اونروز تو مترو دوتا خانم دستفروش همدیگه رو یه دفعه ای دیدن و شروع کردن به خنده و شوخی(دوست بودن از قبل) ؛ غش غش بلد میخندیدن بعد یکیشون یهو جدی به اونیکی گفت :(نخند ، بفروش) دوباره زدن زیر خنده
اگه منو رفیقم دستفروش میشدیم حتما همچین چیزی میشدیم
@shinmnd یه بنده خدایی (دختر)میشناختم رفته بود سایت ایرانخودرو خیلی رندوم ماشین ثبت نام کنه ، اتفاقی پراید وانت ثبت نام کرده بود .
هیچی دیگه دوماه با وانت تو دانشگاه تردد میکرد
کتاب مدرسهی رویایی، درباره یک مدرسه عجیب در ژاپن قبل از جهان مدرن هستش .
شخصیت اصلی داستان هم یک دختر بیش فعال به اسم توتوچانه ...
بسیار بسیار عملکرد مدیر این مدرسه و صبر و خلاقیتی که داره خواندنی هستش
این هم یک بخشی از اون کتاب :
#کتاب#کتابخونی#آموزشوپروش