روز یا تاریخ
یجوری برام بی معنی هست
یه چهارشنبه رو می فهمم
من اومدم که تو خوب بشی
نکه اول همه ما رو فراموش کنی
بعد که تازه یادت اومد دوباره
یهو بزاری بری
می دونی
من وقتی برمیگشتم
با دست های سرد
دست خالی برگشتم
حتی قاب عکست هم
سرجاش گذاشتم
باید همون جا می بود
...
اون موقع ها حتما خیلی فرق داشته
همه جا تاریک میشده
مخصوصا اگر هوا ابری بود
ترسی بود که بر روی زمین و جانداران
سیطره پیدا می کرد، احتمالا
اما الان
شهر و دور تا دور نور چراغ
البته اگر برق نرفته باشه
و همه دوربین و موبایل به سمت ماه
برای شکار لحظه ها
...
حرف خوب زدن
یا
خوب حرف زدن
🤔
بنظرم نمیشه با هم مقایسه شون کردن
این یا اون
دو تا مهارت جدا هست
مثل شنونده خوب بود
بهت سه تا مهارت کاربردی گفتم 😉
آدم با حرف زدن تعامل می کنه
حرف خوب گفتن و شنیدن رو دوست داره
و دوست داره شنیده بشه
اصلا خبر داری چقدر
دلتنگتم بی معرفت…
مگه چی میخواستم ازت
جز اینکه تو باشی فقط
تو تنهایی دلتنگتم؛ با آدما دلتنگتم…
هر مدلی که فکر کنی
من این روزا دلتنگتم
#آوات
شر نبودیم
ولی شیطنت که پیش می اومد
پایه بودیم
مثلا
معلم نداشتیم و کلاس رو کردیم
رینگ کشتی کچ 😄😄
تگ تیم
از بالای میزها بپر رو کله هم
بفرستش تو دیوار
بعد دو سه نفر دیگه هم لهش کنن 🤦🏻♂️🤦🏻♂️
معلم کلاس کناری اومد
سرمون داد بیداد کرد
خندیدیم بهش😁
رفت با ناظم اومد
#خاطره_بازی
حالا که از ما گذشت
اومدن یارو باش
سال آخر
نزدیک های عید بود
کلاس ها تق و لق
معلم نداشتیم
شلوغ پلوغ میکردن بچه ها
یهو یکی از اون ور ضرب گرفت
یکی از این ور شروع کرد
همه با هم با اون صداهای
نتراشیده نخراشیده
شروع کردیم به خوندن
کلاس رفت رو ها
در باز شد ناظم اومد
...
#خاطره_بازی
حالا که از ما گذشت
اومدن یارو باش
سال آخر
نزدیک های عید بود
کلاس ها تق و لق
معلم نداشتیم
شلوغ پلوغ میکردن بچه ها
یهو یکی از اون ور ضرب گرفت
یکی از این ور شروع کرد
همه با هم با اون صداهای
نتراشیده نخراشیده
شروع کردیم به خوندن
کلاس رفت رو ها
در باز شد ناظم اومد
...
#خاطره_بازی
عهد کرده بودم سریال نگاه نکنم
اما
تاسیان
قسمت ۱۴
Oscar face صورت زخمی
هم تموم شد
میشه در کنار هم نشست و فقط نگاه کرد
یا بعدش باهم در موردش صحبت کرد
...
دستم از دسته تو دور
این شروع ماجراست
روز و شب هفته و ماه
قصه های غصه هاست
بودن این جا که برام
مرگ بی چون و چراست
همه چی از بد و خوب
قصه ی رنگ و ریاست
تو که نیستی از خودم بیخبرم
نصف شبی
بی خوابی به سرت بزنه
با آهنگ بانو هایده
عهد کرده بودم سریال نگاه نکنم
اما
تاسیان
قسمت ۱۴
Oscar face صورت زخمی
هم تموم شد
میشه در کنار هم نشست و فقط نگاه کرد
یا بعدش باهم در موردش صحبت کرد
...