ما یک فضایی رو برای برگزاری #رویداد قبل از جنگ راهاندازی کردیم به اسم «فضای رویداد پیارند» و این مدت نشد درست و حسابی کار کنیم، مثل همه.
ولی الان هستیم جامون هم مرکز شهره و خیلی زیباست
https://t.co/Mp9th8h6IL
ترور نوئا: چرا همیشه باید تیم ملی های آفریقا و خاورمیانه پاسخگوی اعمال دولتهاشون باشند ولی تیم های غربی هرگز؟ به افتخار اعضا تیم ملی ایران که جانانه بازی کردند. ولی همش در کنفرانس های خبری بجای پرسیدن درباره بازی، ازشون راجع به مسائل سیاسی سوال میکنند که یه حرف جنجالی بزنند تا تیتر بشه. مثلا ازش میپرسند نظرت راجع به تنگه هرمز چیه ....
این تبدیل بازی فوتبال به کارما و دست خدا و… هم حالم رو بهم میزنه. این ربط دادن برنده نشدن بازیا به خون بیگناه و…
نمیدونم شاید مغز انسان میخواد برا خودش یه پناهگاهی بسازه که عدالت وجود داره، ولی عدالتی وجود نداره. اینم فقط یه بازی فوتبال بود و ممکن بود صعود کنن.
یک هفته تهران نبودم. رفته بودم تا یکم آروم بشم و بادی به کلهم بخوره. اما مشکلات رو هم با خودم بردم.
سایتها و گروهها رو بالا و پایین میکردم و استرس رو قورت میدادم. فکر کنم هیچ وقت این قدر آینده برام مبهم نبود و برای رسیدن روزهای پیش رو نترسیده بودم و خالی نبودم.
آقای سهیل! امروز وقتی قیطریه بودم و ساختمون فیضیه رو دیدم، یادت افتادم و وقتی از سر پل کردان رد شدم، خاطره روز آخری که دیدمت برام مرور شد.
به این فکر کردم که چرا تو باید بری؟ جای کی رو تو این دنیا تنگ کرده بودی؟ و جای خالیت…
سهیل دلمون برات تنگ شده :*
@DenaDerafshi
میرفتم سر فیلمبرداری فیلم دوستم. تو آسانسور ۱-۲تا از همسایهها گفتن «پاستور رو زدن» جدی نگرفتم.
هنوز به اتوبان نرسیده بودم که صدای ۲تا انفجار نزدیک شنیدم. رفتم داروخونه اندازه ۲ ماه قرصهام رو گرفتم. تو همین مدت مامانم و برادرم بارها به من و بابام زنگ زده بودن، تلفنها قطع بود.