند، امروز احساس میکنند که صدایشان کمتر شنیده میشود؟ چرا کسانی که سالها از پادشاهی، خاندان پهلوی و هواداران آن با تندترین تعابیر یاد میکردند و همچنان در بسیاری موارد همان نگاه را حفظ کردهاند، امروز در جایگاه تصمیمسازی، مشاوره و حتی پرچمداری قرار گرفتهاند، اما نیروهایی که دههها برای این آرمان هزینه دادهاند، باید دائماً در جایگاه دفاع از خود قرار گیرند؟
در هر جنبش و انقلاب سیاسی، رهبر مشروعیت خود را از مردمی میگیرد که از او حمایت کردهاند. به همین دلیل انتظار طبیعی آن است که اولویتهای او نیز بازتابدهنده مطالبات همان پایگاه اجتماعی باشد. اگر میان خواست اکثریتی که مشروعیت را اعطا کردهاند و خواست اقلیتهایی که با آن پایگاه اجتماعی همسو نیستند تعارضی شکل گیرد، این پرسش پیش میآید که کدامیک باید مبنای تصمیمگیری و جهتگیری سیاسی قرار گیرد؟
شاید پاسخ این پرسشها برای بسیاری از حامیان دیرینه نهاد پادشاهی، مهمتر از هر بحث دیگری باشد؛ زیرا مسئله اصلی نه صرفاً اختلاف دیدگاه سیاسی، بلکه احساس دیده شدن، شنیده شدن و وفاداری به اعتمادی است که طی دههها شکل گرفته و برای آن هزینههای سنگینی پرداخت شده است.
ارادتمند
رونوشت:
@ShahbanouFarah@NoorPahlavi
اعلیحضرت، برنامه ی "تیم" این هست که پادشاهیخواهان در خیابان قتل عام بشوند تا پس از پیروزی،شما، به صورت خیلی نایس، قدرت را تحویل مافیای ج.ا بدهید!
اگر شک دارید،نتیجه ی قیام ۱۸ و ۱۹ دی و ارتش ۱۵۰ هزارنفری کیو آر کدی را بررسی کنید!
چندبار باید یک اشتباه را تکرار کرد؟!
@PahlaviReza
این پیام، خنجری بر قلب بازماندگان دی ماه خونین ست. کسانیکه در دی ماه سلاخی شدند، #جاویدشاه گفتند نه برای خوش آمد جمهوری خواهان، بلکه برای نابودی تمام ارکان ۵۷. آنان پرچم شیروخورشید داشتند، همان پرچمی که کمتر از ده سال پیش درصدد تغییر شمشیر شیر با مشعل المپیک (نماد یونانی) بودید.
سخن مشروطهخواهان: استبداد نه، آزادی، دموکراسی و انتخابات آری!
آقای پهلوی! مشروطهخواهان در برابر استبدادی که میخواهید بنام دموکراسی و مردم درست کنید، ایستادهاند.
مشروطهخواهان میدانند که شما با برافکندن هرگونه قانون و «نظام حقوقی» و در افتادن به «نقطه صفر» برآنید که تصمیم در حوزه مصلحت عمومی و اداره کشور را به باندی فاسد و تبهکار بسپارید که یعنی همه چیز بازیچه میل شما و بازیگوشی باند تبهکارتان باشد و البته تاریخ صد و اندی ساله مشروطهخواهی نشان میدهد که میهنپرستان بر سر منافع ملی در برابر استبداد و مستبد کوتاه نمیآیند چه آن استبداد و مستبد بر صندلی قدرت نشسته باشد چه رویای آن را به سر بپرورد.
آنچه به مشروطهخواهان نسبت دادید و به آن تاختید همانند گفتارتان درباره ۱۶۰ هزار ریزشی و صدهاهزار استارلینک نادرست و ناراست بود.
دفترچهای که زیر نظر شما ساخته و پرداخته شده است به روشنی گویای آن است که باندی برآن است که برای سالیان، بیقانون و آیین، در اوج استبداد فرمان براند! در آن دفترچه آشکار است که گروهی برآنند که با بهانه « شرایط اضطرار» سیاست را در ذیل وضعیت اضطرار و در تعطیلی هر گونه «اراده عمومی» و «خواست شهروندان» قرار دهند.
اگر چه قطاری که شما آنرا هدایت میکنید بار خالی به ترکستان میبرد و راهش به تهران نیست و بنابراین نیازی به پرداختن به آن نمیبینم اما اگر میپندارید سخنان شما درست است و سخنان من نادرست میتوانیم در پیشگاه مردم گفتگو کنیم تا آشکارتر شود که شما رهسپار چه مقصدی هستید و سخن مشروطهخواهان به سوی دموکراسیست یا شما!
رهبران ززا که زمان خیزش مهسا هتل زندان اوین تشریف داشتند، از نرگس نوبلی بگیرید تا رونقی، توماج، قلیان، توکلی، بخشی، نوریزاد و فائزه از زندان قلابی تریبون ها را همه قبضه داشتند، همه اینبار آزادند ولی حتی در خیابان یکبار ظاهر نشدند چه رسد رهبری. جاوید شاه باطل کننده جادوی ۵۷ی ها شد
ریحانه اعتمادی خواهر امیردله چند میلیارد تومن باشگاه ورزشی در منطقه عیان نشین رشت خریده
این پول از کجا آمده، چرا اموال این کثافتها ایرانستیز که زیر چتر بیت بابااکبر آزادانه زندگی انگل وار لاکچری دارند مصادره نمیشه
@amiretemadi
کسی به حقوق مردم احترام نمیگذارد که از الان، بدون در نظر گرفتن خواست آنها و چند ده هزار جاویدنام، تصمیم گرفته یک نظام و محتوای جدید و همهپرسی را بدون داشتن مبنای قانونی و مشروعیت، بر کشور و مردم تحت فشار و ستمش تحمیل کند.
شاهزاده رضا پهلوی میگوید «مبنای همکاری نیروهای دموکراسیخواه ۴ اصل است: تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان در برابر قانون و حق انتخاب نوع حکومت توسط مردم».
در ادامه ایشان مشکل را از کسانی میدانند که از هم اکنون میخواهند نوع حکومت را به مردم تحمیل کنند، بهخصوص مشروطهخواهان.
به عبارت دیگر، راهحل را در این میبینند که مخالفین جمهوری اسلامی شروط ایشان را بپذیرند تا یک همکاری گسترده شکل بگیرد.
اما پرسش اساسی این است: چرا با وجود اعلام وفاداری اکثریت نیروهای اپوزیسیون به همین چهار اصل، تمام تلاشهای اتحاد طی ۱۵ سال گذشته شکست خوردهاند؟
نهاد مردمی ایمان فروتن در ۱۴ آگوست ۲۰۱۰ تشکیل شد.
https://t.co/BaNLZu1738
فراخوان همبستگی شاهزاده رضا پهلوی در ۵ سپتامبر ۲۰۱۲ منتشر شد و بسیاری از فعالان به آن پاسخ مثبت دادند. در پی آن، شورای ملی ایران در سال ۲۰۱۳ شکل گرفت؛ تنها اقدام قابل یادآوری آن شورا، نامه به خامنهای برای برگزاری انتخابات آزاد بود که بیپاسخ ماند و اعضای آن به تدریج کنار کشیدند تا اینکه شاهزاده هم در سپتامبر ۲۰۱۷ استعفا داد.
https://t.co/5s1raIp96f
پیماننامه عصر نو در ۱۹ می ۲۰۱۳ توسط اسماعیل نوریعلا و همفکران منتشر شد و فعالیتهای بعدی آن به کنگرههای سکولار دموکرات و جلسات هفتگی مهستان سکولاردموکراسی محدود شد.
https://t.co/Gs72NhkSGY
شبکه فرشگرد در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸ با حمایت شاهزاده رضا پهلوی اعلام موجودیت کرد و در نوامبر ۲۰۱۹ فروپاشید.
https://t.co/9T1X9kR6BC
شورای مدیریت گذار توسط حسن شریعتمداری در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹ تأسیس شد؛ وعده پارلمان در تبعید داد اما به نتیجه نرسید.
https://t.co/SKmGZHGvUY
شورای ملی تصمیم در ۴ جولای ۲۰۲۲ اعلام موجودیت کرد و کنارهگیری اعضا بلافاصله پس از انتشار بیانیه آغاز شد.
https://t.co/4GCUrM3HXC
منشور مهسا و اجلاس جورجتاون در ۲۰۲۳ آخرین نمونه بودند.
تمام این تلاشها بر این پایه استوار بودند که یک گروه، شورا یا دولت موقت با اختیار کامل (بهویژه حق قانونگذاری) اداره کشور را در دوران گذار بر عهده بگیرد. تجربه تلخ خمینی نشان داده که هر فرد یا گروهی که در دوران گذار قدرت انحصاری پیدا کند، قادر خواهد بود نظام مورد نظر خود را — حتی خلاف اراده مردم — از صندوق رأی بیرون بکشد. از آنجایی که بیاعتمادی نسبتاً طبیعی و عمیق بین فعالین سیاسی وجود دارد، هیچ فرد یا گروهی حاضر نیست اختیار کامل دوران گذار را به دیگری بسپارد. بنابراین ائتلافها با کوچکترین اختلاف از بین میروند.
پس از شکست هر ائتلافی، افراد از بیان این دلیل واقعی پرهیز میکنند، زیرا به معنای «دیگران به من اعتماد ندارند» است و بلافاصله سؤال «چرا باید اعتماد کنند؟» مطرح میشود. در نتیجه، اغلب اصول چهارگانه (جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان و حق انتخاب نوع حکومت) به کلیشههای مبتذل و تهی از معنا تبدیل شدهاند؛ آنقدر توسط افراد و گروههای مختلف با تفسیرها و اهداف پنهان متفاوت تکرار شدهاند که عملاً خاصیت عملی و تمایزبخش خود را از دست دادهاند.
https://t.co/4Pgc9Ilbpw
برخلاف نظر شاهزاد، مشروطهخواهان تنها گروهی بودند که صورت مسئله را صادقانه مطرح کردند و پاسخ حقوقی عملی ارائه دادند: بلافاصله پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، هیچ شخص یا گروهی حق قانونگذاری ندارد تا مجلس شورای ملی تشکیل شود. برای اداره کشور فقط دو گزینه وجود دارد: قانون اساسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی مشروطه. طبق قانون اساسی مشروطه، شاه دولت موقت را برای اداره امور روزمره و برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی تشکیل میدهد. پس از تشکیل مجلس شورای ملی، این مجلس درباره لزوم تشکیل مجلس مؤسسان برای تجدیدنظر در قانون اساسی تصمیم میگیرد. مجلس مؤسسان (مطابق متمم قانون اساسی مشروطه) میتواند اصول مربوط به شکل حکومت را تغییر دهد و اگر مردم بخواهند میتوانند با انتخاب نمایندگان جمهوریخواه، نظام را به جمهوری تبدیل کنند — همانطور که رضاشاه کبیر ابتدا تلاش کرد از طریق مجلس مؤسسان جمهوری تأسیس کند اما موفق نشد. این راهحل نه تنها منطبق با اصول حقوقی است، بلکه کاملاً همراستا با خواست واقعی معترضان خیابانی است که با فریاد «جاوید شاه» و «رضا شاه روحت شاد» جانفشانی کردند.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده این است که تیم شاهزاده رضا پهلوی دفترچه دوران اضطرار (پروژه شکوفایی ایران) را منتشر کرده که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، اختیارات کامل به نهاد خیزش ملی واگذار میشود، کنترل کامل هر سه قوه را در اختیار دارند و قرار است رفراندومی برگزار کنند که گزینه پادشاهی مشروطه از ابتدا حذف شده است — دستورالعمل ایجاد یک استبداد جدید! جالب اینکه تیم موفق شده بسیاری از پنجاهوهفتیهای فرصتطلب را جذب کند؛ کسانی که پیشتر شعار جاویدشاه را سفیهانه میخواندند یا تیم را باند خطرناک میدانستند، اما پس از گرفتن پست، حامی سرسخت آن شدند. جالبتر اینکه نسخه نهایی دفترچه را یک روز پیش از شروع جنگ منتشر کردند و تاکنون اجازه هیچ بحث و مناظره جدی درباره آن را ندادهاند. به جای قرار دادن صادقانه دفترچه در معرض بحث عمومی، پشت کلیشه مبتذل «حق تعیین نوع حکومت توسط مردم» پنهان شدهاند — حقی که در عمل به رفراندوم خمینیگونه شباهت دارد. آنها همچنین به شاهزاده گزارشهای نادرست میدهند.
اگر تکیه بر این چهار اصل راه پیروزی در برابر جمهوری اسلامی است، چرا تمام تلاشهای قبلی، که برخی مورد حمایت شاهزاده بودند، شکست خوردند؟ چرا تیم نتوانسته اعتماد مردم را جلب کند تا این اصول را به شعارهای واقعی مردم تبدیل کند (به جز تمامیت ارضی که در «جانم فدای ایران» وجود دارد)؟ چرا کسی شعار «دموکراسی»، «سکولاریسم» یا «حق تعیین سرنوشت» نمیدهد؟ چگونه ادعای رهبری جنبشی را دارند که پیشتر شعار اصلی آن #جاویدشاه را منع میکردند؟ آیا قرار است چند صباح دیگر هم سر مردم با پروژه «خیزش ملی» گرم شود تا شکست این پروژه هم آشکار گردد؟