احتمال بسيار قوى وجود دارد كه اين فرد كه در سازمان امنيت سوئد كار مى كند در #ربودن#حبيب_اسيود( حبیب فرجالله چعب) در تركيه با وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه همكارى كرده است و براى آنها خبرچينى كرده است و كشور سوئد به دلیل ملاحظات دیپلماتیک و اقتصادی در روابط با جمهوری اسلامی ایران سكوت را اختيار كرد…….
سازمان امنیت سوئد جان پناهجویان ایرانی را به خطر میاندازد https://t.co/bWOGBbLjBa
«از تریبون تا زندان»؛ رنجنامه مصطفی جمال، شاعر و فعال فرهنگی عرب از زندان شیبان اهواز
میگویند شاعر زبان حال جامعه خویش است؛ اما وقتی شاعر یک جامعه زندانی میشود، چه کسی زبان حال او خواهد بود؟ نسخهای از رنجنامه و شهادتنامه مصطفی هلیچی، شاعر، مترجم و فعال فرهنگی محبوس در زندان شیبان اهواز، ابعاد تکاندهندهای از سرکوب فعالیتهای مدنی، شکنجههای جسمی و روانی، و صدور احکام سنگین و دستوری علیه فعالان عرب در اهواز را آشکار میسازد. این فعال فرهنگی که هماکنون دوران محکومیت سنگین خود را سپری میکند، وضعیت اسفبار فعالان مدنی را به «راه رفتن روی میدان مین» تشبیه کرده و خواهان شنیده شدن صدای هنرمندان و نویسندگان دربند شده است.
جرم فرهنگ؛ سنگاندازی امنیتی در مسیر فعالیتهای قانونی
مصطفی هلیچی معروف به «مصطفی جمال» در مقدمه نامه خود با اشاره به رسالت ادبی و هنریاش مینویسد که همواره تلاش کرده است تا با تکیه بر قلم، رسانه و هنر، به جامعه خود خدمت کند و جایگاه ادبیات و ثروت فرهنگی اهواز را در کنار ادبیات عربی و جهانی برجسته سازد. او با انتقاد شدید از نگاه امنیتی حاکم بر فعالیتهای فرهنگی در اهواز تأکید میکند که وضعیت در اقلیم اهواز با سایر استانهای ایران متفاوت است. حتی اگر فعالیت فرهنگی تحت نظارت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با هماهنگیهای کاملاً قانونی انجام شود، باز هم با خطرات و پیگردهای شدید امنیتی مواجه میشوید. نهادهای امنیتی این فعالیتهای مدنی را — حتی اگر کاملاً خالی از مطالبات سیاسی باشد — یک جرم و چالش علنی برای سلطه خود میدانند که پایان آن چیزی جز فشارهای خردکننده یا سرکوب در سلولهای زندان نیست.
این شاعر عرب با طرح پرسشهایی بنیادین، رویکرد دستگاههای امنیتی را به چالش میکشد: آیا منطقی است که من برای جامعه، از سارقان و قاچاقچیان مواد مخدر خطرناکتر جلوه داده شوم؟ در کجای دنیا یک شاعر یا نویسنده به خاطر بلندپروازیهای ادبیاش زندانی میشود؟ در کدام کشور یک فعال ادبی و رسانهای تحت وحشیانهترین شکنجهها قرار میگیرد؟
از تأسیس «منصة الوطن» تا دو سال بلاتکلیفی
مصطفی جمال در تشریح روند بازداشتهای خود مینویسد که از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰، برنامهای فرهنگی-هنری به نام «منصة الوطن» (تریبون وطن) را در شبکههای اجتماعی راهاندازی کرد تا استعدادهای ادبی و هنری جوانان اهوازی را معرفی کند. اما بلافاصله پس از پایان این پروژه، نهادهای امنیتی او را بازداشت کردند. بازجوییها و پروندهسازیهایی که هیچ ارتباطی با ماهیت فعالیتهای فرهنگی او نداشت، باعث شد تا او دو سال تمام (از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲) را در بازداشت موقت و بلاتکلیفی در زندان سپری کند. سرانجام با شرط توقف کامل هرگونه فعالیت ادبی و رسانهای آزاد شد و پس از آزادی نیز به مدت دو سال اجباراً خانهنشین و بیکار ماند.
بازداشت مجدد در دسامبر ۲۰۲۴ و اتهامات واهی
پس از دورهای خانهنشینی، مصطفی جمال فعالیت خود را به عنوان مترجم متون و مقالات عربی و فارسی آغاز کرد؛ اما این کار تنها شش ماه دوام آورد. او در دسامبر ۲۰۲۴ بار دیگر توسط مأموران پلیس امنیت بازداشت شد. وی درباره تجربه بازداشت دوم خود فاش میسازد که در جریان تحقیقات و بازجوییها تحت ضربوشتم، توهین و هتک حرمت شدید قرار گرفت تا اتهامات واهی و ساختگی امنیتی را بپذیرد؛ اتهاماتی چون «عضویت در گروههای تجزیهطلب»، «ارتباط با جریانهای اپوزیسیون خارج از کشور» و «تأسیس گروهی برای اقدام علیه امنیت ملی از طریق نقل و انتقال اخبار زندانیان سیاسی». این در حالی است که تنها ارتباط او با یک زندانی سیاسی به نام مختار البوشوکه بود که در دوران بازداشت اول، دو سال با او همبند بود و صرفاً برای احوالپرسی تماس میگرفت.
حکم جائرانه: ۱۳ سال زندان برای یک شاعر
در نهایت، دادگاه انقلاب تحت امر نهادهای امنیتی، یکی از سنگینترین احکام را صادر کرد: ۱۳ سال و یک روز حبس تعزیری به همراه ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور و منع سفر. مصطفی جمال در پایان نامه خود تأکید میکند که این سرنوشت تلخ، مشت نمونه خروار از وضعیت کل جامعه اقلیم اهواز است؛ جایی که هر کس بخواهد فعالیتی مستقل در عرصههای فرهنگی، رسانهای، سیاسی یا حتی اقتصادی آغاز کند، با سرکوب مواجه میشود. او مینویسد: «من اولین شاعر اهوازی نیستم و آخرین آنها هم نخواهم بود که فرجامش چیزی جز تلاش برای به عقب راندن او، هتک حرمت انسانی یا تباه شدن جوانیاش در گوشه زندانها نیست.»
منبع: سازمان كارون
تجمع اعتراضی دومین روز متوالی جویندگان کار در حويزه
روز سهشنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۴، تعدادی از شهروندان جویای کار شهر حویزه برای دومین روز پیاپی در مقابل ساختمان فرمانداری این شهرستان دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان با تأکید بر حق اولویت اشتغال شهروندان بومی، خواستار رسیدگی جدی مسئولان به وضعیت استخدام و اشتغال جوانان محلی شدند و نسبت به جذب نیروی کار غیربومی به جای جوانان حویزه اعتراض کردند.
شهروندان حاضر در تجمع اعلام کردند: «کارگر و کارمند را از مناطق دیگر میآورند، اما شهروندان بومی و فرزندان این شهرستان را استخدام نمیکنند. بارها به فرمانداری و ادارات مراجعه کردهایم، اما پاسخی دریافت نمیکنیم. پارتیبازی و سوءاستفاده برخی مسئولان غیربومی از موقعیت خود، مانع اصلی اشتغال جوانان بومی شده است.»
این تجمع در حالی ادامه دارد که معترضان خواستار پاسخگویی سریع مسئولان و توقف روند فعلی جذب نیروی کار غیربومی در شهرستان شدهاند.
@MOJAHWAZ
مای ساتو؛ هشدار گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره حذف حقوق بشر از توافق ایران و آمریکا
چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ — خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، نسبت به حذف موضوع حقوق بشر از تفاهمنامه اخیر میان ایالات متحده و ایران هشدار داد و تأکید کرد که هر توافق پایدار باید حقوق و آزادیهای شهروندان ایرانی را در مرکز خود قرار دهد.
بر اساس بیانیه مشترک مای ساتو و جمعی از کارشناسان مستقل حقوق بشر سازمان ملل (منتشرشده در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ / ۲۹ خرداد ۱۴۰۵)، یادداشت تفاهم ۱۴ بندی میان دو طرف که عمدتاً بر مسائل نظامی، هستهای، بازگشایی تنگه هرمز، لغو تحریمها و صندوق بازسازی تمرکز دارد، «مردم ایران را تقریباً نامرئی» کرده است.
ساتو با استقبال محتاطانه از این تفاهم به عنوان گامی برای کاهش تنشها، هشدار داد که بیتوجهی به وضعیت حقوق بشر — بهویژه در پی اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و گزارشهای گسترده از سرکوب، کشتار و نقض آزادیها — میتواند به تداوم مصونیت از پاسخگویی، تکرار خشونت و ناپایداری هرگونه صلح منجر شود.
وی تأکید کرد: «برای مردم ایران، کار هنوز آغاز نشده است.» کارشناسان سازمان ملل خواستار آن شدند که حقوق بشر، پاسخگویی، عدالت برای قربانیان و تضمینهای عدم تکرار در هر توافق نهایی گنجانده شود تا صلحی واقعی و پایدار برقرار گردد.
این هشدار در حالی مطرح میشود که گزارشهای متعدد از وضعیت حقوق بشر در ایران، از جمله محدودیتهای شدید اینترنتی، بازداشتهای گسترده و نقض حقوق اثنيک ها و زنان، همچنان ادامه دارد. گزارشگر ویژه سازمان ملل پیشتر نیز بر لزوم قرار گرفتن مطالبات شهروندان ایرانی در قلب هر راهحل دیپلماتیک اصرار ورزیده بود.
@MOJAHWAZ
افزایش وحشتناک قیمت نان؛ تورم معیشت مردم را به نابودی کشاند
در حالی که اکثریت قریب به اتفاق خانوارهای ایرانی زیر خط فقر دست و پا میزنند، دولت با افزایش سنگین قیمت نان، آخرین لقمه نان سفرههای خالی مردم را هم هدف قرار داد.
نان لواش که تا دیروز ۱۳۰۰ تومان بود، یکشبه به ۲۵۰۰ تومان رسید. نان بربری به ۱۰ هزار تومان و سنگک به بیش از ۱۵ هزار تومان جهش کرد. این افزایشهای ۱۰۰ درصدی در شرایطی رخ میدهد که تورم افسارگسیخته، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده و بسیاری از خانوادهها حتی قادر به تأمین نان روزانه خود نیستند.
این گرانی بیرحمانه در حالی بر سفرههای مردم تحمیل شده که یارانههای آرد قطع یا محدود شده و مسئولان تنها به «تعدیل قیمت» بسنده کردهاند. نانی که همیشه نماد امنیت غذایی بود، حالا به یکی از اصلیترین فشارهای معیشتی تبدیل شده و زندگی میلیونها نفر را که در فقر دست و پنجه نرم میکنند، سختتر از همیشه کرده است.
مردم خسته از گرانیهای پیدرپی میپرسند: تا کی قرار است تورم و گرانی، معیشت ما را اینگونه له کند؟
#نان
@MOJAHWAZ
صدور احکام حبس تعلیقی علیه ۵ فعال فرهنگی عرب اهوازی
فعالان فرهنگی ساکن شهرستان فلاحیه (شادگان) به تحمل حبس تعلیقی محکوم شدند.
به گزارش فعالان حقوق بشر عرب، امین نژادبچای (عسکراوی) فرزند صادق، فاضل خنافره فرزند اسماعیل، خلیل شورابی فرزند صبیح، یوسف عساکره فرزند عبدالباری و مسلم خضیراوی فرزند یحیی، توسط قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان عبادان، در مجموع به تحمل ۱۵ ماه و ۵ روز حبس تعلیقی محکوم شدند.
کریم دحیمی، فعال حقوق بشر، با اعلام این خبر به گزارشگر حقوق بشر در ایران گفت: «دادنامه صادره در تاریخ ۲۸ اسفند ماه ۱۴۰۴ به متهمان ابلاغ شده است. این افراد از بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار مطالب در فضای مجازی» هر یک به ۳ ماه حبس تعزیری درجه ۶ محکوم شدند. با توجه به فقدان سابقه کیفری، اجرای این حکم برای مدت ۲ سال تعلیق شده و چنانچه هر یک از آنان طی این مدت به هر جرمی دستگیر شوند، علاوه بر حکم جدید باید ۳ ماه و ۱ روز حبس را نیز سپری کنند.»
دحیمی افزود: «اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به دلیل فعالیتهای فرهنگی این شهروندان از جمله شعرخوانی در جشنها، سمینارها، عروسیها و مناسبتهای ملی مطرح شده است. این اشعار و قطعات ادبی عمدتاً در قالب اعتراض به وضعیت جاری ایران سروده شده بودند.»
این فعالان فرهنگی اوایل اسفند ماه ۱۴۰۴ توسط ماموران امنیتی-انتظامی در شهرستان فلاحیه دستگیر و پس از بازجویی و تفهیم اتهام با تودیع قرار قضایی آزاد شدند.
مغایرت با اصول حقوق بشر و قانون اساسی
محکومیت این فعالان ادبی-فرهنگی صرفاً به دلیل انتشار مطالب در فضای مجازی و فعالیتهایی مانند شعرخوانی، از منظر حقوق بینالملل با اصول بنیادین آزادی بیان، آزادی اندیشه و آزادی فعالیتهای فرهنگی در تعارض است.
بر اساس ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (که جمهوری اسلامی ایران به آن ملحق شده است)، هر فرد حق دارد بدون مداخله، عقاید خود را حفظ کند و اطلاعات و اندیشهها را از طریق هر رسانهای جستجو، دریافت و منتشر نماید. همچنین ماده ۲۷ همان میثاق، حق مشارکت افراد متعلق به گروه هاى زبانى و فرهنگى در حفظ و ترویج فرهنگ و زبان خود را مورد حمایت قرار میدهد.
فعالیتهای ادبی، شعرخوانی، اجرای برنامههای فرهنگی و بیان انتقادات نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی، تا زمانی که متضمن دعوت به خشونت یا نفرتپراکنی نباشد، از مصادیق مشروع حق آزادی بیان محسوب میشود و نباید موجب تعقیب کیفری یا صدور حکم حبس گردد.
از منظر حقوق داخلی نیز، اصل ۲۳ قانون اساسی تفتیش عقاید را ممنوع اعلام کرده و اصول ۲۴ و ۲۶ بر آزادی بیان و فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در حدود قانون تأکید دارند. مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی باید به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه انجام شود؛ موضوعی که در بسیاری از این پروندهها رعایت نمیشود.
هرچند اجرای مجازات حبس در این پرونده برای مدت دو سال تعلیق شده است، اما صدور حکم محکومیت کیفری و قرار دادن شهروندان در معرض اجرای مجازات در صورت ارتکاب هر جرم دیگری، همچنان نوعی محدودیت بر حقوق بنیادین آنان محسوب میشود و میتواند اثر بازدارنده بر آزادی بیان، فعالیتهای فرهنگی و مشارکت مدنی سایر شهروندان داشته باشد.
امین نژادبچای (عسکراوی)، شاعر ۲۳ ساله عرب اهوازی ساکن روستای اوشار شهرستان فلاحیه (شادگان)، در جشنها و مناسبتهای ملی و اعیاد شعر به زبان عربی میسراید.
این حکم در حالی صادر شده که فعالیتهای فرهنگی مسالمتآمیز شاعران و فعالان مدنی عرب اهوازی، از جمله سرودن شعر و دفاع از هویت زبانی و فرهنگی، اغلب با اتهامات امنیتی و پروندهسازی مواجه میشود. منتقدان این روند را بخشی از سیاستهای سرکوبگرانه علیه روشنفکران، هنرمندان و فعالان فرهنگی عرب میدانند.
@MOJAHWAZ
وضعیت وخیم عبدالحسین فرحان؛ زندانی ۶۱ ساله بیمار در زندان شیبان اهواز
پس از عید فطر اوایل فروردین ۱۴۰۵ و همچنین عید قربان سال جاری ۱۴۰۵ تا هفته گذشته (یکم تیرماه ۱۴۰۵)، تعداد زیادی از شهروندان عرب اهل سنت در شهرهای اهواز، معشور (ماهشهر)، عبادان، فلاحیه و کوت عبدالله توسط نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ايران بازداشت شدند.
تعدادی از آنان به زندان شیبان اهواز منتقل شدهاند و سرنوشت برخی از بازداشتشدگان که تحت شکنجه و اعترافگیری اجباری قرار گرفتهاند، همچنان نامعلوم است.
یکی از بازداشتشدگان عبدالحسین فرحان معروف به عبدالله ابومسعود بدوی، شهروند ۶۱ ساله عرب اهل سنت ساکن روستای امالبنین در شهر کوت عبدالله است. وی در تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۵ به دلیل فعالیتهای مذهبی و مدنى و اقامه نماز تراویح و نماز عيد به صورت دستهجمعی ، بازداشت شد.
به گفته منابع نزدیک به خانواده ابومسعود بدوی، وی از بیماری دیابت و بیماریهای دیگر رنج میبرد و به درمان مداوم و داروهای دیابت نیاز دارد. این مسئله نگرانیهای جدی درباره وضعیت جسمانی او ایجاد کرده است. خانواده این شهروند اهوازی نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی شدید کردهاند.
پیشتر فعالان حقوق بشر عرب اعلام کرده بودند که نیروهای امنیتی با یورش همزمان به منازل شماری از شهروندان عرب در منطقه کوت عبدالله اهواز، دهها شهروند اهل سنت را بازداشت کردهاند. بر اساس گزارشها، این بازداشتها صرفاً به دلیل گرایشها و فعالیتهای مذهبی و مدنی مسالمتآمیز این شهروندان انجام شده است.
فعالان حقوق بشر گزارش دادهاند که تعدادی از بازداشتشدگان سابقه حبس به دلیل فعالیتهای مذهبی مسالمتآمیز داشته و دوره محکومیت خود را پیشتر به پایان رسانده بودند. نیروهای امنیتی با ایجاد رعب و وحشت میان کودکان و خانوادهها، به منازل آنان هجوم برده، وسایل شخصی را مصادره کرده و بازداشتشدگان را به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
حسين بترانی، ۴۰ ساله، متأهل،حسن عبیداوی، ۵۰ ساله، متأهل،محمد (ابوعقیل) حزباوی، ۳۶ ساله، متأهل،عبدالرحمن محمد حزباوی، ۴۳ ساله، متأهل،جاسم (ابوماجد) سواری، ۳۴ ساله، متأهل، محمد خنفری، ۲۲ ساله، متأهل،محمد حزباوی، ۲۱ ساله، مجرد،عبدالحسين فرحان(معروف به عبدالله ابومسعود بدوى)، ٦١ ساله، مجاهد سوارى، ٣٧ ساله از كوى مندلى اهواز از جمله كسانى كه در اين يورش هاى غيرقانونى و غير انسانى بازداشت شدند.
این اقدام نمونه بارز سرکوب مضاعف شهروندان عرب است. بازداشتهای خودسرانه، یورشهای شبانه و انتقال به مکان نامعلوم، نقض آشکار حقوق بنیادین بشر از جمله حق آزادی مذهب، امنیت شخصی و دادرسی عادلانه به شمار میرود.
به دلیل عدم انتشار بهموقع اخبار ناشی از قطع اینترنت و نبود دسترسی در جریان جنگ بین ایران، آمریکا و اسرائیل، این گزارش با تأخیر منتشر میشود.
#بازداشت
@MOJAHWAZ
ناله زن عرب احوازى که در خیابان نان میپزد تا قوت روزانه خود، فرزندان و خانوادهاش را فراهم کند، تصویری دردناک و تکاندهنده است. او در میان شعلههای اجاق و گرد و غبار خیابان ناله میکند:
«علی الوالده عودي وصيتي… أنا غربيه في طرف بيتي.»
(به مادرم، وصیتم را برسانید… من در اطراف خانهام غریبم.)
این صدا، صدای یک فرد تنها نیست؛ صدای یک ملت است. فاجعهای است که هر روز و هر لحظه در زندگی مردم احواز جریان دارد.
زن، کنار جاده نان میپزد و اشک میریزد؛ در وطن خود غریب، برای لقمه نانی که شکم کودکانش را سیر کند. زمینی که روزگاری از آنِ او بود، غارت شده؛ ثروتش ربوده شده و کرامتش لگدمال است.
این است فاجعه انسان احوازى:
زندگی بر خاک پدران و اجداد خود، اما با احساس غربت و بیگانگی.
دیدن نفتی که از زیر پایش جاری است، بیآنکه سهمی از آن داشته باشد، و هر روز فقیرتر و محرومتر شدن.
تنفس هوای آلوده، نوشیدن آب آلوده، و تحمل تبعیض و سرکوب نژادی از سوی قدرتی که او را نه شهروند، که بیگانه یا دشمن بالقوه میبیند.
در قلب این فاجعه، زن دوباره میگوید:
«علی الوالده عودي وصيتي… أنا غربيه في طرف بيتي.»
غریب در خانهاش، غریب در زمینش، غریب در وطنش.
او برای کودکان گرسنهاش اشک میریزد؛ برای غریبهها نان میپزد تا زنده بماند؛ و مرثیهخوان کرامت ملتی است که هر روز هویت، منابع و حق زیستن با عزت از او ربوده میشود.
این است فاجعهای مداوم:
فاجعه حاشیهنشینی و تبعیض نژادی،
فاجعه غارت ثروتها و منابع،
فاجعه غربت کشنده در آغوش وطن،
فاجعه ملتی که زمین دارد اما نه اختیارش را و نه کرامتی که شایسته اوست.
خدا رحم کند بر ملتی که هر روز این بار سنگین را بر دوش میکشد و برای بقا و شرافت در خاک خود میجنگد.
زخمی خونین در قلب تاریخ؛ زخمی که هنوز باز است.
بازداشت مجاهد سواری، فعال مدنی اهوازی در یورش بامدادی نیروهای اطلاعات اهواز
مجاهد سواری، فعال مدنی و فرهنگی ۳۷ ساله اهوازی، بامداد يكم تيرماه ۱۴۰۵ در منزل شخصیاش واقع در کوی مندلی اهواز توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بنا به گزارش منابع حقوق بشری محلی، مجاهد سواری، فرزند جبار، متأهل و پدر چهار فرزند است. وی پیشتر در بیمارستان گلستان اهواز شاغل بود، اما پس از اخراج از این مجموعه، برای تأمین معاش به رانندگی تاکسی سرویس روی آورد.
نیروهای امنیتی در ساعات اولیه بامداد و به صورت ناگهانی به منزل وی یورش بردند. این اقدام باعث ایجاد وحشت و رعب شدید در میان کودکان و اعضای خانواده شده است. تا لحظه انتشار این خبر، هیچ اطلاعى از محل نگهداری مجاهد سواری، وضعیت سلامتی او و اتهامات منتسبه دريافت نشده است.
فعالان حقوق بشر اهواز با ابراز نگرانی از شرایط این بازداشت، آن را نمونهای از فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و فرهنگی منطقه مى دانند.
#بازداشت
@MOJAHWAZ
بازداشت و بیخبرى از نبیل خالدی فعال مدنی اهوازى بازداشت شده توسط اطلاعات عسلویه
بر اساس گزارشهای فعالان حقوق بشر عرب، نبیل خالدی، فعال مدنی اهل کوتعبدالله اهواز، روز دوشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط اداره اطلاعات شهرستان عسلویه احضار و از همان زمان بازداشت شده است.
طبق اطلاعات منتشرشده توسط سازمان حقوق بشر کارون، نبیل خالدی، فرزند ابراهیم، ۴۰ ساله، متأهل و دارای یک فرزند پسر است. وی ساکن کوتعبدالله اهواز بوده و برای کار در عسلویه ساكن است.
از زمان احضار تاکنون هیچ اطلاع رسمی از محل نگهداری، اتهامات یا وضعیت جسمانی و حقوقی این فعال مدنی در دسترس نیست. تداوم بیخبری از سرنوشت وی نگرانیهای جدی در میان خانواده و فعالان حقوق بشر ایجاد کرده است. خانواده خالدی نیز تاکنون هیچ خبری از محل نگهداری یا وضعیت او دریافت نکردهاند.
فعالان حقوق بشر عرب ،خواستار شفافسازی فوری مقامات درباره وضعیت این شهروند و دسترسی خانواده و وکیل به وی شده است.
#بازداشت
حبس ابد به ۲۵ سال تقلیل یافت؛ چهار زندانی عرب اهوازی باید آزاد شوند
حکم حبس ابد چهار زندانی سیاسی عرب اهوازی پس از تحمل ۲۱ سال زندان، با عفو به ۲۵ سال و یک ماه کاهش یافت.
این چهار فعال به نامهای ناظم بریهی، یحیی ناصری، عبدالزهرا هلیچی و عبدالامام زائری، پاییز سال ۱۳۸۴ در جریان موج بازداشتهای گسترده توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. آنها هماکنون در زندانهای شیبان اهواز و اراک به سر میبرند.
بررسی روند پرونده این زندانیان نشان میدهد که پس از ماهها بازداشت در سلولهای انفرادی و تحمل شکنجههای جسمی و روانی برای اخذ اعترافات اجباری، در دادگاههای غیرشفاف انقلاب به اتهامات امنیتی سنگین محکوم شده و به حبس ابد محکوم گردیدند. در طول بیش از دو دهه حبس، آنها بهطور سیستماتیک از حقوق اولیه مانند مرخصی قانونی و دسترسی به درمان پزشکی محروم ماندهاند.
وضعیت هر یک از زندانیان:
• ناظم بریهی: طلبه علوم دینی و فعال فرهنگی-مذهبی پیش از بازداشت. وی که در سنین جوانی دستگیر شد، بارها به دلیل مشکلات سلامتی و عدم دسترسی به درمان تخصصی در وضعیت بحرانی قرار گرفته است.
• یحیی ناصری (نواصری): فعال مدنی که ماهها تحت بازجویی شدید در انفرادی بود. در فروردین ۱۳۹۹ در پی اعتراض به شرایط بهداشتی زندان شیبان (در دوران کرونا) به انفرادی منتقل و از ارتباط با خانواده محروم شد.
• زهیر هلیچی (عبدالزهرا هلیچی): در اوایل دهه بیست زندگی دستگیر و به اتهاماتی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» و «محاربه» به حبس ابد محکوم شد. گذران بهترین سالهای جوانی در زندان و محرومیت کامل از حقوق مدنی از موارد برجسته نقض حقوق اوست.
• عبدالامام زائری: وضعیت جسمانی وی به دلیل بیماریهای گوارشی حاد و عفونتهای دهان و دندان بهطور مستمر وخیمتر شده است. مسئولان بارها از اعزام او به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری کردهاند که سلامت و جانش را به خطر انداخته است.
با توجه به حکم و وضعیت جدید و گذشت ۲۱ سال حبس، این زندانیان عرب اهوازی بایستی آزاد شوند. طبق آییننامه کمیسیون عفو، تخفیف و تبدیل مجازات (مصوب قوه قضاییه)، محکومان به حبس ابد پس از تحمل مدت قابل توجهی از مجازات (مانند ۱۰ سال برای عفو اولیه حبس ابد یا ۵ سال پس از تقلیل به ۱۵ سال) امکان درخواست عفو یا تخفیف بیشتر را دارند. با توجه به تحمل بیش از ۲۱ سال حبس و تقلیل اخیر حکم به ۲۵ سال و یک ماه، ادامه نگهداری این زندانیان فاقد توجیه قانونی و انسانی است و آزادی فوری آنها بر اساس اصول انسانی، شرایط سلامتی و گذشت زمان طولانی حبس، مطالبهای جدی محسوب میشود.
@MOJAHWAZ
بازداشت ۲۹ شهروند عرب اهل سنت در یورش شبانه اهواز
نیروهای اداره اطلاعات اهواز، چهارشنبه شب ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، با یورش به منازل شهروندان عرب ساکن منطقه کوت عبدالله، ۲۹ شهروند عرب اهل سنت را بازداشت کردند. این بازداشتها صرفاً به دلیل گرایش مذهبی آنان به اهل سنت انجام شده است.
فعالان حقوق بشر گزارش دادهاند که تعدادی از بازداشتشدگان سابقه حبس به دلیل فعالیتهای مذهبی مسالمتآمیز داشته و دوره محکومیت خود را پیشتر به پایان رسانده بودند. نیروهای امنیتی با ایجاد رعب و وحشت میان کودکان و خانوادهها، به منازل آنان هجوم برده، وسایل شخصی را مصادره و بازداشتشدگان را به مکان نامعلومی منتقل کردند.
هویت برخی از بازداشتشدگان:
1. حسین بترانی، ۴۰ ساله، متأهل
2. حسن عبیداوی، ۵۰ ساله، متأهل
3. محمد (ابوعقیل) حزباوی، ۳۶ ساله، متأهل
4. عبدالرحمن محمد حزباوی، ۴۳ ساله، متأهل
5. جاسم (ابوماجد) سواری، ۳۴ ساله، متأهل
6. محمد خنفری، ۲۲ ساله، متأهل
7. محمد حزباوی، ۲۱ ساله، مجرد
این اقدام نمونه بارز سركوب مضاعف شهروندان عرب است.بازداشتهای خودسرانه، یورش شبانه و انتقال به مکان نامعلوم، نقض آشکار حقوق بنیادین بشر از جمله حق آزادی مذهب، امنیت شخصی و دادرسی عادلانه است.
#بازداشت
@MOJAHWAZ
قلعهچنان اهواز در خون؛ بازداشت ۱۴ شهروند عرب و کشته شدن شمارى از شهروندان عرب توسط اطلاعات
در ادامه جو شدید سرکوب، قطع اینترنت و فضای پلیسی حاکم بر ایران، نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ به منطقه قلعهچنان اهواز حمله کرده و شمارى از شهروندان عرب را بازداشت کردند. طبق گزارشهای فعالان حقوق بشر، در این عملیات دستکم دو نفر با تیراندازی مستقیم کشته شدند و تعداد بازداشتشدگان به ۱۴ نفر میرسد که همگی همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری میشوند.
فعالان حقوق بشر هویت دو تن از کشتهشدگان را به شرح زیر اعلام کردهاند:
• محمود حسنیان (ناصری)، فرزند محمد
• حیدر خیاطیپور
تا زمان انتشار این گزارش، اجساد این دو نفر به خانوادههایشان تحویل داده نشده است. گزارشها حاکی از کشته شدن افراد بیشتری است که هویت آنها هنوز به طور کامل مشخص نشده و تعدادی نیز زخمی شدهاند.
هویت تعدادی از بازداشتشدگان به شرح زیر است:
1. طارق حسنیان، فرزند راهی (دارای دو دختر، یکی یکماهه)
2. بهادر زرگانی، ۳۹ ساله، فرزند خضیر، متأهل و دارای ۳ فرزند
3. منصور ناصری، ۴۰ ساله، فرزند هادی، متأهل و دارای ۴ فرزند
4. احمد باویفرد، فرزند شهاب
5. یوسف حسنیان، فرزند خلیل
6. امین ناصری
7. جاسم باوی، فرزند محمد (معروف به میلاد)
8. محمدعلی باوی، فرزند جابر
9. حمید حسنیان، فرزند محمد
بازداشتشدگان در شعبه دوم دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان کارون (قاضی منتظری) به اتهاماتی از قبیل:تیراندازی به سمت نیروهای امنيتى، انفجار لولههای نفت،نگهداری بمبهای دستساز، همکاری با آمریکا و اسرائیل واخلال در نظم عمومی متهم شدهاند. فعالان حقوق بشر تأکید دارند که این اتهامات معمولاً بر پایه اعترافات اجباری تحت شکنجه و بدون برگزاری محاکمه عادلانه مطرح میشوند.
وزارت اطلاعات ايران در فروردین ۱۴۰۵ با انتشار اطلاعیهای رسمی اعلام کرد که ۵ نفر کشته و ۱۰ نفر بازداشت شدهاند. در این بیانیه بازداشت شدگان را متهم به «تشکیل گروه مخالف، بمبگذاری در زیرساختهای غیرنظامی لوله هاى نفت، حمله مسلحانه، کشف بمب نیمهآماده، سلاح، مهمات، ارز خارجی، تجهیزات استارلینک و اقلام تبلیغاتی» شدند. این نوع اتهامات به طور معمول برای توجیه سرکوب مخالفان و فعالیتهای مدنی به کار گرفته میشود.
بیش از ۱۰۰ روز از بازداشت اين شهروندان عرب گذشته و بازداشتشدگان همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر میبرند. خانوادهها هیچ خبری از وضعیت فرزندان خود ندارند و دسترسی به وکیل یا ملاقات ممنوع است. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی با احضار، فشار و بازداشت برخی اعضای خانوادهها، تلاش میکنند اعترافات اجباری بیشتری بگیرند و افراد دیگری را تسلیم کنند.
فعالان حقوق بشر این رویداد را بخشی از سیاست سیستماتیک سرکوب مردم عرب توسط ج اسلامى ايران میدانند و خواستار شفافیت کامل، دسترسی فوری خانوادهها به بازداشتشدگان، تحویل اجساد کشتهشدگان شدهاند.
#IranWar
اداره اطلاعات اهواز حدود ده روز پیش، زندانی سیاسی عرب #محمدعلی_عموری را از زندان شیبان به مکان نامعلومی منتقل کرده است.
بنا به گزارش فعالان حقوق بشر عرب، تا کنون دليل انتقال او معلوم نيست و هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دسترس نیست.
زن بریتانیایی زندانی در ایران، اعتصاب غذای خود را از سر گرفت.
لیندزی فورمن پس از ۱۶ ماه بازداشت، دوباره دست به اعتصاب غذا زده است. همسرش کریگ فورمن نیز از ۱۲ روز پیش اعتصاب خود را آغاز کرده؛ این اعتراض بلافاصله پس از قطع تماسهای تلفنی با خانوادههایشان شروع شد.
خانواده فورمن میگویند محدودیت شدید تماس تلفنی، ابزاری برای فشار روانی بر آنها بوده است. این زوج موتورسوار بریتانیایی که در دیماه ۱۴۰۳ حین سفر دور دنیا بازداشت شدند، با حکم ۱۰ سال زندان مواجه هستند.
لیندزی در آخرین مصاحبه پیش از قطع تماسها گفته بود: «به این احتمال رسیدهام که ممکن است در زندان بمیرم.»
دولت بریتانیا نسبت به سفر به ایران هشدار شدید داده و از «خطر بالای بازداشت» سخن میگوید.
عملیات مسلحانه مخالفان ج اسلامى در ایران؛ هدف قرار دادن نيروى هاى امنیتی جمهوری اسلامی ايران
ویدئوهایی که همزمان با بازگشت تدریجی اینترنت در ایران منتشر شده، صحنهای از یک عملیات تیراندازی سریع و جسورانه را نشان میدهد. افراد مسلح مخالف، از داخل یک خودرو در حال حرکت، نيروى امنیتی وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دادند.
مهاجمان ابتدا بیرون از یک سوپرمارکت به سمت او شلیک کردند، سپس تعقیبش کرده و داخل فروشگاه عملیات را تکمیل کردند و بلافاصله از محل گریختند.
این اقدام به عنوان نشانهای از تحولی جدید در مقاومت مردمی داخل شهرهای ایران ارزیابی میشود، جایی که گروههای مسلح مخالف در حال سازماندهی برای مقابله مستقیم با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی هستند.
#IranWar