یک عده بعد از این همه کشتار، بعد از این همه خون، حتی حاضر نیستند از بزن بکوب و قر دادن تو استادیوم بگذرند. از اون دختره آشپز-اینفلوئنسر دوزاری و زن تخمیش بگیر تا دارا خسروشاهی و صدها دوزاری دیگه.
یه چیزی هست تو ایرانیهای نسل دوم اینور که اسمش رو بذاریم مثلا ماز جبرانیسم.
نفرت.
زندگیتونو کنین. لازم نیست هر اکتی میکنین مبارزه باشه. برو استادیوم، برو کنسرت، برو هرجا دوست داری، خوش بگذرون، تمام. «از فضای استادیوم درست استفاده بشه» چه معنی داره؟
اگه بعد گل ج.ا. شادی کردی هم پیش خودت نگه دار، لازم نیست همه بفهمن پدرت خرابه، که بعد واسش قصه ببافی.
حاکم همهی داراییتونو میگیره، بهتون ولایت تام داره، و بهتون اجازه نمیده بگوزید. ولی شما تو خفا میگوزید، و با خودتون فک میکنین الان حاکم خفه میشه. ولی جایی که گوزیدین هیچکی بجز خودتون نبوده، پس حاکم خفه نمیشه. اتفاقا حال میکنه، چون شما به گوز راضی شدین.
پرچم هم همینه
اینکه اون نقطهی رضایت گروهی برای قبولی حضور در استادیوم هم پرچم بوده (حس مبارزه رو ارضا کرده واسه بعضیامون) خیلی دردناکه. یعنی حتی سیاهیلشکر هم نیستیم. حالا هی پاچهی هم رو بگیریم.
@Zein_amib@lucianoveleti یه بار تو فیفا De Ceglie رو گذاشته بودم دفاع چپ، پسرخالهم گفت این بنده خدا خودشم به خودش بازی نمیده تو میدی.
فک کنم محرموویچ خودش هم خودشو برای فانتزی برنداره، منتهی من بازیکن ارزون میخواستم واسه دفاع، اینم تو ساسوئولو جلوی بقیه تیمهای سریآ خوب بازی میکرد!