از جنوب می نویسیم چون تو این گرما برق نیست.
از جنوب می نویسیم چون ماهیگیران دیگه نمی تونن برن ماهیگیری.
از جنوب می نویسیم چون هر لحظه ممکنه یه مدرسه دیگه بمباران بشه، چون امتحانات نهایی لغو نشده.
از جنوب می نویسیم چون سربازان بدبختی که پول رشوه نداشتن بدن بیفتند مرکز دارن کشته میشن.
از جنوب می نویسیم چون وطنمونه.
از جنوب می نویسیم چون ایران است.
من اگه غر این رو نزنم امروز نمیتونم کار کنم.
یعنی طرف توی over engineering، طراحی چیزهای بیخودی که لازم نیست و طراحی و پیادهسازی مسائل ساده به پیچیدهترین روش ممکن و اسپاگتی طور عملا توی پروژه ریییییده.
واقعا مغزم داره سوت میکشه از این گندمان که این یارو زده تو سیستم.
آقا این خارجیا واسه ما ادای برابری و احترام به همه نظرات دارن؛
من آنقدر اروپایی دیدم که به گرایش یا ظاهر آدمها گیر میدن.
حالا احتمالا هلندیها کمتر؛ اما بقیه جاها خیلی شدیدتر.
دیشب این دوستمون به موهای Cucurella گیر داده بود خندهم میگرفت.
@4l1_4zG آلمانیه رو یادم نیست اما جدی انگلیسی و آمریکایی نظرشون این بود که اینجا سطح رفاهی و کیفیت زندگی بالاتره
مثلا آمریکایی شکایتش از بیمه و میزان کارتنخوابها بود. میگفت ترجیح میدم بیشتر مالیات بدم اما از خونه میام بیرون آدمهای فقیر دور و بر خونه نبینم.
از خوبیهای خارجه این بازگشت کالاست واقعا.
یه مولتیکوکر خریدم، یک ساعت بعدش توی و سایتشون دیدم کد تخفیف ١٢ درصدی داشتن و من ندیدم!
دومی رو هم خریدم که اولی رو رو برگردونم.
و اینجوری ۴٠ یورو ذخیره کردم. 😇
چیزی که توی همه سیستمها داره در قالب یک رکورد ذخیره میشه اومده در قالب ستون تعریف کرده، بعد برای اینکه از پس این موضوع ستونهای داینامیک بربیاد اومده کلی پیچیدگی الکی به سیستم اضافه کرده! جداول واید، کوئریهای داینامیک، تاریخچه آپدیت اسکیمای جداول و مایگریشن و هزار کوفت دیگه.
کتاب "انسان در جستجوی معنا" هم تموم شد.
جالب و تاثر برانگیز بود.
روایت یک دکتر که توی اردوگاههای نازی زندانی میشه و تحلیل روانشناسی وقایع.
از بس ریتمش تند بود حس میکنم یه بار دیگه باید بخونم تا بفهمم.